Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English
Persian
cabala
علوم اسرار امیز ازقبیل علم ارواح
cabbala
علوم اسرار امیز ازقبیل علم ارواح
cabbalah
علوم اسرار امیز ازقبیل علم ارواح
Other Matches
gnostic
اسرار امیز
mysterious
اسرار امیز
occult
اسرار امیز مستتر کردن
animism
اعتقاد باینکه ارواح مجرد وجود دارند اعتقاد بعالم روح و تجسم ارواح مردگان
information science
علوم اگاهی علوم اطلاعاتی
cadre
واحدی ازقبیل قضایی واداری ونظامی وغیره
cadres
واحدی ازقبیل قضایی واداری ونظامی وغیره
ingestion
وارد شدن مواد خارجی ازقبیل پرنده یخ اب برف گرد وغبار به داخل موتور
lemures
ارواح
rat race
عملیات رقابت امیز عنیف وشتاب امیز
shadow play
نمایش ارواح
ghost dance
رقص ارواح
spiritualism
اعتقادبه عالم ارواح
all souls day
روزاستغاثه برای ارواح
spiritualism
اعتقاد به احضار ارواح
to believe in ghosts
اعتقاد داشتن به ارواح
manes
ارواح اموات مانی نقاش
yama
یاما : رب النوع ارواح وداورمردگان
telekinesis
حرکت اجسام بوسیله ارواح
shinto
مذهب ارواح پرستی درژاپن
trade secret
اسرار بازرگانی
trade secrets
اسرار بازرگانی
secretary
محرم اسرار
secretaries
محرم اسرار
confidantes
محرم اسرار
confidants
محرم اسرار
confidant
محرم اسرار
confidante
زن محرم اسرار
Shrouded in mystrey.
در پرده اسرار
lar
نام یکی از ارواح حافظ خانه
self repression
حفظ اسرار خود
mystagogue
مفسر اسرار دین
privy
محرم اسرار اختصاصی
sedition
خیانت در حفظ اسرار نظامی
tipsters
فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
tipster
فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
confidnetial relationship with client
حفظ اسرار صاحب کار
gnostic
دارای اسرار روحانی نهانی
bead roll
صورت مردگانی که برای ارواح انها فاتحه یادعامیخوانند
gratulant
تهنیت امیز تبریک امیز
antagonistic
خصومت امیز رقابت امیز
admonitory
نصیحت امیز توبیخ امیز
expostulatory
سرزنش امیز تعرض امیز
trickier
خدعه امیز مهارت امیز
suasive
ترغیب امیز تحریک امیز
incriminatory
تهمت امیز اتهام امیز
trickiest
خدعه امیز مهارت امیز
tricky
خدعه امیز مهارت امیز
beadroll
صورت مردگانیکه باید برای ارواح انها فاتحه یادعابخوانند
controlled environment
محیطی که در ان کمیتهایی ازقبیل دما فشارترکیب اتمسفری تابشهای یونیزه کننده و میزان رطوبت در مقادیر مناسب برای موجودات زنده یا سخت افزارنگه داشته میشوند
spiritism
اعتقاد به وجود روح وبازگشت ارواح بعالم مادی روح گرایی
psychomancy
رابطه با روح رابطه ارواح باهم
science
علوم
sciences
علوم
mathesis
علوم
life science
علوم طبیعی
mathematics
علوم دقیقه
idiographic sciences
علوم فردنگر
computer science
علوم کامپیوتر
biological sciences
علوم زیستی
quadrivium
علوم چهارگانه
social sciences
علوم اجتماعی
behavioral sciences
علوم رفتاری
rudiment
علوم مقدماتی
mathematics
علوم ریاضی
astronautics
علوم فضانوردی
basic sciences
علوم پایه
exact sciences
علوم دقیقه
civics
علوم مدنی
the four faculties
علوم چهارگانه
the learned professions
علوم سه گانه
the province of science
رشته علوم
political science
علوم سیاسی
social science
علوم اجتماعی
boffin
ویژهگر علوم
Bachelor of Science
لیسانس علوم
RAM
[random access memory]
رم
[علوم کامپیوتر]
physical sciences
علوم طبیعی
liberal arts
علوم انسانی
liberal arts
علوم سبعه
litterae humaniores
علوم انسانی
occult sciences
علوم غیبی
normative sciences
علوم هنجاری
Random-access memory
رم
[علوم کامپیوتر]
physical science
علوم طبیعی
boffins
ویژهگر علوم
life science
علوم زیستی
life sciences
علوم زیستی
life sciences
علوم طبیعی
natural sciences
علوم طبیعی
notionalist
متخصص علوم نظری
encyclopaedism
علوم واطلاعات جامع
nomothetic sciences
علوم قانون نگر
seminaries
مدرسه علوم دینی
political scientists
ویژه گر علوم سیاسی
seminary
مدرسه علوم دینی
political scientist
ویژه گر علوم سیاسی
trivium
علوم ازاد سه گانه
theologue
طلبه علوم دینی
theological school
مدرسه علوم دینی
ms.
