English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 135 (16 milliseconds)
English Persian
ancientry عهد قدیم
the old testament عهد قدیم
Search result with all words
exchange دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanged دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanges دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanging دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
Old Testament پیمان یا وصیت قدیم
modernism نو گرایی سازش دادن عقاید قدیم باافکار جدید
conservative پیرو سنت قدیم
conservatives پیرو سنت قدیم
classic مربوط به نویسندگان قدیم لاتین ویونان
classics مربوط به نویسندگان قدیم لاتین ویونان
Whig عضو حزب "ویگ " در انگلیس قدیم
Whigs عضو حزب "ویگ " در انگلیس قدیم
old guard صنوف صاحب اعتبار قدیم
yore در قدیم
unite سکه قدیم انگلیسی
unites سکه قدیم انگلیسی
uniting سکه قدیم انگلیسی
portcullis درورودی قلعههای قدیم پنجره کشودار
portcullises درورودی قلعههای قدیم پنجره کشودار
earliest مربوط به قدیم عتیق
early مربوط به قدیم عتیق
primitive قدیم
immemorial بسیار قدیم خیلی پیش
staged تغییر بین سیستم قدیم و جدید در یک سری طبقات
triumvirate یکی از سه زمامدار روم قدیم
triumvirates یکی از سه زمامدار روم قدیم
plebs توده مردم روم قدیم
babel شهر و برج قدیم بابل
Aborigine اهلی قدیم
mercury یکی از خدایان یونان قدیم
acinaces شمشیر کوتاه ایرانیان قدیم وسکاها
anciently در قدیم
apis گاو مقدس مصریان قدیم
archeologic وابسته به باستان شناسی مربوط بعلم اثار قدیم
archon یکی از افسران عالیرتبهء اتن قدیم
atrium اطاق میانی خانههای روم قدیم
azoth جیوه که کیمیاگران قدیم انراماده اصلی فلزات میدانستند جیوه
babylon شهر بابل قدیم
canon low دررم قدیم مورد عمل بوده وامروز در
carthage شهر کارتاژ قدیم
conventionality پیروی از سنت قدیم
dateless بسیار قدیم
doric وابسته بمردم دوریس یونان قدیم
doric بسبک معماری قدیم یونان
ecclesiast عضوانجمن سیاسی اتنیهای قدیم
elam کشور ایلام قدیم که درناحیه خوزستان بوده
essenism اصول یازندگی راهبان قدیم یهود
f. times ایام قدیم
fabliau وابسته باشعار قدیم فرانسه
fleur de lis گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
fleur de lys گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
from immemorial times از زمان خیلی قدیم
gambit of aleppo نام قدیم گامبی وزیر شطرنج
goth یکی از اقوام المانی قدیم بربری
guard mount مراسم تعویض پاسدار قدیم یاجدید
gutta تزئینات مخروطی شکل سردیوار ساختمانهای قدیم
hierology علم خواندن خطوط قدیم مصر
hoplite سرباز پیاده مسلح یونان قدیم
iguanodont سوسماربزرگ گیاهخوار قدیم
immemorially بطور خیلی قدیم
immensurable خیلی قدیم
italic وابسته به ایتالیاییهای قدیم
kempo تکنیک قدیم کاراته
knight bachelor پایین ترین مرتبه سلحشوری قدیم انگلیس
lambrequin دستمال روی کلاه خوددلاروران قدیم
land grave کنت قدیم المانی
lawmerchant قواعد واصول قدیم معاملات بازرگانی
lawmerchant حقوق تجارت قدیم دادگاه تجارت
lowboy عضو حزب محافظه کار قدیم میز چهارپایه کشودار
macaca نوعی میمون دنیای قدیم
macaque نوعی میمون دنیای قدیم
mesolithic وابسته بدوره بین عصر حجر قدیم وجدید میانسنگی
mycenaean اهل شهر "مسین " قدیم یونان
mycenian اهل شهر "مسین " قدیم یونان
nestorian کلیسای نسطوری قدیم ایران
of old قدیم
old english زبان انگلیسی قدیم
old indian defence دفاع هندی قدیم شطرنج
old world دنیای قدیم
