Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 159 (9 milliseconds)
English
Persian
scissors-glasses
عینک قیچی شکل
Other Matches
lorgnettes
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnette
ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
tweezer
قیچی
tweeger
قیچی
snippel
دم قیچی
shear
قیچی
brace
قیچی
braced
قیچی
snips
قیچی
mammock
دم قیچی
pruning shears
قیچی
overarm braces
قیچی
scissors
قیچی
combination slitting, shears
قیچی ورق
lever shears
قیچی اهرمی
lever shear
قیچی اهرمی
alligator shears
قیچی اهرمی
hot shear blade
قیچی گرم
forficate
قیچی مانند
wire cutter
قیچی سیمبر
wire cutter
قیچی میخچین
pruning shears
قیچی باغبانی
rotary shear
قیچی گردان
stock shears
قیچی پادار
split tackle
تکل قیچی
hitch kick
شوت قیچی
heavy shears
قیچی اهنبر
scissel
دم قیچی فلزات
scissors kick
ضربه قیچی
scissors vault
پرش قیچی
secateur
قیچی باغبانی
shear steel
فولاد قیچی
plate shears
قیچی ورق بر
levered shears
قیچی اهرمی
mammock
از دم قیچی ردکردن
circular shear
قیچی کمانهای
bolt clipper
قیچی پیچ
blooming shears
قیچی شمشه
tin snips
قیچی دستی
sheared
قیچی شده
shared
قیچی کردن
scissors
پرش قیچی
clipper
قیچی باغبانی
shear
قیچی کردن
shear
قیچی اهن بر
share
قیچی کردن
snipped
قیچی کردن
snipping
قیچی کردن
shares
قیچی کردن
snip
قیچی کردن
spectacle
عینک
barnacles
عینک
glasses
عینک
glass eye
عینک
specs
عینک
interpupillary
عینک
eyeglass
عینک
lorgnettes
عینک
spectacles
عینک
goggles
عینک
glass
عینک
nosepiece
پل عینک
lorgnette
عینک
winker
عینک
clincher
قیچی کننده قاطع
continous chip
برادههای قیچی کاری
scissoring vibration
ارتعاش قیچی وار
trim
یکنواخت کردن با قیچی
shear
اسباب برش قیچی
scissors jump
پرش قیچی در اسکیت
clinchers
قیچی کننده قاطع
wire shears
قیچی سیم بری
tin snips
قیچی اهن بر مهندسی
snips
قیچی اهن بری
overhead kick
ضربه قیچی به عقب
scissors
قیچی روی خرک
snow goggles
عینک توفان
earpieces
دستهی عینک
temple
دسته عینک
sun glasses
عینک آفتابی
earpiece
دسته عینک
safety glass
عینک ایمنی
safety glasses
عینک ایمنی
To wear glasses.
عینک زدن
snow goggles
عینک افتابگیر
dark glasses
عینک آفتابی
bespectacled
عینک زده
spectacled
عینک دار
butt-strap
لبهمحلاتصالدستهبهفرم عینک
half-glasses
عینک یک چشمی
smoked glasses
عینک دودی
oculist
عینک ساز
burning glass
عینک جوشکاری
goggles
عینک صحرائی
goggles
عینک افتابی
goggles
عینک محافظ
optician
عینک ساز
smoked
عینک دودی
optic
شیشه عینک
lorgnettes
عینک پنسی
rim
قاب عینک
lorgnette
عینک پنسی
rims
قاب عینک
sunglasses
عینک افتابی
field glasses
عینک رزمی
pince nez
عینک دماغی
monocles
عینک یک چشمی
goggles
عینک ایمنی
opticians
عینک ساز
monocle
عینک یک چشمی
peeper
ایینه عینک
optometry
عینک فروشی
optometry
عینک سازی
optometrist
عینک ساز
oculists
عینک ساز
goggle
عینک پرواز
goggled
عینک پرواز
field glasses
عینک صحرایی
gig lamps
عینک شاخدار
goggling
عینک پرواز
eye glass
عینک دستی
eyeglass
عینک فنری
eyeglass
عینک یک چشم
gig lamps
نمایش عینک
trudgen stroke
دست کرال و پای قیچی
shears
قیچی پشم چینی یا باغبانی
shear
شکاف دادن قیچی کردن
guillotin plate shear
قیچی ورق اهن بری
scissor kick
پای قیچی در شنای پهلو
eastern cut off
شیوه قیچی پرش ارتفاع
compound leverage floor jack
اهرم بالابر قیچی شکل
snipper
قیچی ویژه چیدن مو یا گیاه
goggles
عینک حفاظ دار
to wear glasses
عینک گذاشتن یازدن
rose-coloured spectacles
عینک خوش بینی
prismatic spectacles
عینک نادرست نما
bifocals
دو دید عینک دو کانونی
bifocal
دو دید عینک دو کانونی
lorgnettes
عینک مخصوص روی بینی
pebbles
شیشه عینک نوعی عقیق
optician
عینک فروش دوربین ساز
wear
عینک یا کراوات زدن فرسودن
wears
عینک یا کراوات زدن فرسودن
he wears glasses
عینک زده است یادارد
pebble
شیشه عینک نوعی عقیق
lorgnette
عینک مخصوص روی بینی
opticians
عینک فروش دوربین ساز
snips
قیچی دستی برای بریدن ورقات فلزات
averruncator
یکجور قیچی که با ان شاخههای بلندتر از قدرس رامیزنند
optometric
وابسته به میزان دید و عینک سازی
aviation snips
قیچی دستی مرکبی برای بریدن ورقههای فلزی
vectograph
عکس مخصوص استفاده از عینک برجسته بینی
pave
[صاف کردن و یکنواخت سازی لبه یا انتهای فرش با قیچی]
eastern roll
شیوه قیچی در پرش ارتفاع باغلطیدن پس از عبور از میله و فرود روی پا
scissored wool
پشم مقراضی
[پشمی که با قیچی دستی چیده شده نه با ماشین برقی لذا الیاف یک ناحیه دارای طول های متفاوت می باشند.]
glass
عینک دار کردن شیشهای کردن
corn-effect
ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
stereoscope
جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com