Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 56 (4 milliseconds)
English
Persian
annual earnings
عواید سالانه
Other Matches
classics
مسابقههای سنتی سالانه پنج مسابقه مهم اسبدوانی سالانه انگلستان
classic
مسابقههای سنتی سالانه پنج مسابقه مهم اسبدوانی سالانه انگلستان
proceeds
عواید
earnings
عواید
income
عواید
tax proceeds
عواید مالیاتی
earning yield
بازده عواید
earning yield
حاصل عواید
gross earnings
عواید ناخالص
cadastral
مربوط به ممیزی عواید و ثبت اراضی واملاک
prebend
محل پرداخت موقوف یا عواید کلیسا موقوفه کلیسایی
prebendal
محل پرداخت موقوف یا عواید کلیسا موقوفه کلیسایی
per annum
سالانه
annuals
سالانه
annual
سالانه
yearly
سالانه
annual leave
مرخصی سالانه
annual patent fee
حق الامتیاز سالانه
annual preciptation
ریزش سالانه
annual rainfall
بارش سالانه
annual report
گزارش سالانه
tax year
مالیات سالانه
annual storage
مخزن سالانه
annual wage
دستمزد سالانه
anuual discharge
بده سالانه
yearly profit
سود سالانه
annual increase
افزایش سالانه
annual increase
رشد سالانه
yearbook
گزارشات سالانه
annuities
مقرری سالانه
yearbooks
گزارشات سالانه
annual accumulation of sediment
ته نشست سالانه
annual budget
بودجه سالانه
annual earnings
درامد سالانه
annuity
پرداختهای سالانه
annual income
درامد سالانه
fixture
برنامه سنتی سالانه
annual general meeting
مجمع عمومی سالانه
interest rate per annum
نرخ بهره سالانه
annual financial statement
گزارش مالی سالانه
AGM
مجمع عمومی سالانه
annual rate of growth
نرخ رشد سالانه
AGMs
مجمع عمومی سالانه
annuity
مستمری سالانه مقرری مستمر
annual efficiency index
شاخص کارایی سالانه خدمتی
annuitant
دریافت دارنده مقرری سالانه
Bang went our annul holidays.
تعطیلات سالانه ماهم مالیده (ملغی شد)
derby
مسابقه سالانه اسبهای سه ساله در انگلستان
derbies
مسابقه سالانه اسبهای سه ساله در انگلستان
arrendare
اجاره دادن ملک یا زمین به طور سالانه
tourist trophy
مسابقههای سالانه موتورسیکلت سواری درجزیره من انگلستان
periodicals
مجلاتی که بصورت دورهای ماهانه سه ماهه سالانه و ... منتشر میشوند
master tournament
مسابقه ازاد سالانه گلف بین قهرمانان دعوت شده
west coast computer faire
یک نمایشگاه تجاری بزرگ ریزکامپیوتر که سالانه درسان فرانسیسکو گشایش می یابد
arrentation
پروانه یا جواز بهره برداری ار اراضی جنگلی در ازای پرداخت اجاره سالانه معین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com