Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
black gang
غلام سیاه
negro slave
غلام سیاه
Other Matches
basalt
نوع سنگ چخماق یا اتش نشانی سیاه مرمر سیاه
silhouettes
نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
silhouette
نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
melanin
رنگ سیاه ولکههای سیاه روی پوست
slaved
غلام
bond servant
غلام
bondman
غلام
male slave or servant
غلام
bondsman
غلام
slave
غلام
peon
غلام
slaves
غلام
manciple
غلام
slaving
غلام
vassals
غلام
galley slave
غلام
bondservant
غلام
thrall
غلام
vassal
غلام
passageway
غلام گردش
passageways
غلام گردش
galley slave
غلام پاروزن
enslave
غلام کردن
footpage
غلام بچه
slavishly
غلام صحت
slavish
غلام صحت
enslaved
غلام کردن
enslaving
غلام کردن
negro slave
غلام زنگی
enslaves
غلام کردن
crape
نوار ابریشمی سیاه سیاه پوشانیدن
corridors
غلام گردش راهرو
corridor
غلام گردش راهرو
libertine
غلام ازاد شده
libertines
غلام ازاد شده
peonage
استفاده از غلام برای کارهای بندگی
ethiops
سیاب سیاه جیوه سیاه
black hole
حفره سیاه چاله سیاه
bold face
طرح سیاه حرف سیاه
smutted whcat
گندم سیاه یا زنگ سیاه
sables
رنگ سیاه لباس سیاه
sable
رنگ سیاه لباس سیاه
black holes
حفره سیاه چاله سیاه
black body radiation
تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
paper white monitor
صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه
bog
سیاه اب
black
سیاه
sooty
سیاه
blacked
سیاه
marshes
سیاه اب
pitch dark
سیاه
bogs
سیاه اب
pitchy
سیاه
blacks
سیاه
night black
سیاه
blacker
سیاه
swamp
سیاه اب
dogwood
سیاه ال
jet-black
سیاه سیاه
blackest
سیاه
quagmire
سیاه اب
mossy
سیاه اب
swamps
سیاه اب
swamping
سیاه اب
swamped
سیاه اب
ebon
سیاه
marsh
سیاه اب
jetties
سیاه
jetty
سیاه
Negro
سیاه
glaucoma
اب سیاه
Negroes
سیاه
sad coloured
سیاه
grimy
سیاه
quagmires
سیاه اب
black wash
رنگ سیاه
black propaganda
تبلیغات سیاه
black sheet
ورق سیاه
black shortness
ترک سیاه
black short
شکستگی سیاه
black powder
باروت سیاه
boldface
حروف سیاه
blackamoor
سیاه زنگی
charbon
سیاه زخم
blackcap
کاکل سیاه
french wheat
گندم سیاه
bone black
عاج سیاه
hohlraum
جسم سیاه
blackcock
باقرقره سیاه نر
buck wheat
گندم سیاه
blackbody
جسم سیاه
saracen corn
گندم سیاه
black load
سرب سیاه
black ash
خاکستر سیاه
black anneal
سیاه گداختن
blach hulled
سیاه پوست
bitumen macadam
ماکادام سیاه
biotite
میکای سیاه
begrime
سیاه کردن
aniline black
سیاه انیلینی
achromatic
سیاه و سفید
caraway
زیره سیاه
livers
جگر سیاه
liver
جگر سیاه
pitch-black
خیلی سیاه
black holes
سیاه چال
black hole
سیاه چال
blackboards
تخته سیاه
blackboard
تخته سیاه
black bile
صفرای سیاه
black body
جسم سیاه
black list
فهرست سیاه
black list
لیست سیاه
black liqour
شربت سیاه
black lead
سرب سیاه
black light
نور سیاه
black level
تراز سیاه
black letter
حرف سیاه
pitch black
خیلی سیاه
black finish
پوشش سیاه
black eyed
سیاه چشم
black diamond
الماس سیاه
black cap
کلاه سیاه
black brittleness
ترک سیاه
black brittleness
شکستگی سیاه
black book
کتاب سیاه
black board
تخته سیاه
platinum black
پلاتین سیاه
scoter
مرغابی سیاه
sealing coat
روکاری سیاه
substantia nigra
جسم سیاه
sycamine
توت سیاه
tamarack
سیاه کاج
the black race
نژاد سیاه
the black sea
دریای سیاه
to black out
سیاه کردن
to wear willow
سیاه پوشیدن
schorl
کهربای سیاه
sadly dressed
سیاه پوش
plumbaginous
مانندسرب سیاه
plumbago
سرب سیاه
quercitron
بلوط سیاه
red cent
پول سیاه
robed in bleck
سیاه پوش
robed in bleck
سیاه پوشیده
sabled
سیاه پوش
viper's grass
سفورجنه سیاه
wash drawing
ابرنگ سیاه
shame on you!
<idiom>
رویتان سیاه
black wool
پشم سیاه
bottle-dungeon
سیاه چال
donjon
سیاه چال
black coffee
قهوه سیاه
water proofed mortar
اهک سیاه
black and white
سیاه و سفید
black eye
چشم سیاه
black eyes
چشم سیاه
jet-black
سیاه شبقی
pissed
سیاه مست
sozzled
سیاه مست
stoned
سیاه مست
zonked
سیاه مست
piper nigrum
فلفل سیاه
chiaroscurist
سیاه قلمکار
ethiops
مهجون سیاه
fuel oil
نفت سیاه
heathbird
باقرقره سیاه
humus
سیاه خاک
in mourning
سیاه پوش
in mourning
کثیف سیاه
iron mould
سیاه کردن
kibitka
سیاه چادرنمدی
lampblack
سیاه یکدست
ethiopian
سیاه پوست
ethiope
سیاه پوست
colly
سیاه کردن
Congo
یکجورچای سیاه
crowberry
سنگروی سیاه
d.'s cow
سوسک سیاه
dark coloured
سیاه رنگ
darky
سیاه زنگی
doit
پول سیاه
dunggeon
سیاه چال
eriochrome black
سیاه اریوکروم
I was put to shame. I was shame-stricken.
رو سیاه شدم
mammy
دده سیاه
nigella seed
سیاه دانه
nigella seed
زیر سیاه
nigrescence
سیاه شدگی
nigrescent
سیاه شونده
nigrify
سیاه کردن
nigritian
سیاه افریقایی
oubliette
سیاه چال
pertussis
سیاه سرفه
pertussus
سیاه سرفه
niello
مینای سیاه
niello
سیاه قلم
melanic
سیاه پوست
melanite
لعل سیاه
melanotic
سیاه پوست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com