English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
floating عملیات ریاضی روی اعداد اعشاری
Other Matches
modes عملیات ریاضی اعشاری که در آن عددی غیر از صفر به عدد با کمترین ارزش اضافه میشود در حین نرمال سازی عدد اعشاری
mode عملیات ریاضی اعشاری که در آن عددی غیر از صفر به عدد با کمترین ارزش اضافه میشود در حین نرمال سازی عدد اعشاری
fixed point notation = قوانین و روشهای ریاضی با استفاده از اعداد اعشاری
floating UPC ویژه که میتواند روی اعداد اعشاری به سرعت عملیات انجام دهد
flopping اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flopped اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flop اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flops اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
m مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
noisy mode سیستم محاسبات اعداد اعشاری که عددی غیر از صفر به محل کمترین ارزش در حین نرمالسازی عدد اعشاری افزوده میشود
reversed عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد
reverse عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد
reversing عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد
reverses عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد
algebra استفاده از حروف در برخی عملیات محاسباتی مشخص برای جانشین کردن اعداد ناشناخته یا یک محدودهای از اعداد ممکن
decimal number system سیستم اعداد اعشاری
floating point basic نوعی زبان BASIC که اجازه استفاده از اعداد اعشاری رامیدهد
routine مجموعه توابعی که امکان مدیریت وپردازش اعداد اعشاری را فراهم میکند
routinely مجموعه توابعی که امکان مدیریت وپردازش اعداد اعشاری را فراهم میکند
routines مجموعه توابعی که امکان مدیریت وپردازش اعداد اعشاری را فراهم میکند
gigaflop یک هزار میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
applesoft basic نوع توسعه یافته زبان برنامه نویسی BASIC که باریزکامپیوتر قابلیت پردازش اعداد اعشاری را هم دارد
recurring decimal اعشاری مکرر [ریاضی]
proper decimal fraction کسر اعشاری صحیح [ریاضی]
terminating decimal کسر اعشاری صحیح [ریاضی]
point ممیز [در کسر اعشاری] [ریاضی]
floating عمل ریاضی روی عدد اعشاری
binary coded decimal سیستم کدگذاری در کامپیوترکه در ان همه ارقام دهدهی توسط گروه 4 تائی از 0 و 1ها نمایش داده میشود اعداد اعشاری با کد دودوئی
fixed point notation = نمایش عدد که محل ارقام و نقط ه اعشاری را در کامپیوتر نگه می دارد تا بیشترین تعداد اعداد قابل مدیریت را محدود کند
system of numeration دستگاه اعداد [ریاضی]
numerative system دستگاه اعداد [ریاضی]
numbering system دستگاه اعداد [ریاضی]
number system دستگاه اعداد [ریاضی]
numerative دستگاه اعداد [ریاضی]
rational numbers اعداد منطقی [ریاضی]
Cardinal numbers اعداد کاردینال [ریاضی]
cardinals اعداد اصلی [ریاضی]
theory of numbers نظریه اعداد [ریاضی]
Mersenne prime اعداد مرسن [ریاضی]
analytic number theory نظریه تحلیلی اعداد [ریاضی]
geometry of numbers نظریه هندسی اعداد [ریاضی]
prime number theorem قضیه اعداد اول [ریاضی]
setting up ریاضی مربوط به مجموعههای اعداد
floating point number اعداد ممیز شناور [ریاضی]
sets ریاضی مربوط به مجموعههای اعداد
set ریاضی مربوط به مجموعههای اعداد
functioned فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
functions فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
function فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
overflows نتیجه ریاضی که بزرگتر از حد اعداد سیستم ذخیره سازی کامپیوتر است
overflow نتیجه ریاضی که بزرگتر از حد اعداد سیستم ذخیره سازی کامپیوتر است
crunches بیان فرفیت کامپیوتر برای پردازش اعداد و انجام اعمال ریاضی
overflowed نتیجه ریاضی که بزرگتر از حد اعداد سیستم ذخیره سازی کامپیوتر است
crunched بیان فرفیت کامپیوتر برای پردازش اعداد و انجام اعمال ریاضی
crunch بیان فرفیت کامپیوتر برای پردازش اعداد و انجام اعمال ریاضی
mantissa رقم اعشاری لگاریتم معمولی افزایش عدد اعشاری
internal عملیات ریاضی ALU
