Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 158 (2 milliseconds)
English
Persian
pre-emptive
عمل مبنی بر اخذ شفعه
Other Matches
preemption
حق شفعه
pre emption
حق شفعه
survivorship
حق شفعه
pre emption
شفعه
right of pre emption
حق شفعه
right of pre emption
حق اخذ به شفعه
preemptive
وابسته به حق شفعه
preemptor
دارای حق شفعه
pre emptive
دارای حق شفعه
preempt
باحق شفعه خریدن
pre-empts
اخذ به شفعه کردن
pre-empt
اخذ به شفعه کردن
pre-empted
اخذ به شفعه کردن
pre-empting
اخذ به شفعه کردن
pre-emptive
دارای حق اخذ به شفعه
person exercising right of pre emption
کسی که از حق شفعه استفاده میکند
pre empt
با حق شفعه بدست اوردن بشفعه خریدن
bassedon or basedupon
مبنی بر
denoting
مبنی بر
reposing upon
مبنی بر
based
مبنی
based on
مبنی بر
expressive of
مبنی بر
nonary
مبنی بر عد د نه
equivocatory
مبنی برایهام
revocatory
مبنی بر فسخ
misogynic
مبنی بربیزاری از زن
irreverential
مبنی بر بی حرمتی
mediatorial
مبنی بر میانجیگری
matricidal
مبنی بر مادرکشی
castigatory
مبنی برتنبیه
impostrous
مبنی بر شیادی
observational
مبنی بر مشاهده
polytheistic
مبنی بر شرک
polytheeistic
مبنی بر شرک
fratricidal
مبنی بربرادرکشی
inversive
مبنی بر قلب
euphuistic
مبنی برتصنع
empiric
مبنی بر تجربه
octonal
مبنی برهشت
octonary
مبنی برهشت
dualistic
مبنی برخداشناس
geomantic
مبنی بر رمل
deprecative
مبنی بربیمیلی
paraphrastic
مبنی برتفسیر
condolatory
مبنی برهمدردی
monometallic
مبنی بر یک فلز
abstentious
مبنی برپرهیزکاری
egotistic
مبنی بر خودپسندی
suppositional
مبنی بر فرض
selectively
مبنی بر انتخاب
selective
مبنی بر انتخاب
theorematic
مبنی بر قاعده
to the effect that
مبنی براینکه
heretical
مبنی برفساد
usurious
مبنی بررباخواری
causal
مبنی بر سبب
visitorial
مبنی بر سرکشی
licentious
مبنی بر هرزگی
ill-advised
مبنی بر بی اطلاعی
ill advised
مبنی بر بی اطلاعی
prophetic
مبنی بر پیشگویی
purposive
مبنی برمنظور
investigative
مبنی بر رسیدگی
sophistic
مبنی بر مغالطه
negatory
مبنی بر نفی یا انکار
well intentioned
مبنی بر نیت خوب
negotiatory
مبنی بر معامله یا گفتگو
soritical
مبنی برقیام مسلسل
a posteriori
مبنی بر تجربه و مشاهده
procrastinatory
مبنی برمسامحه یاتعلل
rationalistic
مبنی براصالت عقل
rationalistic
مبنی براستدلال عقلی
polygamic
مبنی بر تعدد ازواج
resumptive
مبنی برادامه یاتجدید
phonologic
مبنی بر صدا شناسی
retrocessive
مبنی برواگذاری ثانوی
precrastinative
مبنی بر مسامحه یا تعلل
rose coloured
مبنی برخوش بینی
royalistic
مبنی برسلطنت خواهی
scepsis
فلسفه مبنی برتردید
orthoepic
مبنی بر درست خوانی
skepsisŠskepticŠetc
فلسفه مبنی برتردید
papistic
مبنی برپاپ پرستی
irrepentant
مبنی بر عدم پشیمانی
insinuative
مبنی بر خود شیرینی
documental
مبنی برمدرک یاسند
historic
معروف مبنی بر تاریخ
sentimental
مبنی بر احساسات یا عقیده
individualistic
مبنی بر استقلال تکی
oblatory
مبنی بر نذر یا هدیه
investigatory
تحقیقی مبنی بر رسیدگی
sensuous
مبنی بر لذات جسمانی
sensuously
مبنی بر لذات جسمانی
naturalistic
مبنی بر طبیعت بازی
compatriotic
مبنی برهم میهنی
commutative
مبنی بر تبدیل یامبادله
censorial
مبنی بر بازرسی مطبوعات و
acclamatory
مبنی برهلهله و تحسین
egoistic
مبنی بر اثصول خودپرستی
elenctic
مبنی برتکذیب منطقی
documentary
مبنی بر مدرک یا سند
illusional
مبنی باشتباه بینائی
in perspective
مبنی براصول منافرومرایا
