English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English Persian
sour mash غلات خیسانده برای تهیه مشروبات
Other Matches
cereal حبوبات غذایی که از غلات تهیه شده وباشیر بعنوان صبحانه مصرف میشود
cereals حبوبات غذایی که از غلات تهیه شده وباشیر بعنوان صبحانه مصرف میشود
bartender کسی که در بار مشروبات برای مشتریان می ریزد متصدی بار
bartenders کسی که در بار مشروبات برای مشتریان می ریزد متصدی بار
map compilation تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
drive چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
cold infusion خیسانده
shares IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shared IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
share IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
tisane داروهای خیسانده
infusion of tobacco خیسانده تنباکو
rose vinegar خیسانده گل سرخ در سرکه
enabled تهیه کردن برای
enabling تهیه کردن برای
he is an adequate provider برای تهیه خواربار
enable تهیه کردن برای
enables تهیه کردن برای
wort گیاه خیسانده که هنوز تخمیرنشده
to serve the city with water اب برای شهر تهیه کردن
to provide for old age برای پیری تهیه کردن
preparatory تیراندازی مقدماتی تیر تهیه برای تک
air target material program برنامه تهیه اماد برای تک به هدفهای هوایی
utopianism تهیه طرحهای غیر عملی برای اصلاحات
corsages دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
corsage دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
lime paste اهک شکفته شده و اماده برای تهیه بتن
itemizer کسیکه مقالات کوچک برای روزنامه تهیه میکند
paragraphist کسیکه مطلب کوتاه برای روزنامه تهیه میکند
utopism خیالبافی تهیه طرحهای غیر عملی برای اصلاحات
curriery محل تهیه چرم دباغی شده برای کار
cereal غلات
grain غلات
cirvis دستورات مخابراتی که برای گزارش مشاهدات اطلاعاتی تهیه می شوند
foundry proof نمونه غلط گیری شده برای تهیه کلیشه یاگراور
anticrop agent عامل ضد غلات
gristmill اسیاب غلات
micropro یک شرکت نرم افزاری کالیفرنیایی که برای ریزکامپیوترها برنامه تهیه میکند
authors CI یا اموزش توسط کامپیوتر میباشدافرادی که تهیه کننده دستورالعمل ها برای سیستمهای
strickle وسیله کوبیدن غلات
Daphne گیاه دافنی [که از برگ های آن برای تهیه رنگ زرد استفاده می شود.]
gramineous علف مانند دارای غلات
silo مخزن زیرزمینی غلات و غیره
glossarist کسی که در پایان کتابی فهرست یا فرهنگی برای لغات دشوار ان تهیه میکند مفسر
laying up تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
sense probe مکانیسم ورودی که نقاط حساس روی یک صفحه نمایش را فعال کرده و درنتیجه برای یک کامپیوترورودی تهیه کند
straddle trench خندق یا نوعی سنگر عمیق خطی کوتاه که معمولا برای تهیه مستراح اردوگاهی مورد استفاده قرار می گیرد
pre engage ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
burgers تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
burger تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
al cololic drinks مشروبات
catchpenny تهیه شده برای پول دراوردن تله پول
onion skin پوست پیاز [از این رنگینه طبیعی برای تهیه رنگ زرد نخودی استفاده می شود اگرچه ثبات رنگی خوبی ندارد.]
