English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English Persian
tort عملی که میتواندموجب موضوع دعوی مدنی باشد
torts عملی که میتواندموجب موضوع دعوی مدنی باشد
Other Matches
misrepresentation در CL وقتی قلب واقعیت میتواند در محدوده مسئولیت مدنی موضوع دعوی قرار گیرد که ناشی از عمد وقصد باشد تدلیس
civil action دعوی مدنی
civil action دعوی مدنی یا حقوقی
issued موضوع دعوی
issues موضوع دعوی
issue موضوع دعوی
subject of debate موضوع دعوی
obiter dictum خارج از موضوع دعوی
extrajudicial بدون ارتباط به موضوع دعوی
estopel عملی که باعث میشود عامل از طرح دعوی یاادعا یا تکذیب و انکار
overt act عملی که در عالم خارج محسوس باشد
qui tam action دعوی کیفری که واجد جنبه عمومی و خصوصی باشد
problem plav نمایشی که موضوع ان مسئلهای باشد
quantum meruit هر قدر کارش واقعا" ارزش داشته باشد در دعوی کارگربر کارفرما
low comedv کمدای که موضوع ان لودگی ومسخرگی باشد
vexata questio موضوع مختلف فیه مسالهای که پس از بحث زیاد حل نشده باشد
functionalism عقیده بر اینکه شکل وساختمان بایستی منطبق با احتیاج باشد اعتقادباستفاده عملی از شغل وپیشه
interventions هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
intervention هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
attainder سلب و نفی کلیه حقوق مدنی شخص در موقعی که به علت ارتکاب خیانت یا جنایت به مرگ محکوم میشود محرومیت کامل از حقوق اجتماعی و مدنی
equitable mortgage بدون انکه موضوع این عمل یاتاسیس صراحتا" یا منجزا"به رهن دلالت داشته باشد
demurs ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demur ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurred ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurring ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
declaratory judgment حکمی است که در ان حقوق عدهای تثبیت واعلام میشود لیکن هیچ دستور اجراییی را که از نظراختتام دعوی موثر در مقام باشد متضمن نیست
leases در Cl به معنی اخص به عقداجارهای که موضوع ان عین یا منافع اراضی باشد اطلاق میشود و الزاما" باید با سندکتبی برقرار شود
lease در Cl به معنی اخص به عقداجارهای که موضوع ان عین یا منافع اراضی باشد اطلاق میشود و الزاما" باید با سندکتبی برقرار شود
keyword 1-کلمه دستور در زبان برنامه نویسی برای انجام عملی . 2-کلمه مهم در عنوان یا متنی که محتوای آن را می نویسد. 3-کلمهای که در رابط ه با متنی باشد
restitution of conjugal rights دعوی الزام شوهر به مراجعت به خانه دعوی الزام به ایفاء وفایف زناشویی
queued فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queueing فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queue فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
sequential access فایل ترتیبی اندیس دار که موضوع به موضوع در بافر خوانده میشود
queues فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
red herring شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
red herrings شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
that is not the proposition موضوع چیز دیگر است موضوع این نیست
reverses روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverse روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversing روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversed روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
pretend دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
pretends دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
pretending دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
circular فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
circulars فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
trover دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
urban مدنی
civil مدنی
a closed mouth catches no flies <proverb> تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
civil law حقوق مدنی
civi law حقوق مدنی
fraudulent misrepresentation تدلیس مدنی
civil litigation دادرسی مدنی
civil liability مسئوولیت مدنی
civil injury اضرار مدنی
civil rights حقوق مدنی
civil injury خسارت مدنی
deception تدلیس مدنی
deceptions تدلیس مدنی
civil liberties ازادی مدنی
civil low حقوق مدنی
civil partnership شرکت مدنی
law of tort مسئولیت مدنی
civics علوم مدنی
tort خطای مدنی
