English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
fire support element عنصرهماهنگ کننده پشتیبانی اتش
Other Matches
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
geo deu reo پشتیبانی کننده
sustaining پشتیبانی کننده
naval support یکان پشتیبانی کننده دریایی
supporting weapons جنگ افزارهای پشتیبانی کننده
supporting range شعاع عمل یکانهای پشتیبانی کننده
support command فرمانده پشتیبانی یکان مسئول پشتیبانی
fire support coordination هماهنگ کردن پشتیبانی اتش تطبیق پشتیبانی اتش
combat airlift support پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
intersectional service قسمت پشتیبانی داخل منطقه مواصلات یکان پشتیبانی منطقه مواصلات
antisubmarine support پشتیبانی از عملیات ضدزیردریایی پشتیبانی ضدزیردریایی
air distant support پشتیبانی هوایی دور پشتیبانی هوایی از راه دور
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
backing پشتیبانی
protection پشتیبانی
in support of در پشتیبانی
in support of در پشتیبانی از
afloat support پشتیبانی
support پشتیبانی
patronage پشتیبانی
supporting تقویت پشتیبانی
memory protection پشتیبانی ازحافظه
support program برنامه پشتیبانی
maintenance support پشتیبانی نگهداری
back-up پشتیبانی یا کمک
technical support پشتیبانی فنی
timed backup پشتیبانی دورهای
fire support پشتیبانی اتش
backup پشتیبانی کردن
support command فرماندهی پشتیبانی
play up to پشتیبانی کردن از
support brigade تیپ پشتیبانی
combat support پشتیبانی رزمی
to agitate [for] پشتیبانی کردن
general support پشتیبانی عمومی
area support پشتیبانی منطقه
support command یکان پشتیبانی
archival backup پشتیبانی بایگانی
tower of strength <idiom> پشتیبانی محکم
global backup پشتیبانی کلی
corrective maintenance پشتیبانی اصلاحی
nonsupport عدم پشتیبانی
PRI پشتیبانی کنند
supply support پشتیبانی تدارکات
maintenance support پشتیبانی تعمیراتی
back up پشتیبانی یا کمک
maintain پشتیبانی کردن
countenanced پشتیبانی کردن
rallied پشتیبانی کردن
propugn پشتیبانی کردن از
aided پشتیبانی کردن
aiding پشتیبانی کردن
countenances پشتیبانی کردن
countenancing پشتیبانی کردن
support programs برنامههای پشتیبانی
countenance پشتیبانی کردن
tactical support پشتیبانی رزمی
aid پشتیبانی کردن
maintained پشتیبانی کردن
logistic support پشتیبانی تدارکاتی
maintains پشتیبانی کردن
logistic support پشتیبانی لجستیکی
air support پشتیبانی هوایی
storeship ناو پشتیبانی
close support پشتیبانی نزدیک
vindicate پشتیبانی کردن از
naval support پشتیبانی دریایی
vindicated پشتیبانی کردن از
vindicating پشتیبانی کردن از
direct support پشتیبانی مستقیم
service support پشتیبانی خدمات
rallies پشتیبانی کردن
rally پشتیبانی کردن
champion پشتیبانی کردن
vindicates پشتیبانی کردن از
supply support پشتیبانی اماد
support پشتیبانی کردن
champions پشتیبانی کردن
championing پشتیبانی کردن
supporting distance مسافت پشتیبانی
championed پشتیبانی کردن
remote servicing پشتیبانی از راه دور
fire support base مبنای پشتیبانی اتش
ancestral file سیستم پشتیبانی فایل ها
fire support sector منطقه پشتیبانی اتش
fire support base پایگاه پشتیبانی اتش
remote maintenance پشتیبانی از راه دور
fire support element عنصر پشتیبانی اتش
division support command فرماندهی پشتیبانی لشگر
division support area منطقه پشتیبانی لشگر
field service پشتیبانی سرویس رزمی
beach support area منطقه پشتیبانی ساحلی
supporting range برد پشتیبانی سلاحها
combat service support پشتیبانی خدمات رزمی
supported یکان پشتیبانی شده
deep supporting fire اتش پشتیبانی در عمق
close support mission ماموریت پشتیبانی نزدیک
prop نگهداشتن پشتیبانی کردن
propping نگهداشتن پشتیبانی کردن
tape backup unit دستگاه پشتیبانی نوار
processes و وسایل کنترل و پشتیبانی
process و وسایل کنترل و پشتیبانی
close air support پشتیبانی هوایی نزدیک
propped نگهداشتن پشتیبانی کردن
afloat support پشتیبانی لجستیکی در روی آب
aerial fire support پشتیبانی اتش هوایی
direct support unit یکان پشتیبانی مستقیم
to back somebody up از کسی پشتیبانی کردن
to get behind somebody از کسی پشتیبانی کردن
to bolster somebody up از کسی پشتیبانی کردن
area support command فرماندهی پشتیبانی منطقه
