English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
parallel operation عملکرد موازی
Other Matches
two way alternate operation عملکرد متناوب دو طرفه عملکرد جانشین دوگانه
multitasking عملکرد چند وفیفهای عملکرد چند تکلیفی
paralleled چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallels چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallel چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelled چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleling چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelling چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
multiple معماری پردازنده موازی که از چندین ALU و حافظه موازی برای افزایش سرعت پردازش استفاده میکند
lpt در DOS نام دستگاهی است که به یکی از درگاههای موازی مربوط می گردد وچاپگرهای موازی می توانندبه ان متصل شوند
MIMD معماری پردازنده موازی که تعدادی ALU و وسایل حافظه را موازی استفاده میکند تا پردازش سریع داشته باشد
shunts موازی موازی فرعی
shunt موازی موازی فرعی
shunted موازی موازی فرعی
worked عملکرد
process عملکرد
processes عملکرد
work عملکرد
method of operation عملکرد
revenue operation عملکرد
throughput عملکرد
performances عملکرد
performance عملکرد
turn over عملکرد
operation عملکرد
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
returned عملکرد کارکرد
logical operation عملکرد منطقی
loss marking operation عملکرد زیانبار
furnace operation عملکرد کوره
returning عملکرد کارکرد
returns عملکرد کارکرد
dyadic operation عملکرد دوتایی
maximum performance عملکرد حداکثر
continous operation عملکرد پایدار
concurrent operation عملکرد همزمان
computer operation عملکرد کامپیوتری
binary operation عملکرد دودوئی
attended operation عملکرد با مراقب
indirect operation عملکرد غیرمستقیم
machine operating عملکرد ماشین
feature of performance ویژگی عملکرد
operation analysis تحلیل عملکرد
performance appraisal عملکرد سنجی
unattended operation عملکرد بی مراقب
reatrain عملکرد توام
telephone operation عملکرد تلفن
return عملکرد کارکرد
transformer operation عملکرد یا طرزکارترانسفورماتور
feature ویژگی عملکرد
operating panel تابلوی عملکرد
operating lever اهرم عملکرد
monadic operation عملکرد یگانه
monadic operation عملکرد تکین
multisequencing عملکرد چند ترتیبی
performance rating درجه بندی عملکرد
fixed point operation عملکرد با ممیز ثابت
ratings نحوه عملکرد مجاز
rating نحوه عملکرد مجاز
two way simultaneous operation عملکرد همزمان دو طرفه
illegal operation عملکرد غیر قانونی
operation وابسته به عمل عملکرد
input output operation عملکرد ورودی- خروجی
uniprogramming system سیستم عملکرد تک برنامهای
even-handed treatment رفتار [عملکرد] عادلانه
one way only operation عملکرد فقط یک طرفه
off line operation عملکرد برون خطی
multitasking عملکرد چند تکلیفی
electrically operated chuck سه نظام با عملکرد الکتریکی
on line operation عملکرد درون خطی
multiprogramming عملکرد چند برنامهای
operating speed سرعت عملکرد کار
binary arithmetic operation عملکرد ریاضی دودویی
social audit ارزیابی عملکرد اجتماعی موسسه
multiprogramming system سیستم عملکرد چند برنامهای
chunking along عملکرد یک برنامه طویل الاجراو قابل اطمینان
duplex operation کارکرد یا عملکرد دوبل مکالمه تلفنی دو طرفه
compatible زیردستگاهی که در رابطه باکل دستگاه عملکرد مناسبی دارد
spools Operations SimultaneousPeripheral Line On عملکرد دستگاه جانبی همزمان به صورت درون خطی
spool Operations SimultaneousPeripheral Line On عملکرد دستگاه جانبی همزمان به صورت درون خطی
cruise control کنترل عملکرد موتور برای بدست اوردن بیشترین راندمان قدرت و مصرف سوخت
control unit قسمتی از یک کامپیوتر که عملکرد صحیح واحدهای اریتمتیک نگهداری و انتقال اطلاعات را کنترل میکند
numeric keypad یک وسیله ورودی که مجموعهای از کلیدهای رقم دهدهی وکلیدهایی با عملکرد مخصوص را استفاده میکند
system follow up ارزیابی و بررسی مستمرسیستم جدید نصب شده به منظور مشاهده میزان عملکرد ان طبق طرح
wild card روشی که به یک سیستم عامل امکان میدهد تا روی چندین فایل با نامهای مرتبط عملکرد مفیدی داشته باشد
boostrap operation عملکرد سیستم دینامیکی که دران سیکل اولیه به کمک نیرویا نیروهای خارجی شروع میشود ولی بدون ان ادامه مییابد
