English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 84 (9 milliseconds)
English Persian
eyeglass عینک یک چشم
Search result with all words
oculist عینک ساز
oculists عینک ساز
goggle عینک پرواز
goggled عینک پرواز
goggling عینک پرواز
optician عینک ساز
optician عینک فروش دوربین ساز
opticians عینک ساز
opticians عینک فروش دوربین ساز
glasses عینک
specs عینک
barnacles عینک
spectacle عینک
spectacles عینک
goggles عینک ایمنی
goggles عینک حفاظ دار
goggles عینک صحرائی
goggles عینک افتابی
goggles عینک محافظ
goggles عینک
glass عینک
glass عینک دار کردن شیشهای کردن
wear عینک یا کراوات زدن فرسودن
wears عینک یا کراوات زدن فرسودن
smoked عینک دودی
optic شیشه عینک
rim قاب عینک
rims قاب عینک
sunglasses عینک افتابی
pince nez عینک دماغی
monocle عینک یک چشمی
monocles عینک یک چشمی
field glasses عینک صحرایی
field glasses عینک رزمی
bifocal دو دید عینک دو کانونی
bifocals دو دید عینک دو کانونی
lorgnette ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnette عینک
lorgnette عینک پنسی
lorgnette عینک مخصوص روی بینی
lorgnettes ذره بین یا عینک دسته داری که در اپراهاونمایشگاههابکارمیرود عینک دسته بلند
lorgnettes عینک
lorgnettes عینک پنسی
lorgnettes عینک مخصوص روی بینی
pebble شیشه عینک نوعی عقیق
pebbles شیشه عینک نوعی عقیق
burning glass عینک جوشکاری
eye glass عینک دستی
eyeglass عینک فنری
eyeglass عینک
gig lamps نمایش عینک
gig lamps عینک شاخدار
glass eye عینک
he wears glasses عینک زده است یادارد
interpupillary عینک
nosepiece پل عینک
optometric وابسته به میزان دید و عینک سازی
optometrist عینک ساز
optometry عینک سازی
optometry عینک فروشی
peeper ایینه عینک
prismatic spectacles عینک نادرست نما
safety glass عینک ایمنی
safety glasses عینک ایمنی
smoked glasses عینک دودی
snow goggles عینک توفان
snow goggles عینک افتابگیر
spectacled عینک دار
stereoscope جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
to wear glasses عینک گذاشتن یازدن
vectograph عکس مخصوص استفاده از عینک برجسته بینی
winker عینک
bespectacled عینک زده
earpieces دستهی عینک
butt-strap لبهمحلاتصالدستهبهفرم عینک
half-glasses عینک یک چشمی
scissors-glasses عینک قیچی شکل
dark glasses عینک آفتابی
To wear glasses. عینک زدن
rose-coloured spectacles عینک خوش بینی
earpiece دسته عینک
temple دسته عینک
sun glasses عینک آفتابی
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com