English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
chlorinity غلظت اب دریا
Search result with all words
isohaline خطوط هم نمک خطوط میزان منحنی نمایش غلظت نمک دریا
Other Matches
continental shelf مقداری از خاک زیر اب دریا که از حاشیه ابهای ساحلی یک کشورشروع و به خطی که از ان اولین شیب تند قعر دریا اغاز میشود و ارتفاع ان باید بایداز سطح دریا 002 متر باشدختم میشود
neap tide کشندکمینه اب دریا حداقل جذر ومد نهایی اب دریا
isovelocity نقاط هم سرعت اب دریا خطوط متحدالسرعت اب دریا
mean sea level سطح متوسط ابهای دریا تراز میانگین ابهای دریا
densities غلظت
thickness غلظت
concentrations غلظت
consistence غلظت
consistent غلظت
consistency غلظت
density غلظت
compactness غلظت
concentration غلظت
inspissation غلظت
murkiness غلظت افسردگی
aerometer غلظت سنج
humidity غلظت رطوبت
ion concentration غلظت یون
current density غلظت جریان
piezometer غلظت سنج
consistence درجه غلظت
concentration gradient شیب غلظت
concentration gradient گرادیان غلظت
molecular concentration غلظت مولکولی
consistency درجه غلظت
condensation غلظت انقباض
electronic concentration غلظت الکترون
electron concentration غلظت الکترون
densitometer غلظت سنج اب
densimeter غلظت سنج
air density غلظت هوا
concentration غلظت [شیمی]
formal concentration غلظت فرمال
heaviness افسردگی غلظت
volumeter غلظت سنج
cloud amount غلظت ابر اتمی
cloud cover غلظت ابر اتمی
maximum allowable concentration حداکثر غلظت مجاز
automatic mixture control کنترل غلظت اتوماتیک
halocline منطقه خلاء غلظت
aerometry سنجش غلظت هوا
activation detector دستگاه تعیین غلظت نوترون
gravimetry اندازه گیری وزن یا غلظت
equimolal دارای غلظت ملکولی مساوی
stenohaline زیست کننده در اب شور به غلظت بخصوصی
density attitude ارتفاع مربوط به غلظت استاندارد هوا
holding anchorage لنگر موقت در روی دریا یابندرگاه توقف موقت در روی دریا
pH علامت لگاریتم منفی برای غلظت یون هیدروژن برحسب گرم اتم درهر لیتر
mean sea level ارتفاع متوسط از سطح دریا ارتفاع متوسط اب دریا
concentration تمرکز اتش تمرکز غلظت مواد شیمیایی موجود در هوا بازداشتگاه اسرا
concentrations تمرکز اتش تمرکز غلظت مواد شیمیایی موجود در هوا بازداشتگاه اسرا
concentration cell corrosion نوعی برخورد که در ان اختلاف پتانسیل الکترودها دراثر اختلاف غلظت یونهاالکترولیت میباشد
flooded رو د دریا
sea bed کف دریا
the blue دریا
flood رو د دریا
the deep دریا
merest دریا
the wave دریا
seabed کف دریا
high water line خط مد دریا
main دریا
d.j.'s locker ته دریا
waterscape اب دریا
floods رو د دریا
on the sea دریا
holm دریا
sepiolite کف دریا
meerschaum کف دریا
meerscham کف دریا
lough اب دریا
cuttle bone کف دریا
bree دریا
benthos ته دریا
at sea در دریا
asea به دریا
asea در دریا
saltwater اب دریا
cuttlebone کف دریا
sea foam کف دریا
acajou دریا
sea froth کف دریا
overboard در دریا
mere دریا
spume کف آب دریا
sea دریا
beach foam کف آب دریا
sea foam کف آب دریا
high tides مد دریا
high tide مد دریا
channels دریا
ocean foam کف آب دریا
channelled دریا
channeling دریا
channeled دریا
seas دریا
high water مد دریا
ground کف دریا
channel دریا
densitometer چگالی سنج غلظت سنج
sea purse گرداب دریا
sea shore کرانه دریا
sea sickness دریا گرفتگی
seafolk دریا نوردان
seaboard کرانه دریا
datum level سطح اب دریا
davy jones جنی دریا
sea girt دریا بست
sea state حالت دریا
by water از راه دریا
seagirt محاط دریا
bay salt نمک دریا
seacraft دریا نوردی
bottom bounce انعکاس از کف دریا
seafarer دریا نورد
seacoast دریا کنار
seacoast ساحل دریا
seaborne دریا برد
by sea ازراه دریا
high tides حداکثر مد دریا
high tide حداکثر مد دریا
adventure دل به دریا زدن
risk دل به دریا زدن
dead in the water متوقف در دریا
sea state وضعیت دریا
sea water damage خسارت اب دریا
sea duty خدمت دریا
seashore ساحل دریا
oversea انطرف دریا
out bound رهسپار دریا
on shore winds دریا باد
ocean bound رهشپار دریا
sea level سطح دریا
naval aviation هوا دریا
low water پس رفت اب دریا
high water دریا درحال مد
passages دریا کرایه
passage دریا کرایه
seafarers دریا نورد
mal de mer ناخوشی دریا
maldemer ناخوشی دریا
man overboard ادم به دریا
seashores ساحل دریا
sea breeze نسیم دریا
sea cock شیر دریا
sea coast ساحل دریا
sea coast کرانه دریا
sea born زاده دریا
sea board کناره دریا
heave of the sea زورخیزاب دریا
seaboards کرانه دریا
sea bed بستر دریا
seascapes دورنمای دریا
holding ground گیرایی کف دریا
seascape دورنمای دریا
sea anchor لنگر دریا
sailer دریا نورد
poseidon خدای دریا
sea breezes نسیم دریا
pelagic ساکن دریا
marine transgression پیشروی دریا
anchor ice یخهای کف دریا
the waves of the sea خیزابهای دریا
upcountry دور از دریا
mares تاریکی دریا
thalassophobia دریا هراسی
seabird مرغ دریا
waterside کنار دریا
mare تاریکی دریا
shore کنار دریا
waterscape منظره اب دریا
shipper دریا نورد
the sea was lulled دریا ساکت شد
seaworthy اماده دریا
sea-going باب دریا
sea going باب دریا
deep-sea ژرف دریا
range حدودجذر و مد دریا
two star دریا دار
strands کنار دریا
briny مثل اب دریا
seabed بستر دریا
sand شن کرانه دریا
sands شن کرانه دریا
the waves of the sea امواج دریا
marooner دریا زن غارتگر
the lid of a kettle دریا سر کتلی
ranges حدودجذر و مد دریا
sailor دریا نورد
sailors دریا نورد
coast کنار دریا
coasts کنار دریا
ranged حدودجذر و مد دریا
transmarine فرا دریا
seaports دریا بندر
shipman دریا نورد
seahorse اسب دریا
seahorses اسب دریا
surface-to-air دریا به هوا
voyage سفر دریا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com