Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
selection
عمل یا فرآیند انتخاب
selections
عمل یا فرآیند انتخاب
Other Matches
real time
مدل کامپیوتری یک فرآیند که به هر فرآیند در زمانه مشابه با فرآیند واقعی اجرا میشود
radio button
شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
exit
در DOS-MS دستور سیستم برای توقف و ترک زیر فرآیند و بازگشت به فرآیند اصلی
exits
در DOS-MS دستور سیستم برای توقف و ترک زیر فرآیند و بازگشت به فرآیند اصلی
background
فرآیند با حق تقدم پایین که تا وقتی منبع فرآیند بزرگ فراهم شود پردازش میشود
backgrounds
فرآیند با حق تقدم پایین که تا وقتی منبع فرآیند بزرگ فراهم شود پردازش میشود
dynamically
توقف فرآیند ووووقتی سیستم به کاربر می گوید پیش از خاتمه فرآیند عملی باید انجام شود
dynamic
توقف فرآیند ووووقتی سیستم به کاربر می گوید پیش از خاتمه فرآیند عملی باید انجام شود
target selector
دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
asynchronous
1-کامپیوتری که از یک عمل به عمل دیگر طبق سیگنالهای دریافت شده پس از خاتمه فرآیند تغییر میکند. 2-کامپیوتری که در آن یک فرآیند در آغاز ورود سیگنال یا داده آغاز میشود به جای اینکه مط ابق با باس ساعت باشد
tree
روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
sophistication
نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
ineligibility
عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
checked
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checks
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
menu item
یک انتخاب در فهرست انتخاب
depositions
فرآیند پوشاندن
decays
فرآیند سیگنال
regulating
کنترل فرآیند
regulated
کنترل فرآیند
regulate
کنترل فرآیند
decaying
فرآیند سیگنال
deposition
فرآیند پوشاندن
decayed
فرآیند سیگنال
flow diagram
شرح فرآیند
decay
فرآیند سیگنال
flowchart
شرح فرآیند
regulates
کنترل فرآیند
phased
بخشی از فرآیند بزرگتر
halts
فرآیند را متوقف میکند.
documented
نوشتن شرح یک فرآیند
initialization
فرآیند مقداردهی اولیه
documenting
نوشتن شرح یک فرآیند
document
نوشتن شرح یک فرآیند
halt
فرآیند را متوقف میکند.
halted
فرآیند را متوقف میکند.
normalization
فرآیند یا داده نرمال
phases
بخشی از فرآیند بزرگتر
finishes
انتهای فرآیند یا تابع
finish
انتهای فرآیند یا تابع
phase
بخشی از فرآیند بزرگتر
executing
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند
execution
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند
stages
یکی از چند نقط ه در یک فرآیند
stage
یکی از چند نقط ه در یک فرآیند
inherited error
خطایی در فرآیند یا عمل قبلی
master
آموزش و فهمیدن یک زبان یا فرآیند
executes
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند
executed
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند
execute
اجرای برنامه کامپیوتری یا فرآیند
technical
مربوط به ماشین یا فرآیند خاص
mastered
آموزش و فهمیدن یک زبان یا فرآیند
pagination
فرآیند تقسیم متن به صفحاتی
masters
آموزش و فهمیدن یک زبان یا فرآیند
checks
خطا یا توقف کوچک در فرآیند
checked
خطا یا توقف کوچک در فرآیند
check
خطا یا توقف کوچک در فرآیند
hunting
فرآیند جستجوی رکورد داده در یک فایل
static
چاپ وضعیت سیستم پس از خاتمه فرآیند
process
کنترل خودکار فرآیند توسط کامپیوتر
jam
توقف فرآیند یا مکانیزم در اثر خطا
simultaneous
دو یا چند فرآیند که همزمان اجرا شوند
pause key
[کلیدی که موقتا فرآیند را قطع میکند]
processes
کنترل خودکار فرآیند توسط کامپیوتر
jams
توقف فرآیند یا مکانیزم در اثر خطا
microinstruction
که عملیات ALU را در فرآیند کنترل میکند
jammed
توقف فرآیند یا مکانیزم در اثر خطا
rollover
صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
processes
کامپیوتر مخصوص برای کنترل و مدیریت فرآیند
c
استفاده مشابه از کامپیوتر و سایر اجزا در فرآیند
