Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (6 milliseconds)
English
Persian
anguish
غمگین شدن نگران شدن
Other Matches
sadder
غمگین
saddest
غمگین
sorrowful
غمگین
dolesome
غمگین
heartsick
غمگین
heartsore
غمگین
heavyhearted
غمگین
triste
غمگین
tristful
غمگین
sad
غمگین
sorry
غمگین
sorrier
غمگین
down
غمگین
sorriest
غمگین
cheerless
غمگین
careworn
غمگین
grum
غمگین اخمو
dyspeptic
بدگوار غمگین
disgruntle
غمگین کردن
saddens
غمگین کردن
saddening
غمگین کردن
saddened
غمگین کردن
sadden
غمگین کردن
grieving
غمگین کردن
grieves
غمگین کردن
grieve
غمگین کردن
with a heavy heart
با دلی غمگین
depressed
افسرده غمگین
plaintful
عزادار غمگین کننده
melancholy
سودا زدگی غمگین
woeful
غمگین محنت زده
uptight
نگران
agog
نگران
perturbed
نگران
apprehensive
نگران
agaze
نگران
anguished
نگران
agag
نگران
cark
بار کردن غمگین ساختن یاشدن
never mind
<idiom>
نگران نباش
shook up
<idiom>
نگران ،ناراحت
bothers
نگران شدن
solicitous
مایل نگران
worked up
<idiom>
عصبانی ،نگران
Don't worry!
<idiom>
نگران نباش!
solicitously
مایل نگران
bothering
نگران شدن
bated
مشتاقو نگران
worry
نگران کردن
worries
نگران کردن
anguish
نگران کردن
off-putting
نگران کننده
bother
نگران شدن
bothered
نگران شدن
cark
نگران شدن
look for
نگران بودن
to sorrow for any one
برای کسی غصه خوردن یا غمگین شدن
Don't worry about it!
<idiom>
در موردش نگران نباش!
I am not worried about it.
من در موردش نگران نیستم.
weigh on/upon
<idiom>
نگران کردن شخص
nervous wreck
آدم بی نهایت عصبانی و نگران
bundle of nerves
آدم بی نهایت عصبانی و نگران
jitterbug
آدم همیشه نگران و دلواپس
panicky person
آدم همیشه نگران و دلواپس
nervous Nelly
آدم همیشه نگران و دلواپس
bag of nerves
آدم بی نهایت عصبانی و نگران
let the chips fall where they may
<idiom>
نگران نتیجه یک کشف نبودن
You need spare no expense .
نگران خرج ( مخارج ) آن نباش
concerns
دلواپس کردن نگران بودن
concern
دلواپس کردن نگران بودن
Take no thought of the morrow.
نگران فردا
[آینده]
نباش.
We were all so anxious about you.
ما همه به خاطر تو اینقدر نگران بودیم.
write off
<idiom>
پذیرش خسارت وپیش از آن نگران نبودن
to lose sleep over something
[someone]
<idiom>
بخاطر چیزی
[کسی]
نگران بودن ا
[صطلاح روزمره]
to greenwash
نشان دادن که انگاری نگران محیط زیست باشند
greenwash
نمایش سطحی یا ریاکارانه توسط یک سازمان که نگران محیط زیست است
aggrieve
جور و جفا کردن غمگین کردن
sorrows
غمگین کردن غصه دار کردن
sorrow
غمگین کردن غصه دار کردن
think nothing of something
<idiom>
فراموش کردن چیزی ،نگران چیزی بودن
NiMH
نوعی باتری قابل شارژ در laptop که امکان شارژ شدن بهتر از باتری Nicad دارد. شارژ آن سریع تر است و نگران حافظه نیست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com