English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (7 milliseconds)
English Persian
unwritten غیرکتبی شفاهی
Other Matches
by word of mouth شفاهی
viva voce شفاهی
orals شفاهی
verbal شفاهی
oral شفاهی
vivas voce شفاهی
nuncupative شفاهی
nuncupatory شفاهی
parol شفاهی
unwritten بطور شفاهی
parol arrest جلب شفاهی
oral test ازمون شفاهی
oral evidence شهادت شفاهی
oral evidence دلیل شفاهی
nuncupative will وصیت شفاهی
interlocutory decree حکم شفاهی
gentlemen's agreement قرارداد شفاهی
parol arrest توقیف شفاهی
parol evidence شهادت شفاهی
parol promise قرارداد شفاهی
nonverbal غیر شفاهی
verbalization بیان شفاهی
vivas voce امتحان شفاهی
vocabular زبانی شفاهی
interpreters مترجم شفاهی
interpreter مترجم شفاهی
voicing شفاهی صوتی
voices شفاهی صوتی
viva voting رای شفاهی
viva voting گزارش شفاهی
simple contract قرارداد شفاهی
verbal agreement موافقت شفاهی
voice شفاهی صوتی
viva report گزارش شفاهی
word of mouth صدای کلمه شفاهی
reply جواب شفاهی دفاعیه
replies جواب شفاهی دفاعیه
replied جواب شفاهی دفاعیه
replying جواب شفاهی دفاعیه
viva voce شفاها امتحان شفاهی
oral information اطلاعات گفتاری [شفاهی]
catechesis تعالیم مذهبی شفاهی
simple content debt دین ناشی از قرارداد شفاهی
verbalises بصورت شفاهی بیان کردن
verbalizes بصورت شفاهی بیان کردن
verbalized بصورت شفاهی بیان کردن
verbalize بصورت شفاهی بیان کردن
verbalising بصورت شفاهی بیان کردن
verbalizing بصورت شفاهی بیان کردن
cabala حدیث یا روایت شفاهی وزبانی
cabbala حدیث یا روایت شفاهی وزبانی
verbalised بصورت شفاهی بیان کردن
cabbalah حدیث یا روایت شفاهی وزبانی
oral trade test ازمون شفاهی از اطلاعات عمومی افراد
talk out بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
to interpret [for somebody] [from/into a language] ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
to act as interpreter [for somebody] [from/into a language] ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
to provide interpretation [for somebody] [from/into a language] ترجمه شفاهی کردن [برای کسی] [از یک زبان به دیگری]
barristers وکیل مدافع وکیلی که حق حضور دردادگاه و دفاع شفاهی را دارد
barrister وکیل مدافع وکیلی که حق حضور دردادگاه و دفاع شفاهی را دارد
slanders درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
slander درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
slandering درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
slandered درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
verbal note شود مورد استفاده قرار می گیرد و گاهی نیز برای ان که خلاصهای از مذاکرات شفاهی در دست باشد تنظیم می گردد
parol contract قرارداد کتبی امضا نشده قرارداد شفاهی
interpret ترجمه شفاهی کردن توجیه کردن
interpreted ترجمه شفاهی کردن توجیه کردن
interpreting ترجمه شفاهی کردن توجیه کردن
interprets ترجمه شفاهی کردن توجیه کردن
interpreted ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
interprets ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
interpret ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
interpreting ترجمه کردن ترجمه شفاهی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com