Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 143 (8 milliseconds)
English
Persian
goggles
عینک ایمنی
safety glass
عینک ایمنی
safety glasses
عینک ایمنی
Other Matches
lorgnettes
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnette
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
immunity
ایمنی
security
ایمنی
safety
ایمنی
lorgnettes
عینک
glass
عینک
winker
عینک
eyeglass
عینک
lorgnette
عینک
specs
عینک
goggles
عینک
interpupillary
عینک
barnacles
عینک
glasses
عینک
spectacle
عینک
spectacles
عینک
glass eye
عینک
nosepiece
پل عینک
log in sequrity
ایمنی ورود
safety trap
تله ایمنی
safety wire
سیم ایمنی
arlbery strap
تسمه ایمنی
safty face shield
ماسک ایمنی
security glass
شیشه ایمنی
locking wire
سیم ایمنی
life line
طناب ایمنی
safety post
پایه ایمنی
cold iron watch
پاس ایمنی
safety glass
شیشه ایمنی
safety hazard
مخاطره ایمنی
safety fuse
فیوز ایمنی
safety lamp
چراغ ایمنی
safety motive
انگیزه ایمنی
overall safety
ایمنی کامل
emotional security
ایمنی هیجانی
immunology
ایمنی شناسی
catching belt
کمربند ایمنی
insecure
بدون ایمنی
lifebelts
کمربند ایمنی
lifebelt
کمربند ایمنی
crash helmets
کلاه ایمنی
safe valve
دریچه ایمنی
safety belt
کمربند ایمنی
immune defect
نقص ایمنی
[پزشکی]
safety belts
کمربند ایمنی
immunodeficiency
نقص ایمنی
[پزشکی]
bespectacled
عینک زده
peeper
ایینه عینک
optometry
عینک فروشی
sun glasses
عینک آفتابی
spectacled
عینک دار
snow goggles
عینک افتابگیر
earpiece
دسته عینک
snow goggles
عینک توفان
smoked glasses
عینک دودی
earpieces
دستهی عینک
butt-strap
لبهمحلاتصالدستهبهفرم عینک
half-glasses
عینک یک چشمی
dark glasses
عینک آفتابی
To wear glasses.
عینک زدن
temple
دسته عینک
optometry
عینک سازی
optometrist
عینک ساز
lorgnette
عینک پنسی
opticians
عینک ساز
goggles
عینک صحرائی
lorgnettes
عینک پنسی
goggles
عینک افتابی
goggles
عینک محافظ
smoked
عینک دودی
optic
شیشه عینک
rim
قاب عینک
rims
قاب عینک
sunglasses
عینک افتابی
pince nez
عینک دماغی
monocle
عینک یک چشمی
field glasses
عینک رزمی
field glasses
عینک صحرایی
optician
عینک ساز
monocles
عینک یک چشمی
gig lamps
عینک شاخدار
gig lamps
نمایش عینک
goggled
عینک پرواز
goggle
عینک پرواز
oculists
عینک ساز
oculist
عینک ساز
eyeglass
عینک یک چشم
eyeglass
عینک فنری
eye glass
عینک دستی
burning glass
عینک جوشکاری
goggling
عینک پرواز
immune defect
کمبود ایمنی
[پزشکی]
immunodeficiency
کمبود ایمنی
[پزشکی]
safety mechanism
ساز و کار ایمنی
reliability
ایمنی در برابر خرابی
failure safety
ایمنی در برابر خرابی
crash helmets
کلاه خود ایمنی
immunochemistry
علم ایمنی شیمیایی
immunologic
وابسته به ایمنی شناسی
trycocks
شیر ایمنی ناو
rose-coloured spectacles
عینک خوش بینی
prismatic spectacles
عینک نادرست نما
to wear glasses
عینک گذاشتن یازدن
goggles
عینک حفاظ دار
bifocals
دو دید عینک دو کانونی
scissors-glasses
عینک قیچی شکل
bifocal
دو دید عینک دو کانونی
safety locking device
قفل ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
safety interlock
قفل ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
to put safety first
[foremost]
اولویت اول را به ایمنی دادن
combat helmet
کلاه ایمنی جنگی
[ارتش]
immunochemistry
مبحث ایمنی شناسی شیمیایی
machanic
کمربند ایمنی اویزان از سقف
AIDS
سندرم نقص ایمنی اکتسابی
flame safety
ایمنی در مقابل شعله اتش
opticians
عینک فروش دوربین ساز
optician
عینک فروش دوربین ساز
pebbles
شیشه عینک نوعی عقیق
lorgnettes
عینک مخصوص روی بینی
lorgnette
عینک مخصوص روی بینی
he wears glasses
عینک زده است یادارد
wear
عینک یا کراوات زدن فرسودن
wears
عینک یا کراوات زدن فرسودن
pebble
شیشه عینک نوعی عقیق
buddy system
شناگران بخاطر ایمنی دو نفره کردن
safety locking devices
قفل های ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
bindery
یات ایمنی کاربر را یادداشت کند
safety interlocks
قفل های ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
helmet
کلاه ایمنی اتش نشانها وکارگران
helmets
کلاه ایمنی اتش نشانها وکارگران
optometric
وابسته به میزان دید و عینک سازی
strong safety
مدافع ایمنی در سمت قوی خط تهاجم حریف
vectograph
عکس مخصوص استفاده از عینک برجسته بینی
ergonomics
علم و تکنولوژی ایمنی راحتی و سادگی استفاده ازماشین
SSL
پروتکل طراحی شده توسط Netscape که حاوی اطلاعات ایمنی روی اینترنت است
wire locking
بستن تعدادی مهره یا پیچ به یکدیگر توسط سیم ایمنی برای جلوگیری از شل شدن انها
palnut
مهره نازکی معمولا از جنس فولاد پرس شده که بمنظورافزایش ایمنی و جلوگیری ازشل شدن مهرههای معمولی روی انها بسته میشود
glass
عینک دار کردن شیشهای کردن
stereoscope
جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com