cancellation
عمل متوقف کردن فرآیند شروع شده
frameworks
ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
flags
فرآیند یا وضعیت یا موقعیتی که یک پرچم را تنظیم میکند
flag
فرآیند یا وضعیت یا موقعیتی که یک پرچم را تنظیم میکند
schemata
شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
recognition
فرآیند تشخیص خط وط یا نشانه ها یا الگو ها به صورت نوری
framework
ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
schema
شرح گرافیکی فرآیند یا ساختار پایگاه داده ها
process
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
process
کامپیوتر مخصوص برای کنترل و مدیریت فرآیند
indexing
فرآیند ساخت و ذخیره سازی لیستی از رکوردها
processes
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
cancels
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
cancelling
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
deterministic
نتیجه فرآیند که بستگی به موقعیتهای اولیه ورودی ها دارد
mastering
فرآیند تبدیل داده تمام شده به دیسک اصلی
product
محصولی که در انتهای فرآیند تولید ساخته شده باشد
products
محصولی که در انتهای فرآیند تولید ساخته شده باشد
failure
شروع مجدد یک فرآیند یابرنامه پس از اینکه رخ داد و تصحیح شد
failures
شروع مجدد یک فرآیند یابرنامه پس از اینکه رخ داد و تصحیح شد
flowchart
نموداری که ترتیب مراحل در یک فرآیند یا برنامه را نشان دهد
cancel
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
coordination
سازماندهی کارهای پیچیده همزمان کردن دو یا چند فرآیند
flow diagram
نموداری که ترتیب مراحل در یک فرآیند یا برنامه را نشان دهد
quantize
اختلال در سیگنال ناشی از عدم دقت در حجم فرآیند
enhancer
وسیله یا نرم افزاری که یک فرآیند یا محصول را بهبود می بخشد
controlled reprisal
انتخاب بررسی شده راه کار انتخاب کنترل شده راه کار
redirects
فرآیند در نظر گرفتن خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری
congestion
وضعیتی که در آن نیازهای ارتباطی یا فرآیند ها بیشتر از توانایی مستقیم باشد
level
استفاده از چهار بیت داده در فرآیند تبدیل آنالوگ /دیجیتال
levels
استفاده از چهار بیت داده در فرآیند تبدیل آنالوگ /دیجیتال
levelled
استفاده از چهار بیت داده در فرآیند تبدیل آنالوگ /دیجیتال
propagated
خطایی در فرآیند که عملیات بعدی را تحت تاثیر قرار دهد
redirecting
فرآیند در نظر گرفتن خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری
redirect
فرآیند در نظر گرفتن خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری
propagating
خطایی در فرآیند که عملیات بعدی را تحت تاثیر قرار دهد
indicator
چیزی که وضعیت فرآیند را نشان دهد. معمولا با صورت یا نور
propagates
خطایی در فرآیند که عملیات بعدی را تحت تاثیر قرار دهد
propagate
خطایی در فرآیند که عملیات بعدی را تحت تاثیر قرار دهد
leveled
استفاده از چهار بیت داده در فرآیند تبدیل آنالوگ /دیجیتال
redirected
فرآیند در نظر گرفتن خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری
stops
دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند
stopping
دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند
stop
دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند
cycled
تمام مراحل لازم برای اجرای یک فرآیند یا عملیات روی داده
cycles
تمام مراحل لازم برای اجرای یک فرآیند یا عملیات روی داده
stopped
دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند
cycle
تمام مراحل لازم برای اجرای یک فرآیند یا عملیات روی داده
cam
استفاده از کامپیوتر برای کنترل خدمات ماشینی یا یاری در فرآیند تولید
inhibits
توقف رخ دادن یک فرآیند یا جلوگیری از انجام عملیات در مدار مجتمع یا دروازه .
analysis
بررسی یک فرآیند یا سیستم برای اینکه آیا میتواند کاراتر باشد
inhibit
توقف رخ دادن یک فرآیند یا جلوگیری از انجام عملیات در مدار مجتمع یا دروازه .
