English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
ratepayer عوارض دهنده
ratepayers عوارض دهنده
Other Matches
hypsometric diagram طرح منظری عوارض نمایی که عوارض در ان با سایه زدن مشخص شده باشد
tolls عوارض عبور عوارض راهداری
tolling عوارض عبور عوارض راهداری
toll عوارض عبور عوارض راهداری
warehousing system روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
topography نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
duty عوارض گمرکی عوارض
trimmer زینت دهنده تغییر عقیده دهنده بنابمصالح روز
exhibitors نمایش دهنده ارائه دهنده
exhibitor نمایش دهنده ارائه دهنده
catalysts تشکیلات دهنده سازمان دهنده
extender توسعه دهنده ادامه دهنده
bailer امانت دهنده کفیل دهنده
bailor امانت دهنده کفیل دهنده
catalyst تشکیلات دهنده سازمان دهنده
conglutinative التیام دهنده جوش دهنده
exhibiter نمایش دهنده ارائه دهنده
tax عوارض
taxed عوارض
due عوارض
taxes عوارض
dues عوارض
imposition عوارض
complication عوارض
tolls عوارض
toll عوارض
tolling عوارض
complications عوارض
toll عوارض راهداری
wharfage عوارض باراندازی
customs duties عوارض گمرکی
terrain عوارض زمین
toll عوارض عبور
tolls عوارض راهداری
tolls عوارض عبور
byeffect عوارض جانبی
customs duty عوارض گمرکی
contour عوارض زمین
tolling عوارض عبور
tolling عوارض راهداری
scatt مالیات عوارض
berthage عوارض اسکله
ratings میزان عوارض
imposition عوارض فریب
rate of duty نرخ عوارض
rates and taxes عوارض ومالیات
terrain features عوارض زمین
feature line خط عوارض زمین
rating میزان عوارض
key terrain features عوارض حساس زمین
contour map نقشه عوارض نما
shaded relief عوارض مشخص یا بسیارناهموار
towage عوارض یدک کشی
quayage عوارض گمرکی و دریایی
featured عوارض زمین عارضه
free of duty معاف از عوارض گمرکی
features عوارض زمین عارضه
acoustics علم عوارض شنوایی
featuring عوارض زمین عارضه
railroad tariff عوارض راه اهن
tollhouse محل پرداخت عوارض
tollhouses محل پرداخت عوارض
rate تندی سرعت عوارض
rates تندی سرعت عوارض
duty free معاف از عوارض گمرکی
infill عوارض روی نقشه
tollgate محل پرداخت عوارض
tariff عوارض تعرفه گمرکی
topography تهیه نقشه از عوارض
spillover costs عوارض منفی خارجی
river dues عوارض استفاده از ابراهها
feature عوارض زمین عارضه
dutiable مشمول مالیات و عوارض
hydrography ضبط عوارض ابی
tariffs عوارض تعرفه گمرکی
cultures عوارض شهری مناطق شهرنشین
culturing عوارض شهری مناطق شهرنشین
culture عوارض شهری مناطق شهرنشین
keels کشتی زغال کش عوارض بندری
delivered duty paid تحویل پس از پرداخت عوارض مربوطه
terrestrial environment وضع عوارض و اب و هوای زمین
plane table map نقشه مسطحه عوارض نما
relief نقشه برداری عوارض زمین
undulant دارای عوارض پست و بلند
air contographic photography عکسبرداری هوایی از عوارض زمین
Customs and Excise اداره حقوق و عوارض گمرکی
keel کشتی زغال کش عوارض بندری
pipage عوارض یاحق حمل بوسیله لوله
tolbooth گیشه دریافت عوارض راه نواقل
to bear any customs duties هر گونه عوارض گمرکی را به عهده گرفتن
relief مرخصی تعویض نگهبانی عوارض زمین
tollbooth گیشه دریافت عوارض راه نواقل
specific duties عوارض گمرکی براساس مشخصات کالا
surcharge اضافه بارکردن عوارض زیادی گرفتن از
surcharges اضافه بارکردن عوارض زیادی گرفتن از
pipeage عوارض یاحق حمل بوسیله لوله
to bear all customs duties and taxes تمام عوارض گمرکی و مالیات را به عهده گرفتن
terrain following پرواز سینه مال از روی عوارض زمین
visual flight پرواز بااستفاده ازناوبری به کمک عوارض زمین
shunpike جاده فرعی برای فرار ازپرداخت عوارض راه
tolling حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
tolls حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
toll حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
phototopography روش تهیه نقشههای عوارض نما و برجسته ازروی عکس هوایی
thermokarst عوارض برجستهای که ازذوب شدن یخها و تولیدسوراخها و غارها در زمین حاصل میشود
hypsographic map نقشههای عوارض نمایی که ارتفاع نقاط در ان از سطح دریا تعیین شده است
Ask your doctor or pharmacist about any health risks and possible side effects. در مورد هر خطرات سلامتی و عوارض جانبی احتمالی از دکتر یا داروساز خود بپرسید.