deliberative
مبنی بر تامل و مشاوره
cavilling
مبنی برخرده گیری
inquisitorial
مبنی بربازجویی زیاد
appreciative
مبنی بر قدردانی قدرشناس
pantheistic
مبنی بر وحدت وجود
appreciatively
مبنی بر قدردانی قدرشناس
documentaries
مبنی بر مدرک یا سند
federative
مبنی بر سازمان کشورهای متحد
intuitive
مبنی بردرک یا انتقال مستقیم
doctrinal
عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
slaughterous
مبنی بر خونریزی و کشتار کشنده
traditional
مبنی بر حدیث یا خبر باستانی
associational
مبنی بر شرکت یا معاشرت متداعی
atheistical
مبنی برانکار هستی خدا
petitory
مبنی بردادخواهی نسبت به مالکیت
imperialistic
مبنی برطرفداری از حکومت امپریالیستی
evidentiary
مبنی برمدرک مدرک دار
consensual
مبنی بر رضایت طرفین رضایتی
pluviometric
مبنی بر سنجش مقدار بارندگی
renunciatory
مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
renunciative
مبنی بر چشم پوشی یا ترک دعوی
iconoclastic
مبنی بر بت شکنی یا شمایل ویران کنی
ritualistic
مبنی بر رعایت ایین ومراسم دینی
euphonical
مبنی برخوش صدایی یاسهولت ادا
humoristic
مبنی بربذله گویی یا فکاهی نویسی
abjuratory
پیمان شکنی مبنی بر نقض عهد
empircism
روش و فرضیهای که مبنی برتجربه و ازمایش باشد
traditinal
مبنی بر حدیث یاخبر روایت شده نقلی
deistical
مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
deistic
مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
augural
تفالی مبنی بر پیشگویی حاکی از خیر یا شر در اینده
revisional
مبنی برتجدید نظر یا تجدید چاپ تازه
prefectorial
مبنی براموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یا مبصران
plebiscitary
وابسته به اراعموم اهالی مبنی بر یا افهارعقیده عامه
catechetical
مبنی براموزش زبانی ازراه پرسش وپاسخ
communalistic
مبنی برحکومت بوسیله استقلال داخلی بخش ها
prefectoral
مبنی براداره اموزشگاه بدست مشتی ازشاگردان یامبصران
radicalism
روش فکری مبنی بر اصلاح طلبی و تحول خواهی
autonomy
خودمختاری حاکمیت ملی مبنی براستقلال اقتصادی و سیاسی خودگردانی
plene administrative preter
دفاعی مبنی بر این که مقداری از مال متوفی هنوز باقی است
monroe doctrine
سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
machiavelian
مبنی براین عقیده سیاسی که برای برپاکردن یک حکومت نیرومند تقلب را نباید
internationalism
روش فکری مبنی بر لزوم همکاری وهمبستگی نزدیک بین ملتهای جهان به حدی که به تشکیل یک حکومت جهانی منجر شود
piratic
درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
petrographic
وابسته به شرح سنگ ها مبنی بر شرح احجاز
presentment
اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
mercantilism
روش فکری اقتصادی مبنی بر اعتقاد به لزوم افزایش صادرات برواردات و حمایت دولت ازصنایع داخلی و بالاخره جمع اوری هر چه بیشتر طلا درمملکت
many sided
مبنی بر چند نظریه چند فرفیتی
many-sided
مبنی بر چند نظریه چند فرفیتی
say's law
از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
laryngological
وابسته به حنجره شناسی مبنی بر علم حنجره شناسی
economic nationalism
ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
retour sans protet
اعلامی که برات کش به دارنده برات میکند مبنی براین که در صورت نکول برات از طرف محال علیه ان رابدون پروتست به وی بازگرداند و به این ترتیب برات کش نمیتواند به عذراین که اعتراض نکول به عمل نیامده است از پرداخت وجه سرباز زند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com