spirits مشروبات الکلی
moonlight مهتاب مشروبات
moonlighted مهتاب مشروبات
moonlighting مهتاب مشروبات
moonlights مهتاب مشروبات
home-brew مشروبات خانگی
spiriting مشروبات الکلی
home brew مشروبات خانگی
spirit مشروبات الکلی
sappy کودن معتاد به مشروبات
alcohol هرنوع مشروبات الکلی
purveying تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys تهیه اذوقه تهیه سورسات
milk punch مشروبات مخلوط با شیر وقند
pops ترکیدن مشروبات گاز دار
pop ترکیدن مشروبات گاز دار
popped ترکیدن مشروبات گاز دار
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
boozed مشروبات الکلی بحد افراط نوشیدن
boozes مشروبات الکلی بحد افراط نوشیدن
teetotaler طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
speakeasy محل فروش مشروبات الکلی قاچاق
teetotaller طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
teetotallers طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
swizzle انواع مشروبات الکلی محتوی یخ وشکر
boozing مشروبات الکلی بحد افراط نوشیدن
booze مشروبات الکلی بحد افراط نوشیدن
abstinence ریاضت پرهیز از استعمال مشروبات الکلی
mull معطر کردن وبعمل اوردن مشروبات
abstemious مخالف استعمال مشروبات الکلی پرهیزکار
acrasy بی اعتدالی در مصرف مشروبات الکلی و غیره شدت
rumrunner ادم یا قایق مخصوص حمل مشروبات قاچاق
cannibalised استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizes استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
booking نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
cannibalize استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalising استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizing استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalized استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalises استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
salt bag کیسه نمک [بافتی پارچه ای یا زیر و رو و یا بصورت قالیچه کوچک دارای پرز که جهت نگهدای از نکمک یا غلات بافته شده.]
jake leg فلجی که به علت استعمال مشروبات الکلی ایجاد میشود
acnerosacea ورم و سرخی صورت وبینی در اثر افراط در صرف مشروبات الکلی
nsfnet یک شبکه گسترده تهیه شده توسط دفتر محاسبات علمی پیشرفته در موسسه ملی علوم برای انجام عملیات غیرنظامی طراحی وزارت دفاع طراحی شد که بخاطردلایل امنیتی در دسترس عمومی نمیباشد
credit system of supply سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
projection سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projections سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
purvey تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys تهیه کردن سورسات تهیه کردن
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
ministration تهیه
provision تهیه
purveying تهیه
purveys تهیه
supplied تهیه
supply تهیه
supplying تهیه
purveyed تهیه
purvey تهیه
seating تهیه جا
housing تهیه جا
off hand بی تهیه
preparations تهیه
procurement تهیه
counter preparation ضد تهیه
preparation تهیه
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
preparing تهیه کردن
prepares تهیه کردن
lighting feeder تهیه روشنایی
base development تهیه پایگاه
counter preparation تیر ضد تهیه
supplying تهیه کردن
prepare تهیه کردن
caters تهیه کردن
catering تهیه کردن
purveyance تهیه خواربار
provisionment تهیه خواربار
prepare mortar تهیه ملات
preparatorily بعنوان تهیه
preparation time زمان تهیه
preparation of food تهیه خوراک
preparation fire اتش تهیه
preparation fire تیر تهیه
provide تهیه کردن
blend تهیه کردن
blends تهیه کردن
cater تهیه کردن
catered تهیه کردن
vacuum-packed تهیه شده
on the stocks د رشرف تهیه
procured تهیه کردن
provides تهیه دیدن
provide تهیه دیدن
preparations اتش تهیه
preparations تهیه مقدمات
procures تهیه کردن
preparation تهیه و ارایش
procuring تهیه کردن
preparation اتش تهیه
preparation تهیه مقدمات
provides تهیه کردن
supply تهیه کردن
supplied تهیه کردن
photo imagery تهیه عکس
procure تهیه کردن
preparator تهیه کننده
preparations تهیه و ارایش
parasceve روز تهیه
affords تهیه کردن
affording تهیه کردن
afforded تهیه کردن
afford تهیه کردن
furtherance تهیه وسایل
placements تهیه کار
victualage تهیه اذوقه
provided [that] <conj.> تهیه شده
appropriated <adj.> <past-p.> تهیه شده
suppliers تهیه کننده
provided <adj.> <past-p.> تهیه شده
fabricator تهیه کننده
laid on <past-p.> تهیه شده
administer تهیه کردن
triplicity تهیه در سه نسخه
placements تهیه شغل
placement تهیه کار
administering تهیه کردن
pitched تهیه دیده
weaponry تهیه سلاح
victual تهیه اذوقه
administered تهیه کردن
supplier تهیه کننده
administers تهیه کردن
the water supply of tehran تهیه اب تهران
placement تهیه شغل
data processing تهیه اطلاعات
process تهیه کردن
processes تهیه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com