event driven
برنامه کامپیوتری یا فرآیند که هر مرحله اجرا مربوط به عملیات خارجی است
cams
استفاده از کامپیوتر برای کنترل خدمات ماشینی یا یاری در فرآیند تولید
session
1-زمان یک کار. 2-مدت زمانی که برنامه یا فرآیند اجرا میشود یا فعال است
sessions
1-زمان یک کار. 2-مدت زمانی که برنامه یا فرآیند اجرا میشود یا فعال است
searchingly
فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
operators
مجموعه عملیات که اپراتور انجام میدهد تا ماشین یا فرآیند درست کار کند
searches
فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
searched
فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
search
فرآیند جستجو و مشخص کردن یک حرف یا کلمه یا بخشی از داده در متن یا فایل
maintenance
فرآیند بهنگام سازی فایل با تغییر دادن یا اضافه کردن یا حذف ورودی ها
operator
مجموعه عملیات که اپراتور انجام میدهد تا ماشین یا فرآیند درست کار کند
enable
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار
fixes
1-فرآیندی که در آن هر عمل در یک زمان مشخص انجام میشود. 2-عملیاتی در یک فرآیند که همان با ساعت هستند
fix
1-فرآیندی که در آن هر عمل در یک زمان مشخص انجام میشود. 2-عملیاتی در یک فرآیند که همان با ساعت هستند
enabled
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار
enables
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار
deallocate
آزاد کردن منبعی که به یک کار یا فرآیند یا رسانه جانبی اختصاص داده شده است
quiescent
وضعیت فرآیند یا مدار یا وسیله وقتی که هیچ سیگنال ورودی اعمال نشده باشد
enabling
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار
advisory lock
قفلی که فرآیند روی یک قسمت از فایل می گذارد تا سایر فرآیندها به آن داده دستیابی نداشته باشند
sequence
کدها که حاوی حروف کنترل و آرگومانهای مختلف است برای اجرای فرآیند و تغییر حالت وسیله
sensor
وسیله الکترونیکی که یک خروجی با توجه به وضعیت یا موقعیت فیزیکی فرآیند ایجاد کند.مراجعه شود به TRANSDUCER
sequences
کدها که حاوی حروف کنترل و آرگومانهای مختلف است برای اجرای فرآیند و تغییر حالت وسیله
cycled
1-مدت زمانی که چیزی موقعیت اصلی خود را ترک میکند تا وقتی به آن برگردد 2-عمل کامل شده در یک فرآیند مکرر
cycles
1-مدت زمانی که چیزی موقعیت اصلی خود را ترک میکند تا وقتی به آن برگردد 2-عمل کامل شده در یک فرآیند مکرر
cycle
1-مدت زمانی که چیزی موقعیت اصلی خود را ترک میکند تا وقتی به آن برگردد 2-عمل کامل شده در یک فرآیند مکرر
conversion tables
جدول جستجو یا مجموعهای ازنتایج ذخیره شده که به سرعت با یک فرآیند قابل دستیابی هستند و نیازی به محاسبه نتیجه نیست
election
انتخاب
suffrage
حق انتخاب
selections
انتخاب
selection
انتخاب
choicer
انتخاب
franc
حق انتخاب
francs
حق انتخاب
choices
انتخاب
delegacy
انتخاب
selecting
انتخاب
excerption
انتخاب
choicest
انتخاب
franchise
حق انتخاب
franchises
حق انتخاب
option
حق انتخاب
options
انتخاب
drafts
انتخاب
drafted
انتخاب
draft
انتخاب
options
حق انتخاب
option
انتخاب
choice
انتخاب
relevance
1-روش ارتباط چیزی با دیگری .2-اهمیت چیزی دریک موقعیت یا فرآیند
real time
سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
initialize
تنظیم مقادیر یا پارامترها یا خط وط کنترلی به مقادیر اولیه اش تا امکان شروع مجدد برنامه یا فرآیند را بدهد
eligible
شایسته انتخاب
opting
انتخاب کردن
direct selection
انتخاب مستقیم
choose
انتخاب کردن
opted
انتخاب کردن
opts
انتخاب کردن
to make a choice of
انتخاب کردن
sift
انتخاب کردن
sifted
انتخاب کردن
cs
انتخاب تراشه
eligible
قابل انتخاب
sifts
انتخاب کردن
opt
انتخاب کردن
choosey
انتخاب کننده
cooptation
انتخاب درونی
single
انتخاب کردن
choiceless
محروم از حق انتخاب
choice of technology
انتخاب تکنولوژی
chip select
انتخاب تراشه
icon
راهنمای انتخاب
icons
راهنمای انتخاب
ikons
راهنمای انتخاب
circuit switching
انتخاب مدار
natural selection
انتخاب طبیعی
chose
انتخاب کرده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com