torts خطای مدنی
civic اجتماعی مدنی
civics تعلیمات مدنی
transfer of obligation حواله مدنی
jus cipile حقوق مدنی
code civil قانون مدنی
civil liberty ازادی مدنی
jus cipile حقوق مدنی رم
civillaw قانون مدنی
civil wrong خطای مدنی
civil code قانون مدنی
moored mine مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
attainder محرومیت از حقوق مدنی
Deprivation of ones civil rights . محرومیت از حقوق مدنی
law of tort قانون مسئولیت مدنی
civil procedure ایین دادرسی مدنی
law of civil procedure ائین دادرسی مدنی
principle of civil litigation اصول محاکمات مدنی
civil degradation محرومیت از حقوق مدنی
law of torts قانون مسئولیت مدنی
entitle to civil rights متمتع از حقوق مدنی
civil death محرومیت از حقوق مدنی
principle of civil litigation ایین دادرسی مدنی
civi rights حقوق وامتیازات مدنی
freemen دارای حقوق مدنی
freeman دارای حقوق مدنی
civil court division بخش دادگاه مدنی
hotter شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hottest شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hot شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
corruption of blood محرومیت از حقوق اجتماعی و مدنی
enfranchising حقوق مدنی اعطا کردن به
enfranchised حقوق مدنی اعطا کردن به
pandect حقوق مدنی روم قدیم
enfranchise حقوق مدنی اعطا کردن به
civil procedure code قانون ایین دادرسی مدنی
enfranchises حقوق مدنی اعطا کردن به
star chamber دادگاه عالی مدنی وجنایی
freemen فرد متمتع از حقوق مدنی
presumption of clearance فرض برائت درامور مدنی
infamous محروم از حقوق مدنی ترذیلی
freeman فرد متمتع از حقوق مدنی
escutcheon سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
law قانون مدنی تعقیب قانونی کردن
laws قانون مدنی تعقیب قانونی کردن
counsel appointed وکیل مسخر یاتسخیری در امور مدنی
hotbed بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbeds بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
pleadings افهارات طرفین دعوی صورت افهارات طرفین دعوی
open back [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
pandects خلاصه قانون مدنی رم که درسده ششم بفرمان در05جلد امده است
lapheld کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
laptop کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
wellŠsuppose it is so خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
karachoph design لچک ترنج کاراچف [این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
pretensions دعوی
case دعوی
pretension دعوی
strife دعوی
lawsuit دعوی
profession دعوی
claims دعوی
suit at law دعوی
claiming دعوی
cases دعوی
professions دعوی
lawsuits دعوی
quarreling دعوی
claimed دعوی
claim دعوی
quarrelled دعوی
quarrels دعوی
quarrelling دعوی
quarrel دعوی
quarreled دعوی
opponent طرف دعوی
proceeding for damage دعوی خسارت
waiving a claim اسقاط دعوی
vexatious action دعوی ایذائی
quarrels دعوی کردن
opponents طرف دعوی
quarrelling دعوی کردن
case دعوی مرافعه
case دعوی مورد
prime impression دعوی بدوی
prime impression دعوی ابتدایی
disclaimers ترک دعوی
hearings استماع دعوی
disclaimer ترک دعوی
cases دعوی مرافعه
quarrelled دعوی کردن
hearing استماع دعوی
withdrawal of a case استرداد دعوی
cases دعوی مورد
quarreling دعوی کردن
litigants اصحاب دعوی
remedy sought by plaintiff خواسته دعوی
pretensions دعوی خودفروشی
quarreled دعوی کردن
pretension دعوی خودفروشی
claimants اصحاب دعوی
parties اصحاب دعوی
sue دعوی کردن
sued دعوی کردن
quarrel دعوی کردن
relinquishment of a claim ترک دعوی
relinquishment of a claim اسقاط دعوی
restitution of conjugal rights دعوی تمکین
retraxit استرداد دعوی
quitclaim ترک دعوی
the litigants طرفین دعوی
litigation دعوی قضایی
litigation ترافع دعوی
substituted service اوراق دعوی
set up claim to دعوی کردن
plea پاسخ دعوی
suing دعوی کردن
splitting a cause of action تجزیه دعوی
set off دعوی متقابل
s.c همان دعوی
right of action حق اقامه دعوی
sues دعوی کردن
ancillary suit دعوی طاری
cause of claim منشاء دعوی
claim for restitution دعوی استرداد
lis mota شروع دعوی
counter claim دعوی متقابل
post litem motam پس از طرح دعوی
counterclaim دعوی متقابل
criminal action دعوی جزایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com