operators ترتیب اجرای عملیات ریاضی
operator ترتیب اجرای عملیات ریاضی
precedence ترتیب اجرای عملیات ریاضی
result پاسخ یا خروجی عملیات ریاضی یا منط قی
resulting پاسخ یا خروجی عملیات ریاضی یا منط قی
resulted پاسخ یا خروجی عملیات ریاضی یا منط قی
notations عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند
notation عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند
multiplication عملیات ریاضی که یک عدد را یک واحد به خودش اضافه میکند
borrows عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
borrowed عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
precedence قوانین محاسباتی برای بیان نحوه محاسبه عملیات ریاضی
borrow عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
OCP پردازندهای که عملیات ریاضی و منط قی را طبق کد برنامه انجام میدهد
logic ترمیم ریاضی عملیات منط قی مثل AND و OR و... و تبدیل آنها به مدارهای مختلف
processor پردازندهای که عملیات ریاضی و منط قی را کد گشایی و اجرا میکند طبق کد برنامه
inferior figures حروف یا اعداد کوچکتر که پایین حروف معمولی نوشته می شوند که در فرمولهای ریاضی و شیمی به کار می روند.
order پردازندهای که عملیات ریاضی و منط قی را کدگشایی کند و انجام میدهد مط ابق کد برنامه
coprocessor پردازندهای که نتایج عملیات ریاضی را سریع تر از بخش ALU از CPU انجام میدهد
processor کامپیوتری که میتواند روی چندین آرایه داده برای عملیات ریاضی خیلی سریع
postfix عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند به طوری که عملگر پس از عملوند می آید
notations عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
notation عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
complementation سیستم اعداد برای نشان دادن اعداد مثبت و منفی
leontief matrix اجزاء ماتریس لئونتیف در قطراصلی اعداد مثبت و سایراجزاء ان اعداد منفی یا صفرهستند .
prefix notation عملیات ریاضی به صورت منط ق به طوری که عملگر پیش از عملوندها فاهر میشود و نیازی به کروشه نیست
decimal file system سیستم انبارداری اعشاری سیستم شمارش اقلام اعشاری
random number روش ایجاد یک ترتیبی از اعداد تصادفی به طوری که هیچ عددی بیشتر از اعداد دیگر رخ نمیدهد
sentinel 1-علامت گذار یا چاپگر بخش خاص داده .2-پرچمی که وضعیت ثبات را پس از عملیات ریاضی یا منط قی گزارش میدهد
sentinels 1-علامت گذار یا چاپگر بخش خاص داده .2-پرچمی که وضعیت ثبات را پس از عملیات ریاضی یا منط قی گزارش میدهد
hexadecimal notation سیستم اعداد به همراه اعداد مبنا و A تا F
hex سیستم اعداد به همراه اعداد مبنا و A تا F
super- کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
suffix notation عملیات ریاضی که به صورت منط ق نوشته میشود و نشانه پس از عددی که عمل روی آن انجام میشود می آید
generals ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط قی مختلف ذخیره کند
general ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط قی مختلف ذخیره کند
gpr ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط ق مختلف پردازش کند
farmgate type operations رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
buffered computer کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
anticrop operations عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
counter air operations عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
counter air عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
statements 2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statement 2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
propagate خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagated خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagates خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagating خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
land control operation عملیات کنترل زمین عملیات
code panel رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
housekeeping عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
decimal اعشاری
