Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 54 (1 milliseconds)
English
Persian
operand
عملوند
oprand
عملوند
Other Matches
handing
سیستم جاری که 1-عملوند عملیات خودکار را کنترل نمیکند. 2-عملوند نیازی به تماس با وسیله مورد استفاده ندارد
hand
سیستم جاری که 1-عملوند عملیات خودکار را کنترل نمیکند. 2-عملوند نیازی به تماس با وسیله مورد استفاده ندارد
immediate
دستور کامپیوتری که عملوند در دستور راست و نه آدرس محل عملوند
operation
1-عملیات روی دو عملوند. 2-عملیات روی عملوند به صورت دودویی
literal operand
عملوند لفظی
four address instruction
معمولا: محل دو عملوند
mainframe computer
مانند تعداد عملوند همزمان
factors
هر عدد در ضرب که عملوند است
zero
دستوری که آدرس در آن عملوند است
zeroes
دستوری که آدرس در آن عملوند است
zeros
دستوری که آدرس در آن عملوند است
notation
که عملگر پس از عملوند فاهر میشود
monadic operator
اپراتور منط قی فقط با یک عملوند
factor
هر عدد در ضرب که عملوند است
notations
که عملگر پس از عملوند فاهر میشود
format
با استفاده فیلدهای عملوند و عملیات و برچسب
operand
فضای یک عملوند در دستور برنامه نویسی
operand
عملوند همزمان با دستور بازیابی میشود
formats
با استفاده فیلدهای عملوند و عملیات و برچسب
arithmetic
فضایی در حافظه که عملوند ها را ذخیره میکند
interactive
برنامه کامپیوتری قادر به پذیرش داده از عملوند
boolean operation
جدول نمایش دو کلمه دودویی عملوند عمل و نتیجه
monadic operator
عملی که از یک عملوند برای تولید نتیجه استفاده میکند
two address instruction
دستوری که حاوی محل دو عملوند و آدرس نتیجه است
unary operation
عملیات محاسبه روی یک عملوند مثل عمل منط قی NOT
machines
بایت تشکیل شده است برای عملوند و داده و آدرس
machine
بایت تشکیل شده است برای عملوند و داده و آدرس
machined
بایت تشکیل شده است برای عملوند و داده و آدرس
operation
عملی منط قی روی تعداد عملوند مربوط به قوانین جبربول
boolean operation
عمل منط قی روی چند عملوند با استفاده از قوانین جبر بول
connective
نشانه بین دو عملوند که نشان دهنده عملی است که باید انجام شود
three address instruction
دستوری که حاوی آدرس دو عملوند و محل نتیجه که باید ذخیره شود است
handing
سیستم جاری که عملوند عملیات را با اجرای دستورات از طریق صفحه کلید کنترل میکند
postfix
عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند به طوری که عملگر پس از عملوند می آید
hand
سیستم جاری که عملوند عملیات را با اجرای دستورات از طریق صفحه کلید کنترل میکند
notation
عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
notations
عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
seconds
دستوری که حاوی آدرس است که عملوند در آن ذخیره شده است
second
دستوری که حاوی آدرس است که عملوند در آن ذخیره شده است
seconded
دستوری که حاوی آدرس است که عملوند در آن ذخیره شده است
seconding
دستوری که حاوی آدرس است که عملوند در آن ذخیره شده است
register
دستوری که میله آدرس آن حاوی ثباتی است که عملوند ذخیره شده است
registering
دستوری که میله آدرس آن حاوی ثباتی است که عملوند ذخیره شده است
registers
دستوری که میله آدرس آن حاوی ثباتی است که عملوند ذخیره شده است
logic
مدار الکترونیکی یک عملوند منط قی اعمال میکند به سیگنال ورودی و خروجی تولید میکند
two address instruction
قالب دستور که حاوی محل دو عملوند است و نتیجه در محل یکی از عملوندها ذخیره می شوند
dyadic operation
عمل دودویی با استفاده از دو عملوند دودویی
compile
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiles
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiled
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiling
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
deferred addressing
آدرس دهی غیر مستقیم که محلی که دستیابی شده است حاوی آدرس عملوند پردازش شدنی است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com