English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (16 milliseconds)
English Persian
growler غرغر کننده
Search result with all words
currish ستیزه جو غرغر کننده
Other Matches
mutters غرغر
muttering غرغر
murmurously با غرغر
mussitate غرغر
muttered غرغر
mutter غرغر
grumbling غرغر
mutter غرغر کردن
grumble غرغر کردن
muttering غرغر کردن
growl غرغر کردن
grumbled غرغر کردن
growls غرغر کردن
growling غرغر کردن
growled غرغر کردن
muttered غرغر کردن
grumbles غرغر کردن
fool hen غرغر کردن
mutters غرغر کردن
grudge رشک ورزیدن به غرغر کردن
grudged رشک ورزیدن به غرغر کردن
grudges رشک ورزیدن به غرغر کردن
to grouch غرغر کردن [درباره چیزی]
to crab [American E] [about something] غرغر کردن [درباره چیزی]
to kvetch [American E] [about something] غرغر کردن [درباره چیزی]
to bitch [American E] [about something] غرغر کردن [درباره چیزی]
to nag [about something] غرغر کردن [درباره چیزی]
to moan غرغر کردن [درباره چیزی]
to gripe غرغر کردن [درباره چیزی]
to grouse [about somt.] غرغر کردن [درباره چیزی]
The worst wheel of the cart creaks most. <proverb> بدترین چرخ گارى ,از همه بیشتر غرغر مى کند .
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
filler پر کننده
prattfall پچ پچ کننده
crusher له کننده
surfy کف کننده
doer کننده
crepitant خش خش کننده
swooner غش کننده
repudiationist رد کننده
solvents اب کننده
solvent اب کننده
deflective کج کننده
deletive حک کننده
doers کننده
fillers پر کننده
spurner رد کننده
squasher له کننده
squelcher له کننده
solver حل کننده
skittish رم کننده
syncopator غش کننده
tracker پی کننده
noncommittal رد کننده
hoppers لی لی کننده
whisperer پچ پچ کننده
catterer پچ پچ کننده
commulator یک سو کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
benders خم کننده
bender خم کننده
puffer پف کننده
attacking تک کننده
rebutter رد کننده
trackers پی کننده
hopper لی لی کننده
fluxing oil اب کننده
renunciant رد کننده
renunciant کننده
refutatory رد کننده
refutative رد کننده
refuser رد کننده
ear-splitting کر کننده
prater پچ پچ کننده
filleting پر کننده
filleted پر کننده
fillet پر کننده
percutient دق کننده
thinner کم کننده
attenuant اب کننده
bidders کننده
jaberer پچ پچ کننده
bidder کننده
fizzy کف کننده
mauler له کننده
mumbler من من کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com