English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
low oblique عکس مایل پایین
Search result with all words
ti turn in سوی پایین مایل بودن
Other Matches
downhaul پایین کشیدن رشته پایین کشنده
depresses پایین دادن لوله پایین اوردن
depress پایین دادن لوله پایین اوردن
down سوی پایین بطرف پایین
vertically از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
gauche مایل
inclinable مایل
mile مایل
miles مایل
pitching مایل
interested مایل
rathe مایل
agreeable مایل
f. of books مایل به کت اب
sideling مایل
declivous مایل
studious of doing a thing مایل
studious to do a thing مایل
skew مایل
skewing مایل
skews مایل
slanting مایل
inclined مایل
bevel پخ مایل
bevel مایل
sloping مایل
slantingly کج یا مایل
rath مایل
lickerish مایل
loxodrome خط مایل
oblique مایل
nothing loath مایل
willful مایل
bevelled مایل
sidling مایل
italic مایل
willing مایل
desirous مایل
oblique مایل کج
propense مایل
caramels مایل به قرمز
greyish مایل به خاکستری
solicitous مایل نگران
yellowish مایل بزردی
cant سطح مایل
centripetal مایل به مرکز
chamfer مایل شدن
solicitously مایل نگران
solicitous to go مایل به رفتن
comatant مایل بجنگ
whitey مایل به سفید
whity مایل به سفید
caramel مایل به قرمز
sourish مایل به ترشی
viridescent مایل به سبز
statute mile مایل رسمی
like مایل بودن
nautical mile مایل دریایی
wilful مشتاق مایل
xanthic مایل به زردی
gaff میله مایل
purplish مایل به ارغوانی
fond مایل مشتاق
blueish مایل به ابی
bluish مایل به ابی
to incline to green یا مایل بودن
fondest مایل مشتاق
albescent مایل به سفیدی
reddish مایل بقرمز
purply مایل به ارغوانی
nautical miles مایل دریایی
bitterish مایل به تلخی
liked مایل بودن
likes مایل بودن
the mast has raked مایل شدن
the mast has raked مایل کردن
three point perspective پرسپکتیو مایل
aslant حرکت مایل
aslant بطور مایل
fonder مایل مشتاق
awry بطور مایل
oppositive مایل به ضدیت
inclined drilling حفاری مایل
lief مطلوب مایل
geographical mile مایل جغرافیایی
recessive مایل ببازگشت
inclined face of dam نمای مایل سد
inclined compression فشار مایل
incline plane سطح مایل
he has a good mind مایل است
he is f. her مایل اوست
he was found of her مایل او بود
obliquely بطور مایل
oblique section مقطع مایل
oblique rotation چرخش مایل
flavescent مایل بزردی
oblique lattice شبکه مایل
oblique projection تصویر مایل
slant range برد مایل
oblique system سیستم مایل
side flow weir سر ریز مایل
mile ohm مایل- اهم
greeny مایل بسبز
oblique perspective پرسپکتیو مایل
reddish مایل بسرخی زننده
oblimin rotation چرخش مایل کمینه
incilnable to do something مایل کردن بکاری
oblimax rotation چرخش مایل بیشینه
i am unwilling to go مایل نیستم بروم
pinkish مایل به رنگ صورتی
bays سرخ مایل به قرمز
homosexual مایل به جنس خود
scarlet قرمز مایل به زرد
blackish مایل به سیاه تیره
roll piercing process روش نورد مایل
inclined barrel arch طاق گهوارهای مایل
inclined barrel arch طاق ضربی مایل
inclined coil meter سنجه با پیچک مایل
mph مخفف مایل در ساعت
luteovirescent زرد مایل بسبز
loxodromics کشتی رانی در خط مایل
purple red قرمز مایل به ارغوانی
oblique shock wave موج ضربهای مایل
isabella زرد مایل به خاکستری
isabel زرد مایل به خاکستری
brownish مایل به قهوهای یاخرمایی
bay سرخ مایل به قرمز
bayed سرخ مایل به قرمز
baying سرخ مایل به قرمز
inclined shear plane سطح برش مایل
pea green زرد مایل بسبز
hoary سفید مایل به خاکستری
rubicund رنگ مایل به قرمز
auburn قهوهای مایل به قرمز
sloping barrel vault سقف گهوارهای مایل
sloping barrel vault طاق ضربی مایل
griseous خاکستری مایل به ابی
tattletale gray سفید مایل بخاکستری
buffyy مایل به رنگ نخودی
grege اردهای مایل به خاکستری
umber قهوه ای مایل به زرد
suntans قهوه مایل بسرخ
green with a blue tint سبز مایل به ابی
swart سبزه مایل به سیاه
canescent سفید مایل به تار
cuesta جلگه مایل یااریب
suntan قهوه مایل بسرخ
to be prepared to go مایل به رفتن بودن
homosexuals مایل به جنس خود
he is not willing to go مایل برفتن نیست
he was not inclined to go مایل برفتن نبود
they canŠif they so wishŠ..... اگر مایل باشندمیتوانند...........
he is indisposed to go مایل نیست برود
he was found of her باو مایل بود
tawny تیره زرد مایل بقهوهای
slate blue رنگ ابی مایل به خاکستری
mikado رنگ زرد مایل به قرمز
petunias رنگ قرمز مایل بابی
pansies رنگ قرمز مایل به ابی
pansy رنگ قرمز مایل به ابی
raisin رنگ قرمز مایل به ابی
tan مازویی قهوهای مایل به زرد
raisins رنگ قرمز مایل به ابی
matelot رنگ ابی مایل بقرمز
peacock blue رنگ ابی مایل بسبز
mahogany رنگ قهوهای مایل به قرمز
tawniest تیره زرد مایل بقهوهای
carbuncle رنگ نارنجی مایل به قرمز
carbuncles رنگ نارنجی مایل به قرمز
lama رنگ زرد مایل بقرمز
declining مایل شدن رو بزوال گذاردن
declines مایل شدن رو بزوال گذاردن
declined مایل شدن رو بزوال گذاردن
decline مایل شدن رو بزوال گذاردن
cedars رنگ قرمز مایل به زرد
tawnier تیره زرد مایل بقهوهای
lamas رنگ زرد مایل بقرمز
teal blue رنگ ابی مایل به خاکستری
petunia رنگ قرمز مایل بابی
It's about 2 miles from ... آن تقریبا 2 مایل دور از ... است.
luridly رنگ زرد مایل به قرمز
nautical mile مایل دریایی معادل 0581متر
rufous بور خرمایی مایل بقرمز
nautical miles مایل دریایی معادل 0581متر
taupe رنگ خاکستری مایل به قهوهای
rust رنگ قرمز مایل به قهوه ای
ruffous بور خرمایی مایل بقرمز
lurid رنگ زرد مایل به قرمز
slate black رنگ ارغوانی مایل بسیاه
indian red خاک سرخ مایل بزرد
gooseberries رنگ سیاه مایل به ارغوانی
cedar رنگ قرمز مایل به زرد
auburn رنگ قرمز مایل به زرد
loxodromic وابسته به کشتی رانی در خط مایل
oxford blue ابی سیر مایل به ارغوانی
What's the charge per mile? اجاره هر مایل چقدر است؟
hoar سفید مایل به خاکستری موسفید
shell pink رنگ قرمز مایل به زرد
sea green رنگ سبز مایل بابی
gooseberry رنگ سیاه مایل به ارغوانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com