English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 130 (7 milliseconds)
English Persian
whoopla عیاشی و شادی پر سرو صدا
Other Matches
binge عیاشی
masks عیاشی
carousal عیاشی
regalement عیاشی
debauch عیاشی
crapulence عیاشی
debauchery عیاشی
carousing عیاشی
carouses عیاشی
caroused عیاشی
carouse عیاشی
revelry عیاشی
mask عیاشی
binges عیاشی
wassail عیاشی کردن
feasting عیاشی کردن
feasts عیاشی کردن
jollity عیاشی زیور
dissipation عیاشی اتلاف
to give one's life to please عیاشی کردن
orgy میگساری عیاشی
racquets عیاشی وخوشگذرانی
feasted عیاشی کردن
feast عیاشی کردن
riot عیاشی کردن
racket عیاشی وخوشگذرانی
sybaritism عیاشی وشهوترانی
revelery شادمانی عیاشی
riots عیاشی کردن
rioting عیاشی کردن
racquet عیاشی وخوشگذرانی
rioted عیاشی کردن
epicureanism فلسفه عیاشی و خوشگذرانی
wantonly از روی عیاشی و بیفکری
luxury تجمل عیاشی عیش
luxuries تجمل عیاشی عیش
reveling عیاشی کردن لذت بردن
reveled عیاشی کردن لذت بردن
revel عیاشی کردن لذت بردن
saturnalia جشن خدای زحل عیاشی
revelling عیاشی کردن لذت بردن
orgy مجالس عیاشی و میگساری بافتخارخدایان
revels عیاشی کردن لذت بردن
roister عیاشی و شب زنده داری کردن
revelled عیاشی کردن لذت بردن
exultation شادی
curvet شادی
gaiety شادی
rejoicings شادی
jubilation شادی
revelery شادی
joyless بی شادی
gala شادی
galas شادی
joyance شادی
airiness شادی
rejoicing شادی
caper شادی
joy شادی
capers شادی
glee شادی
capered شادی
joys شادی
pleasance شادی
jubilee روز شادی
jubilate فریاد شادی
mirthfulness شادی ونشاط
cock-a-hoop شادی کنان
revel شادی کردن
plaudit هلهله شادی
high jinks سروصدا و شادی
joie de vivre زیست شادی
jubilees روز شادی
breezy شادی بخش
effervescence طراوت و شادی
merriment ابراز شادی
revelled شادی کردن
revels شادی کردن
reveling شادی کردن
acclamation تحسین و شادی
happiness شادی خوشنودی
fool's paradise شادی احمقانه
mirth نشاط شادی
joy شادی کردن
revelling شادی کردن
reveled شادی کردن
banzai هلهله شادی
f.mirth شادی جشن
exultance وجد و شادی
joyously از روی شادی
joys شادی کردن
carnivals کاروان شادی جشن
tragicomedies دارای حزن و شادی
elation ترفیع سرفرازی شادی
carnival کاروان شادی جشن
tragicomedy دارای حزن و شادی
with rejoicings and embraces با شادی و فریاد هورا
exults شادی کردن وجدکردن
gleefully از روی شادی و خوشحالی
To be in raptures . To be overjoyed . غرق در شادی بودن
exult شادی کردن وجدکردن
exulted شادی کردن وجدکردن
exulting شادی کردن وجدکردن
ovations شادی وسرور عمومی
ovation شادی وسرور عمومی
they returned in triumph شادی کنان برگشتند
capered از روی شادی جست وخیزکردن
caper از روی شادی جست وخیزکردن
to be psyched for somebody [American E] در شادی کسی سهیم شدن
to be glad for somebody's sake در شادی کسی سهیم شدن
to be pleased for somebody در شادی کسی سهیم شدن
to overcrow one's rival از پیروزی بر حریف شادی کردن
He was transported with joy. از شادی درپوست نمی گنجید
capers از روی شادی جست وخیزکردن
She was transported with joy . شادی تمام وجودش را فرا گرفت
fly in the ointment <idiom> یک چیز کوچک که شادی را بههم بزند
gee whiz <idiom> بافریاد شادی خود رانشان دادن
jobilate شادی کردن از خوشی فریاد زدن
inequality operator نشانه بیان عدم شادی دو متغیر یا دو مقدار
kirmess جشن وعیدسالیانهای که ........وفریادهای شادی برپامی کنند
mardi gras سه روز قبل از چهارشنبه توبه کاتولیک ها که دراستان لویزیانا کاروان شادی حرکت میکند
Tune in next week for another episode of 'Happy Hour'. هفته آینده کانال [تلویزیون] را برای قسمت دیگری از {ساعت شادی} تنظیم کنید.
Sophrosyne وضعیت سالم ذهن توصیف شده با خویشتنداری اعتدال و آگاهی عمیق از نفس حقیقی که به شادی واقعی منجر میشود
to triumph over the enemy برشکست دشمن شادی کردن بر دشمن پیروز شدن
One mustn't sk apple trees for oranges, France for sun, women for love, life for happiness. نباید از درخت پرتقال انتظار سیب، از فرانسه انتظار آفتاب، از زنان انتظار عشق و از زندگی انتظار شادی داشت.
rejoices شادی کردن وجد کردن
rejoicingly شادی کنان وجد کنان
rejoice شادی کردن وجد کردن
rejoiced شادی کردن وجد کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com