general support یکان پشتیبانی عمومی
direct support پشتیبانی مستقیم کردن
ancillary facilities تاسیسات پشتیبانی تقویتی تاسیسات تقویتی پشتیبانی
decision support system سیستم پشتیبانی تصمیم
deep supporting fire اتش پشتیبانی عمیق
combat support arms یکان پشتیبانی رزمی
combat support troops عدههای پشتیبانی رزمی
deep air support پشتیبانی هوایی دور
combat support troops یکانهای پشتیبانی رزمی
combat support arms رسته پشتیبانی رزمی
airmobile support party گروه پشتیبانی از عملیات هوارو
mission call درخواست پشتیبانی هوایی کردن
direct air support center مرکز پشتیبانی مستقیم هوایی
fire support coordinator هماهنگ کنند پشتیبانی اتش
Thank you for your support با تشکر برای پشتیبانی شما.
close covering group ناو گروه پشتیبانی نزدیک
hard disk backup program برنامه پشتیبانی دیسک سخت
populism پشتیبانی از حزب مردم درامریکا
fans کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
file maintenaee اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
fire support group ناو گروه پشتیبانی اتش دریایی
fan کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fanned کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fanning کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
joint servicing دفتر خدمات و پشتیبانی مشترک از نیروهای مسلح
back-up اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
break off فرمان قطع تک در عملیات پشتیبانی نزدیک هوایی
contingency support stocks اقلام ذخیره برای پشتیبانی عملیات احتمالی
satellization تحت پشتیبانی لجستیکی ومالی قرار دادن
back up اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
multi user system سیستم کامپیوتری که در هر لحظه بیشتر از یک کاربر را پشتیبانی میکند
MCA بیتی است که وسایل نگهدارنده باس را پشتیبانی میکند
mobile employment استفاده از توپخانه پدافندهوایی در نقش پشتیبانی ستونهای متحرک زمینی
underpins پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpin پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
back level نمونه اولیه محصول که ممکن است توابعی را پشتیبانی نکند
underpinned پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
feet dry هواپیمای رهگیر یا مامور پشتیبانی مستقیم روی منطقه است
multifinder گونهای از Apple Macintosh Finder که چند کاره بودن را پشتیبانی میکند
protects یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protect یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protecting یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
mainframe computer سیستم کامپیوتری قوی که میتواند حافظه با فرفیت بالا را هدایت کند و نیز وسایل پشتیبانی را
cascaded star روش گره ها در شبکه با توپولوژی ستاره با بیش از یک hub که در صورت مشکل پشتیبانی از آن ایجاد میکند
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
netware که در محدوده سخت افزاری اجرا میشود و اشتراک فایل و چاپ و برنامههای server-diaf را پشتیبانی میکند
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
scsi بیت ارسال داده را پشتیبانی میکند و وسایل را کنترل میکند
fire support station نققه هدف اتش پشتیبانی دریایی ایستگاه اتش دریای
wiring ساختار فلزی برای پشتیبانی کابلهای ورودی و ایجاد اتصال برای وصل کابل ها
steer در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steered در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steers در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
back-up کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
back up کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
MIDI Mapper برنامه پشتیبانی شده با windows که به کاربران MIDI با تجربه امکان تغییر نحوه ارسال نت موسیقی به دستگاههای موسیقی به PC را بیان میکند
duplex دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
duplexes دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
primary که کانالهای B جداگانه را که میتواند ارسال سیگنال و کنترل پاس چند کیلوبایت در ثانیه را که روی کانال D ارسال می کنند را پشتیبانی کند
support پشتیبانی کردن تایید کردن پایه
field services قسمتهای پشتیبانی رزمی یکانهای رزمی
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com