indicator نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
altitude azimuth عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
reciprocal agreement قراردادی که دو کشور برای توسعه روابط اقتصادی با یکدیگرمنعقد می سازند و بر این مبنا به یکدیگر امتیازاتی ازنظر تعرفه گمرکی و عوارض و تسهیلات می دهند
delivered duty paid یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کلیه اقدامات لازم از جمله پرداخت عوارض را بعمل اورده و کالای مورد معامله را در محل خریدار به اوتحویل میدهد
topographic map نقشه عوارض نما نقشه توپوگرافی
protective duty حقوق و عوارض حمایتی حقوق گمرکی حمایت کننده حقوقی که جهت حمایت ازکالاهای داخلی وضع میگردد
contour flying پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
stamp tax تمبر عوارض تمبر مالیاتی
side effect عوارض جانبی [اثر جانبی]
stamp duty تمبر عوارض تمبر مالیاتی
contour flight پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
transferor دهنده
pusher هل دهنده
trimestr رخ دهنده
giver دهنده
jogger هل دهنده
shover هل دهنده
joggers هل دهنده
pushers هل دهنده
donors دهنده
irriguous اب دهنده
donor دهنده
donar دهنده
ransomer فدیه دهنده
invigorating قوت دهنده
renter اجاره دهنده
negotiators انتقال دهنده
negotiator انتقال دهنده
accomplisher انجام دهنده
adapter وفق دهنده
quencher تسکین دهنده
pushers فشار دهنده
pusher فشار دهنده
achiever انجام دهنده
connecting اتصال دهنده
recarburizer کربن دهنده
adjurer سوگند دهنده
amusing تفریح دهنده
demonstrative شرح دهنده
adjurer قسم دهنده
promotor ترقی دهنده
promisor وعده دهنده
promiser قول دهنده
prolonger امتداد دهنده
alluring فریب دهنده
aerator هوا دهنده
prelusive خبر دهنده
propitiator تسکین دهنده
propounder پیشنهاد دهنده
adapter تطبیق دهنده
persecutors ازار دهنده
persecutor ازار دهنده
prickly خراش دهنده
instructive یاد دهنده
quartering اسکان دهنده
illustrative توضیح دهنده
amusingly تفریح دهنده
pusher propeller ملخ هل دهنده
propounder رواج دهنده
preferrer ترجیح دهنده
torturers شکنجه دهنده
rejuvenator جوانی دهنده
drawer برات دهنده
reliever رهائی دهنده
drawer حواله دهنده
reductive تقلیل دهنده
drawers برات دهنده
drawers حواله دهنده
reducer تقلیل دهنده
voter رای دهنده
lenders قرض دهنده
lenders وام دهنده
adjudicator فتوی دهنده
torturer شکنجه دهنده
sedating تسکین دهنده
sedates تسکین دهنده
sedated تسکین دهنده
sedate تسکین دهنده
commanding فرمان دهنده
shocking تکان دهنده
adjudicators فتوی دهنده
reliever اسایش دهنده
lender وام دهنده
lender قرض دهنده
restorer اعاده دهنده
restorers اعاده دهنده
evangelical مژده دهنده
permissive اجازه دهنده
abusers دشنام دهنده
abuser دشنام دهنده
abluent شستشو دهنده
remissive تخفیف دهنده
reactant واکنش دهنده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com