olympiad جشن ها ومسابقات قدیم یونان مسابقات المپیک
palafitte خانهای که درزمانهای قدیم پیش ازتاریخ روی تیرهای که دردریاچه فرومیکردند
paleethnology مبحث شناسایی انسانهای قدیم
paleo arctic or palaeo وابسته بشمال دنیای قدیم
paleo etc وابسته بشمال دنیای قدیم
paleolith الات سنگی نتراشیده عصر حجر قدیم
paleolithic وابسته به دوره دوم عصر حجر قدیم یا کهنه سنگی
paleontologist ویژه گر زیست شناسی دوران قدیم یا کهنه سنگی
paleontology مبحث زیست شناسی دوران قدیم
pandect حقوق مدنی روم قدیم
pierian در مقدونیه قدیم
pony express پست سریع السیر قدیم
pre chellean وابسته به اواخر دوره عصرحجر قدیم
proconsular وابسته به فرمانداران رم قدیم
proconsulship مقام فرمانداری در رم قدیم
propraetor کنسول فرمانداراستان قدیم روم
propretor کنسول فرماندار استان قدیم روم
protasis نخستین قسمت درام قدیم رومی
punic اهل کارتاژ قدیم قرطاجنی
quadriga ارابه چهار اسبه رومیان قدیم
ra خدای افتاب مصریان قدیم
Other Matches
teutonic از نژاد قدیم المانی زبان قدیم توتنی
the old world بر قدیم
tzar امپراطورروسیه قدیم
the old ways رسوم قدیم
the youth of the world روزگارخیلی قدیم
In times past . In olden days . درروزگاران قدیم
samson قاضی قدیم اسرائیل
samaria سامریه در فلسطین قدیم
It is an old saying that … از قدیم گفته اند که ...
satrap استاندار قدیم ایران
the a of days خدای سرمدی قدیم الایام
Hamedan شهر همدان [اکباتان قدیم]
sab وابسته به سبایایمن قدیم یمنی
triumvier یکی از سه زمامدار روم قدیم
tchigorin indian دفاع هندی قدیم شطرنج
stuart خانواده سلطنتی قدیم انگلستان
saker باز شکاری در اروپای قدیم
shekel واحد وزن وپول بابل قدیم
from (since) the year one [American E] <adv.> از زمان خیلی قدیم [اصطلاح روزمره]
sogdian اهل سغدیا یا سغد قدیم ایران
from (since) the year dot [British E] <adv.> از زمان خیلی قدیم [اصطلاح روزمره]
He is an old – timer at this club . از قدیم عضو این با شگاه بو ده است
primogeniture حق فرزند ارشد ذکور نسبت به تمام ارث (در قدیم)
uncial وابسته بحروف الفبای قدیم یونان و روم
shaman کشیش یاکاهن یاجادوگرمردم قدیم شمال اسیاواروپا
scutum سپر دراز یا تخم مرغی روم قدیم
yellow bile مادهء زردی که در قدیم میگفتند از کبد ترشح میشود و موجب ایجادحالت سودایی میگردد
fasces [نمادی در روم قدیم یک دسته میله که تبری در میان آن قرار داشت و و پیشاپیش فرمانداران رومی می بردند که نشان قدرت آنها بود.]
Mamluk Carpets فرش مملوک [ریشه این نام مربوط به سربازان و درباریان مصر و سوریه قدیم می باشد. طرح های اولیه آن بصورت نقوش هندسی پیچیده به همراه ترنجی بزرگ بافته شده اند.]
square design طرح خشتی [طرح مربع شکل] [این طرح را به دربهای چوبی شبکه ای قدیم نسبت می دهند و بیشتر مربوط به شهرکرد یا چهارمحال می باشد گرچه در مناطق دیگر نیز بافته می شود.]
saddle cover رو زینی [اینگونه بافته ها بصورت قالیچه یا پتو در قدیم بیشتر رواج داشت و اکنون نیز در بعضی عشایر جهت استفاده شخصی بافته شده و برای تزئین روی اسب و پوشش زین بکار می رود.]
Jaff design طرح جاف [جاف از روستاهای کردستان می باشد و از قدیم به بافت انواع کیسه های خورجینی و دستی شهرت داشته است. طرح ها اکثرا لوزی شکل بوده و لبه ها حالت قالب دارند.]
Senneh سنه [نام قدیم سنندج و از مراکز بزرگ تولید فرش در غرب ایران. گره فارسی به دلیل شباهت زیاد با گره فرش این ناحیه به گره سنه نیز معروف است.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com