mantissa اعشاری
decimals اعشاری
denary ده ده اعشاری)
decimal point ممیز اعشاری
decimal balance ترازوی اعشاری
decimal digit رقم اعشاری
decimal points ممیز اعشاری
common logarithm لگاریتم اعشاری
decimal number عدد اعشاری
repeating decimal اعشاری مکرر
decimal function کسر اعشاری
decimal fraction کسر اعشاری
air sea rescue عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air-sea rescue عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
decimal رقم دهدهی اعشاری
zone decimal دسته بندی اعشاری
fractional مانیتن یک عدد اعشاری
decimals رقم دهدهی اعشاری
packed decimal عدد اعشاری فشرده
decimal tab جدول بندی اعشاری
decimalist طرفدارسلسله اعشاری درپول
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
actual decimal point نقطه یا ممیز اعشاری واقعی
decimals سه طرح درست پس از نقط ه اعشاری
fraction bd1-.. 2-مانیتن در یک عدد اعشاری
fractions bd1-.. 2-مانیتن در یک عدد اعشاری
biased ارزش توان در یک عدد اعشاری
characteristically مقدار نمای یک عدد اعشاری
decimal سه طرح درست پس از نقط ه اعشاری
characteristic مقدار نمای یک عدد اعشاری
army operations center مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
normalization تابع نرمالساز عدد اعشاری که ارقام زیادی
ebcdic کدمبادله اطلاعات اعشاری با کددودوئی توسعه یافته
floating عددی که به صورت اعشاری نمایش داده شود
characteristically مقدار نمای یک عدد اعشاری که از حد معمول بزرگتر است
characteristic مقدار نمای یک عدد اعشاری که از حد معمول بزرگتر است
time resolution جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
mathematical notation نشانه گذاری ریاضی [ریاضی]
beachmaster's unit یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
normalises عدد اعشاری که نرمال شده است و مانتیس آن در محدوده مشخص قرار دارد
normalize عدد اعشاری که نرمال شده است و مانتیس آن در محدوده مشخص قرار دارد
normalising عدد اعشاری که نرمال شده است و مانتیس آن در محدوده مشخص قرار دارد
normalised عدد اعشاری که نرمال شده است و مانتیس آن در محدوده مشخص قرار دارد
normalizes عدد اعشاری که نرمال شده است و مانتیس آن در محدوده مشخص قرار دارد
radix نقط های که تقسیم بین واحد کمی و بخشی اعشاری را نشان میدهد
airhead operations عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
DX پسوند پس از شماره مدل پردازنده intel برای بیان وجود واحد محاسبه اعشاری
extended code decimalinterchange coded binary کدمبادله اعشاری کد شده بصورت دودوئی توسعه یافته
noisy mode رقم معمولا غیرصفر که هنگام نرمالسازی عدد اعشاری در صورت وجود اختلال به آن اضافه شود
octal notation یا اعداد 0 تا 7
numerics اعداد
rational numbers اعداد منطقی
congrunet numbers اعداد هم نهشت
matrix جدول اعداد
matrixes جدول اعداد
complex number اعداد مختلط
numerical مربوط به اعداد
random numbers اعداد تصادفی
arithmomania وسواس اعداد
real numbers اعداد حقیقی
real numbers اعداد واقعی
arabic numeral اعداد انگلیسی
rational numbers اعداد گویا
binary numbers اعداد دودوئی
round numbers اعداد سرراست
Roman numeral اعداد رومی
cardinal اعداد اصلی
cardinals اعداد اصلی
theory of numbers نظریه اعداد
harmonic mean اعداد متقابل
number range محدوده اعداد
ordinal numbers اعداد ترتیبی
odd numbers اعداد فرد
numerary وابسته به اعداد
odd numbers اعداد فرد
numeric 1-مربوط به اعداد. 2-
even اعداد جفت
number completion test ازمون تکمیل اعداد
random number generator مولد اعداد تصادفی
statistics واقعیتها به صورت اعداد
numeric آرایه حاوی اعداد
FMS کنترل اعداد کامپیوتری
packed decimal اعداد بسته شده
decimal number system سیستم اعداد دهدهی
numeric مجموعه کلیدها با اعداد
transfinite ماوراء اعداد محدود
5, 7, 9 are odd numbers . 5؟7؟9 اعداد فرد هستند
operation 1-عملیات روی دو عملوند. 2-عملیات روی عملوند به صورت دودویی
to add equals اعداد مساوی را با هم جمع کردن
keypad و 0 تا 9 برای اعداد 0 در مبنای شانزده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com