Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
mental element of crime
عنصر روانی جرم
Other Matches
circular
لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
circulars
لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
chain
لیستی که در آن هر عنصر شامل داده و آدرس عنصر بعدی در لیست است
chains
لیستی که در آن هر عنصر شامل داده و آدرس عنصر بعدی در لیست است
list
لیستی که هر عنصر حاوی داده و آدرس عنصر بعدی در لیست باشد
atoms
کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
atom
کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
airlift control element
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
facility
روانی
psychic
روانی
fluency
روانی
mellifluence
روانی
liquid limit
حد روانی
volubility
روانی
psychical
روانی
freedoms
روانی
subversive
روانی
fluidity
روانی
yield point
حد روانی
flowed
روانی
subversives
روانی
flows
روانی
psychological
روانی
freedom
روانی
flow
روانی
mental
روانی
agents
عنصر
agent
عنصر
elements
عنصر
components
عنصر
component
عنصر
isomeric
هم عنصر
masurium
عنصر 34
member
عنصر
element
عنصر
members
عنصر
psycholepsy
افت روانی
mood
وضع روانی
psychological field
میدان روانی
moods
وضع روانی
nervous breakdown
فروباشی روانی
nervous breakdown
بحران روانی
nervous breakdowns
فروباشی روانی
mental disturbance
اختلال روانی
mental disorder
بیماری روانی
mental disorder
اختلال روانی
psychological warfare
جنگ روانی
mentally
از نظر روانی
psychiatry
پزشکی روانی
psychological test
ازمون روانی
mental test
ازمون روانی
fluidity
روانی بیان
mental status
وضع روانی
psychological factors
عوامل روانی
mental hygiene
بهداشت روانی
mental health
سلامت روانی
psychological environment
محیط روانی
psychotherapy
درمان روانی
mental health
بهداشت روانی
psychiatric disorder
اختلال روانی
nervous breakdowns
بحران روانی
sanity
سلامت روانی
mental illness
بیماری روانی
mental disease
بیماری روانی
mental derangement
اشفتگی روانی
psychiatric nurse
پرستار روانی
psychic apparatus
دستگاه روانی
cathexis
نیروگذاری روانی
psychograph
نمودار روانی
cathexis
تمرکز روانی
psychognosis
شناخت روانی
psychogenesis
پدیدایی روانی
cathexis
انرژی روانی
analeptic
نیروبخش روانی
psychodiagnosis
تشخیص روانی
psychic trauma
اسیب روانی
psychic secretion
تراوش روانی
psychic energy
نیروی روانی
psychic deafness
ناشنوایی روانی
psychiatric hospital
بیمارستان روانی
psychasthenia
ضعف روانی
endopsychic
درون روانی
neurasthenia
خسته روانی
mental conflict
تعارض روانی
mental economy
اقتصاد روانی
liquid limit test
ازمون حد روانی
liquid limit
مرز روانی
psychiatric social work
مددکاری روانی
intrapsychic
درون روانی
physical psychological
تنی- روانی
physical psychological
جسمی- روانی
gift of the gab
روانی زبان
ease of style
روانی انشا
playing the man
بازی روانی
psycholepsis
افت روانی
exopsychic
برون روانی
psychic blindness
نابینایی روانی
psychological operations
عملیات روانی
sociopsychological
اجتماعی- روانی
psychoanalysis
تحلیل روانی
psychosurgery
جراحی روانی
psyho
بیمار روانی
complexes
عقده روانی
complex
عقده روانی
stress
فشار روانی
stresses
فشار روانی
stressing
فشار روانی
versatility
روانی مهارت
psychosis
بیماری روانی
psychotic
بیمار روانی
stream of consciousness
تسلسل روانی
mental examination
معاینه روانی
supersensible
روحی روانی
neurosis
اختلال روانی
neuroses
اختلال روانی
flowed
روانی سلاست
flows
روانی سلاست
psychopaths
بیمار روانی
psychological space
فضای روانی
psychological scale
مقیاس روانی
psychopath
بیمار روانی
psychopathy
معالجه روانی
psychopathy
اختلالات روانی
flow
روانی سلاست
psychopaysical
روانی- فیزیکی
psychopharmacology
داروشناسی روانی
psychosexual
روانی- جنسی
psychomotor
روانی- حرکتی
psychosocial
روانی- اجتماعی
symmetry element
عنصر تقارن
threshold element
عنصر استانهای
delay element
عنصر تاخیری
tactical element
عنصر تاکتیکی
disafected person
عنصر نامطلوب
thermocouple
عنصر حرارتی
data element
عنصر داده
cryotron
عنصر برودتی
coupling element
عنصر پیوست
coupling element
عنصر اتصال
minor constituent
عنصر فرعی
code element
عنصر رمز
chemical element
عنصر شیمیایی
electronic element
عنصر الکترونیکی
processing element
عنصر پردازشی
print element
عنصر چاپ
Elementarism
عنصر نگری
inverse element
عنصر وارون
logic element
عنصر لاجیک
logic element
عنصر منطقی
weak minded
سست عنصر
passive element
عنصر غیرعامل
minor constituent
عنصر جزئی
identity element
عنصر یکسانی
trace element
عنصر کم مقدار
guest element
عنصر کم مقدار
wallydraigle
سست عنصر
transition element
عنصر واسطه
picture element
عنصر تصویر
tracer element
عنصر ردیاب
primitive element
عنصر اولیه
primordial element
عنصر ازلی
nand element
عنصر نقیض و
weaklings
سست عنصر
accommpanying element
عنصر همراه
acid forming element
عنصر اسیدی
acid forming element
عنصر اسیدساز
active element
عنصر فعال
active element
عنصر کنشی
active element
عنصر عامل
element
عنصر اساس
abundant element
عنصر فراوان
absorbing element
عنصر جذب
abiotic element
عنصر نازیوه
weakling
سست عنصر
elements
عنصر عملیاتی
elements
عنصر اساس
element
عنصر عملیاتی
ingredient
عنصر سازنده
ingredients
عنصر سازنده
part
عنصر اصلی
abiotic element
عنصر بیجان
titanium
عنصر فلزی
weak-kneed
سست عنصر
start element
عنصر شروع
shunt element
عنصر موازی
service element
عنصر اداری
stop element
عنصر ایست
weak kneed
سست عنصر
biotic element
عنصر زیستی
signal element
عنصر علامتی
aqueous element
عنصر ابی
alloying element
عنصر الیاژ
alloying element
عنصر الیاژی
alloying agent
عنصر الیاژی
psychotherapeutic
وابسته بدرمان روانی
psychologism
پیروی از اصول روانی
reagent
موضوع ازمایش روانی
nervous breakdown
درماندگی روانی
[پزشکی]
stress tolerance
تحمل فشار روانی
psychosomatic disease
بیماری روانی- تنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com