فوق لیسانس علوم
humanism
علوم انسانی انسانگرایی
mss
فوق لیسانس علوم
theoretics
تحقیقات نظری در علوم
confidnetial relationship with client
حفظ اسرار موکل حفظ اسرارمشتری
main memory
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
addressed memory
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
RAM
[random access memory]
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
theorist
متخصص علوم نظری نگرشگر
theorists
متخصص علوم نظری نگرشگر
metaphysician
دانشمند علوم ماوراء طبیعی
memory management
مدیریت حافظه
[علوم کامپیوتر]
primary memory
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
computer memory
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
main store
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
naturalistic
وابسته به تاریخ علوم طبیعی
Random-access memory
حافظه رایانه
[علوم کامپیوتر]
polytechnics
وابسته به علوم عملی مختلف
geoscience
علوم مربوط به زمین شناسی
addressable storage
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
RAM
[random access memory]
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
Random-access memory
حافظه تصادفی
[علوم کامپیوتر]
polymaths
جامع علوم معقول ومنقول
polymath
جامع علوم معقول ومنقول
metaphysics
مبحث علوم ماوراء طبیعی
polytechnic
وابسته به علوم عملی مختلف
polytechnical
وابسته به علوم عملی مختلف
B.A.s
مخفف لیسانس علوم انسانی
occultist
جستجو کننده علوم پوشیده
AA
فوق دیپلم در علوم انسانی
B.A
مخفف لیسانس علوم انسانی
arabist
عالم بزبان و علوم عربی
addressed memory
حافظه خواندن،نوشتن
[علوم کامپیوتر]
addressable storage
حافظه خواندن،نوشتن
[علوم کامپیوتر]
PhDs
درجه دکترا در علوم یا دانشهای انسانی
RAM
[random access memory]
حافظه خواندن،نوشتن
[علوم کامپیوتر]
PhD
درجه دکترا در علوم یا دانشهای انسانی
to browse
ویرایش کامل کردن
[علوم کامپیوتر]
to browse
بررسی عمومی کردن
[علوم کامپیوتر]
Random-access memory
حافظه خواندن،نوشتن
[علوم کامپیوتر]
submarine
زیر دریای
[نظامی]
[علوم طبیعی]
prescientific
مربوط بدوره قبل از علوم جدید
submarine boat
زیر دریای
[نظامی]
[علوم طبیعی]
major seminary
دانشکده علوم روحانی جماعت کاتولیک
metaphysical
وابسته بعلم ماوراء طبیعی علوم معقول
theolog
دانشمند علم دین طلبه علوم دینی
comma-separated values
[CSV]
اعداد بوسیله ویرگول از هم جدا شده
[علوم کامپیوتر]
spss
Social the for StatisticalPackage Sciences بسته اماری برای علوم اجتماعی
systematic theology
بخشی از علوم الهی که مذاهب مختلفه را جزئی ازیک حقیقت کل میداند
aerodynamics
شاخهای از علوم در موردتولید نیروها در اثر حرکت سطوح و اشکال مختلف درهوا یا سایر گازها
synalepha
هم امیز
murmurous
غر غر امیز
synaloepha
هم امیز
based on private motives
غرض امیز
corruptive
فساد امیز
doxological
ستایش امیز
criminative
تهمت امیز
chimerical
هوس امیز
dissipative
اسراف امیز
disdianful
اهانت امیز
disapprobatory
مذمت امیز
disapprobatory
تقبیح امیز
maledictory
لعنت امیز
damnatory
لعنت امیز
curmudgeonly
خست امیز
inculpatory
تهمت امیز
approbatory
تحسین امیز
afflictive
مصیبت امیز
contrarious
مخالفت امیز
conciliar
توط ئه امیز
catastrophical
مصیبت امیز
caustically
بطورطعنه امیز
caressive
نوازش امیز
calumniatory
افترا امیز
domineeringly
بطورتحکم امیز
affrontive
توهین امیز
amusive
تفریح امیز
commendatory
تقدیر امیز
color mixer
رنگ امیز
conciliative
صلح امیز
competetive
رقابت امیز
censurable
انتقاد امیز
consultatory
مشورت امیز
confusional
اغتشاش امیز
approbative
تحسین امیز
collusive
دسیسه امیز
applausive
تحسین امیز
pacificatory
صلح امیز
affrontive
دشنام امیز
elusory
طفره امیز
indemnificatory
غرامت امیز
repoachful
سرزنش امیز
obreptitious
خدعه امیز
ostensive
تظاهر امیز
philosophistic
سفسطه امیز
praiseful
ستایش امیز
prankful
شوخی امیز
preachy
موعظه امیز
procrastinatory
طفره امیز
objurgatory
سرزنش امیز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com