thrashing وضعیتی دریک سیستم عملکرد چند برنامهای که کامپیوتر باید بجای اجرای برنامه ها وقت بیشتری را صرف صفحه بندی کند
parallelling موازی
shunt موازی
coaxial موازی
parallel ruler خط کش موازی
shunted موازی
two parallel lines دو خط موازی
shunts موازی
parallels موازی
paralleling موازی
parallel موازی
parallelled موازی
paralleled موازی
parallel computer کامپیوتر موازی
parallel operation عملیات موازی
parallel port درگاه موازی
axially parallel موازی محوری
parallel connection اتصال موازی
parallel operation عمل موازی
parallel conversion تبدیل موازی
antiparalle موازی ناهمسو
parallel column ستونهای موازی
along موازی با طول
paralleled برابر خط موازی
collimator موازی ساز
machinist vise گیره موازی
shunts مقاومت موازی
shunted مقاومت موازی
centronics interface رابط موازی
shunt مقاومت موازی
parallel access دستیابی موازی
parallel adder افزایشگر موازی
parallel cells یاختههای موازی
parallel برابر خط موازی
parallel circuit مدار موازی
parallel printer چاپگر موازی
parallel feed خورد موازی
parallel system شبکه موازی
parallel transmission مخابره موازی
parallel transmission انتقال موازی
parallel transmission ارسال موازی
pyeonhi seogi موازی ایستادن
running in parallel پردازش موازی
serioprallel دنبالهای و موازی
shunt capacitor خازن موازی
shunt element عنصر موازی
parallelling برابر خط موازی
parallel storage انبارش موازی
parallel storage انباره موازی
parallel processing پردازش موازی
parallel processor موازی پرداز
parallel processor پردازنده موازی
parallel reading خواندن موازی
parallel printing چاپ موازی
parallelled برابر خط موازی
paralleling برابر خط موازی
parallel interface رابط موازی
parallel sheaf مروحه موازی
parallel run اجرای موازی
parallels برابر خط موازی
doube bead گچ بری موازی
race condition حالت نامعینی که به هنگام عملکرد همزمان ددستورالعملهای دو کامپیوتربوجود می اید و امکان شناخت این مسئله که کدام یک از انها ابتدا تمام خواهند شدوجود ندارد
to flatten out موازی زمین پروازکردن
to draw parallels خطهای موازی کشیدن
bowling crease خط موازی جلوی پایه ها
twentyfive خط 52 یاردی موازی با خط دروازه
parallel موازی کردن اسکیها
twentyfive yard line خط 52 یاردی موازی خط پایانی
collimate موازی قرار دادن
branch extension اتصال موازی فرعی
parallel resonant circuit مدار همنوای موازی
clamp base vise گیره با فکهای موازی
endline خطوط موازی با 04 مترفاصله
parallel gap welder جوشگر شکاف موازی
parallel search storage انباره جستجوی موازی
parallel clamp گیره پیچی موازی
parallel access با دست یابی موازی
parallel perspective پرسپکتیو همرو یا موازی
one point perspective پرسپکتیو همرو یا موازی
to flatten out بازمین موازی شدن
offside line خط فرضی موازی با دروازه
parallel trussed girder تیر شبکهای موازی
multiple transformer مبدل با اتصال موازی
series parallel connection اتصال زنجیری- موازی
series parallel connection اتصال سری- موازی
jet turn چرخش موازی اسکی ها
parallel adder جمع کننده موازی
ideal paralleling مدار موازی ایده ال
gules خطوط موازی عمودی
five yard line خط داخلی و موازی خط کناری
parallel input output ورودی و خروجی موازی
trimaran قایق با 3 بدنه موازی
paralleling موازی کردن اسکیها
parallelled موازی کردن اسکیها
swing پیچیدن موازی اسکیها
swings پیچیدن موازی اسکیها
flash معدن موازی سریع A/D.
flashed معدن موازی سریع A/D.
trimarans قایق با 3 بدنه موازی
flashes معدن موازی سریع A/D.
parallels موازی کردن اسکیها
parallelling موازی کردن اسکیها
paralleled موازی کردن اسکیها
connect in parallel بطور موازی اتصال دادن
to decline from the parallel از حالت موازی خارج شدن
stramline flow جریان موازی یابی ممانعت
chitary jireugi ضربه مشت موازی یا افقی
dual دو لیست موازی جدا از اطلاعات
series parallel dimming اتصال زنجیری- موازی لامپها
parallelled خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
carding موازی کردن الیاف قبل از ریسندگی
parallels خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
petri nets مدل نمایش سیستمهای همزمان یا موازی
shunt موازی کردن بستن بسته شدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com