English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
gipsydom غربال بندی
gipsyhood غربال بندی
Search result with all words
gipsyism غربال بندی اطواروحرکات کولی ها
Other Matches
meshing غربال
mesh غربال
meshes غربال
ethmoid غربال
harp غربال
bar screen غربال
screens غربال
jigger غربال
screen غربال
screened غربال
screening, screenings غربال
bunt غربال
cribble غربال
screener غربال چی
riddle غربال
riddles غربال
riddle غربال کردن
greyhounds غربال سیمی
scalps الک غربال
scalp الک غربال
greyhound غربال سیمی
screen grid توری غربال
thermal scanning غربال گرمایی
sieve غربال کردن
sieving غربال کردن
screening غربال زنی
sieves غربال کردن
winnow غربال کردن
gipsify غربال بندکردن
riddles غربال کردن
sieved غربال کردن
canvasses الک یا غربال کردن
canvassed الک یا غربال کردن
coarse sieve غربال سوراخ درشت
canvassing الک یا غربال کردن
canvass الک یا غربال کردن
sieve غربال الک کردن
sieving غربال الک کردن
sieves غربال الک کردن
griddle غربال سیمی کارگران
sieved غربال الک کردن
He carries water in asieve. <proverb> آب در غربال یمل مى کند.
griddles غربال سیمی کارگران
greyhounds در تاوه پختن غربال کردن
greyhound در تاوه پختن غربال کردن
fanner غربال یا اسبابی که اشغال وکاه را بوجاری میکند بادبزن
trommel غربال سیمی استوانه شکلی مخصوص سنگ معدن
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
wording جمله بندی کلمه بندی
classification طبقه بندی رده بندی
lineaments طرح بندی صورت بندی
lineament طرح بندی صورت بندی
classifications طبقه بندی رده بندی
laggin اب بندی کردن اب بندی ناوها
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
security classification طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
declassification از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
screened الک کردن غربال کردن
screening, screenings الک کردن غربال کردن
screen الک کردن غربال کردن
screens الک کردن غربال کردن
transparently نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparent نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
groups دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
unitized load بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classification طبقه بندی کردن طبقه بندی
phasing مرحله بندی مرحله بندی عملیات
classifications طبقه بندی کردن طبقه بندی
black concept علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
phased attack تک مرحله بندی شده حمله مرحله بندی شده
snacks ته بندی
waterproofing اب بندی
queing صف بندی
queuing صف بندی
snack ته بندی
vanation رگ بندی
striation خط بندی
taping ته بندی
nailed up سر هم بندی
seal اب بندی
sealing off اب بندی
trimerous سه بندی
lapping اب بندی
mud sill ته بندی
funicular بندی
commisural بندی
hermetic sealing اب بندی
humidity insulation اب بندی
humidity insulation نم بندی
alignment صف بندی
alignments صف بندی
seals اب بندی
funiculars بندی
laced بندی
neuration رگ بندی
patching سر هم بندی
articular بندی
commissural بندی
seal bars میلههای اب بندی
calibration درجه بندی
coring مغزه بندی
paging صفحه بندی
reticulation شبکه بندی
dentition دندان بندی
scheme of colour رنگ بندی
ring clossure حلقه بندی
couponing جیره بندی
caulk اب بندی کردن
rhyme scheme قافیه بندی
sealing joint اتصال اب بندی
grade درجه بندی
scheduling queue صف زمان بندی
rootage ریشه بندی
grades درجه بندی
package عدل بندی
taxonomies طبقه بندی
taxonomy طبقه بندی
premunition پیش بندی
couponing کوپن بندی
totalization جمع بندی
queuing theory نظریه صف بندی
ranks رتبه بندی
calibration زینه بندی
package بسته بندی
packaged عدل بندی
packaged بسته بندی
packages عدل بندی
regimentalation گروه بندی
packages بسته بندی
rank رتبه بندی
ranked رتبه بندی
pluralization جمع بندی
venation رگه بندی
to pin up بی بندی کردن
to nails up سر هم بندی کردن
to mull a mull of سر هم بندی کردن
classification chart نموداررده بندی
to make a muddle of سر هم بندی کردن
to make a mess of سر هم بندی کردن
terracing تراس بندی
tariff classification تعرفه بندی
tabulation جدول بندی
systemization طبقه بندی
syllabification هجا بندی
syllabicity هجا بندی
to take a snack ته بندی کردن
toe protection پاشنه بندی
underpin پی بندی کردن
underpinned پی بندی کردن
underpins پی بندی کردن
typification طبقه بندی
typification سنخ بندی
triangulation مثلث بندی
triangularization مثلث بندی
sealing اب بندی کردن
partitioning جزء بندی
columniation ستون بندی
trelliswork داربست بندی
syllabication هجا بندی
summation جمع بندی
gambled شرط بندی
gambles شرط بندی
skelton استخوان بندی
single sling باربردار یک بندی
shuttering تخته بندی
shoring شمع بندی
cerebral localization منطقه بندی مخ
self dramatization بخود بندی
segmentation قطعه بندی
sealings بتونه اب بندی
sealing screw پیچ اب بندی
gamble شرط بندی
snow job سرهم بندی
subsumption رده بندی
stratification طبقه بندی
stratification چینه بندی
cingulate کمر بندی
stratification لایه بندی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com