Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 160 (10 milliseconds)
English
Persian
relief of sentry
عوض نگهبان
Search result with all words
churchman
نگهبان کلیسا
churchmen
نگهبان کلیسا
ward
نگهبان
wards
نگهبان
copied
نگهبان مخابراتی
copied
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copies
نگهبان مخابراتی
copies
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copy
نگهبان مخابراتی
copy
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copying
نگهبان مخابراتی
copying
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
gallant
نگهبان
chaperone
نگهبان یاملازم خانمهای جوان
chaperones
نگهبان یاملازم خانمهای جوان
chaperons
نگهبان یاملازم خانمهای جوان
cover
دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
cover
نگهبان بگوش
coverings
دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
coverings
نگهبان بگوش
covers
دریچه نگهبان مخابراتی پست بگوش
covers
نگهبان بگوش
post
گماردن نگهبان قرار دادن
post-
گماردن نگهبان قرار دادن
posted
گماردن نگهبان قرار دادن
posts
گماردن نگهبان قرار دادن
custodian
نگهبان
custodians
نگهبان
sentinel
نگهبان
sentinels
نگهبان
inspector
نگهبان
inspectors
نگهبان
chaser
نگهبان
chasers
نگهبان
bailiff
نگهبان دژ سلطنتی
bailiffs
نگهبان دژ سلطنتی
warder
نگهبان دروازه یا قصر
warders
نگهبان دروازه یا قصر
sentries
نگهبان
sentry
نگهبان
attendant
همراه نگهبان کشیک
attendants
همراه نگهبان کشیک
guard
نگهبان
guarding
نگهبان
guards
نگهبان
Beefeater
نگهبان برج لندن
Beefeaters
نگهبان برج لندن
watchman
نگهبان
watchmen
نگهبان
keeper
نگهبان
keepers
نگهبان
guardsman
نگهبان
guardsman
سرباز هنگ نگهبان
guardsmen
نگهبان
guardsmen
سرباز هنگ نگهبان
watchdog
سگ نگهبان
watchdog
سگ پاسبان نگهبان
watchdog
نگهبانی دادن نگهبان بودن
watchdogs
سگ نگهبان
watchdogs
سگ پاسبان نگهبان
watchdogs
نگهبانی دادن نگهبان بودن
escort
نگهبان
escorted
نگهبان
escorting
نگهبان
escorts
نگهبان
warden
نافر نگهبان
warden
نگهبان
wardens
نافر نگهبان
wardens
نگهبان
watch
نگهبان
watched
نگهبان
watches
نگهبان
watching
نگهبان
curator
نگهبان متصدی
curators
نگهبان متصدی
trick
سکانی نگهبان
tricked
سکانی نگهبان
tricking
سکانی نگهبان
duty
نگهبان
guardian
نگهبان
guardians
نگهبان
sentry box
سایبان چوبی نگهبان
sentry box
سایبان چوبی نگهبان سرپناه نگهبانی
sentry boxes
سایبان چوبی نگهبان
sentry boxes
سایبان چوبی نگهبان سرپناه نگهبانی
custodial
نگهبان
lifeguard
نگهبان
lifeguards
نگهبان
air controlman
نگهبان کنترل هوایی
air sentinel
نگهبان هوایی
air sentinel
گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
am i the keep of my brother?
ایامن نگهبان برادرخودهستم
anchor watch
نگهبان لنگر
anchor watch
گروه نگهبانی لنگر نگهبان لنگر
arcturus
نگهبان شمال
arcturus
نگهبان شمال الفا- گاوران الفا- عوا ارکتوروس
armorer
نگهبان اسلحه زراد
beach patrol
نگهبان ساحلی
beach patrol
نگهبان اسکله
boat gang
نگهبان قایق
Other Matches
custodier
نگهبان
conservator
نگهبان
body guard
نگهبان
enntinel
نگهبان
custos
نگهبان
left half back
نگهبان چپ
watch man
نگهبان
on guard
نگهبان
out post
نگهبان
police dog
سگ نگهبان
guard dog
سگ نگهبان
K9
[canine]
سگ نگهبان
watch dog
سگ نگهبان
look out
نگهبان
life guard
نگهبان
curing membrane
پوسته نگهبان
memory guard
نگهبان حافظه
guardian angel
فرشته نگهبان
to stand sentinel
نگهبان گذاشتن در
officer of the day
افسر نگهبان
interior guard
نگهبان داخلی
guardian council
شورای نگهبان
watch officer
افسر نگهبان
guard post
پایه نگهبان
officer of the watch
افسر نگهبان
guard band
باند نگهبان
gangway staff
نگهبان پله
flag guard
نگهبان پرچم
factionary
نگهبان قراول
port watch
نگهبان بندر
radio guard
نگهبان بی سیم
right half back
نگهبان راست
sergeant of the guard
گروهبان نگهبان
guard signal
علامت نگهبان
time orderly
نگهبان اعلام ساعت
watch dog
ناو نگهبان ناوگان
wardress
نگهبان و محافظ زن در زندان
rangeguard
نگهبان میدان تیر
to relieve guard
نگهبان راعوض کردن
service officer
افسر ارشد نگهبان
cryptoguard
نگهبان اطاق رمز
duty officer
افسر نگهبان ستاد
earth retaining wall
دیوار نگهبان خاک
rangeguard
نگهبان قرق میدان تیر
curatorial
نگهبان یامتصدی کتابخانه یاموزه
sounding patrol
نگهبان عمق سنج ناو
chaperon
نگهبان یاملازم خانمهای جوان
officer of the deck
افسر نگهبان عرشه ناو
watch fire
اتشی که پاسدار یا نگهبان روشن میکند
dog watch
پلیس یا نگهبان عصر و غروب افتاب
raid clerk
نگهبان یا متصدی مرکزاطلاعات سیستم اعلام خطرهوایی
guardship
ناو یا کشتی نگهبان یا مسئول گشت زنی دریایی
radio guard
نگهبان اطاق بی سیم کشتی یا هواپیمای مامور استراق سمع
on guard
مراقب بودن نگهبان بودن
retaining wall
دیوار نگهبان دیوار محافظ
custodial guard
گروه محافظین ندامتگاه نگهبان ندامتگاه مسئول ندامتگاه
march outpost
نگهبان ستون راهپیمایی پاسدار ستون طلایه یا جلودارستون راهپیمایی
horse guards
گارد مخصوص سواره نظام گارد سوار نگهبان سوار
demolition guard
نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com