Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
irrefragable
غیر قابل انکار و تکذیب
Other Matches
negative
رد یا تکذیب یا انکار کردن
negatives
رد یا تکذیب یا انکار کردن
negation of statement
انکار یا تکذیب گفتهای
estopel
عملی که باعث میشود عامل از طرح دعوی یاادعا یا تکذیب و انکار
contradictable
قابل تکذیب
deniable
قابل تکذیب
irrefutable
غیر قابل تکذیب
impugnable
رد کردنی قابل تکذیب
deniable
قابل انکار
peremptory
غیر قابل انکار
rebuttable presumption
فرض قانونی قابل انکار
conclusive or irrebuttable presumption
فرض قانونی غیر قابل انکار
confutation
تکذیب
disproof
تکذیب
disproval
تکذیب
falsification
تکذیب
refutation
تکذیب
contradiction
تکذیب
denial
تکذیب
contradictions
تکذیب
rebuttals
تکذیب
impugnation
تکذیب
impugnment
رد تکذیب
rebuttal
تکذیب
rebutment
تکذیب
denials
تکذیب
disaffirmation
تکذیب
refutal
تکذیب
impugning
تکذیب کردن
disproved
تکذیب کردن
impugns
تکذیب کردن
contradictor
تکذیب کننده
confutation
مورد تکذیب
disproving
تکذیب کردن
rebutting
تکذیب کردن
impugn
تکذیب کردن
disproves
تکذیب کردن
unanswerable
تکذیب ناپذیر
rebut
تکذیب کردن
contradicted
تکذیب کردن
denying
تکذیب کردن
rebuts
تکذیب کردن
denies
تکذیب کردن
contradicts
تکذیب کردن
impugned
تکذیب کردن
contradict
تکذیب کردن
rebutted
تکذیب کردن
deny
تکذیب کردن
denied
تکذیب کردن
disprove
تکذیب کردن
elenchus
تکذیب قیاسی
elench
تکذیب منطقی
irrefutable
غیرقابل تکذیب
traverse of an indictment
تکذیب کیفرخواست
refuting
تکذیب کردن
rebutter
تکذیب کننده
irrefutable
تکذیب ناپذیر
refutes
تکذیب کردن
refutable
تکذیب پذیر
refuted
تکذیب کردن
refute
تکذیب کردن
traversed
تکذیب کردن دعوی
traverses
تکذیب کردن دعوی
traversing
تکذیب کردن دعوی
d. of a statement
تکذیب گفته ایی
unansweable
بی جواب تکذیب ناپذیر
traverse
تکذیب کردن دعوی
irrefragably
چنانکه نتوان تکذیب کرد
redargue
متهم ساختن تکذیب کردن
refutatory
تکذیب کننده متضمن جواب رد
impugns
مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
recants
گفته خود را تکذیب کردن
recant
گفته خود را تکذیب کردن
refutative
تکذیب کننده متضمن جواب رد
impugning
مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
impugned
مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
recanted
گفته خود را تکذیب کردن
impugn
مورد اعتراض یا تکذیب قراردادن
recanting
گفته خود را تکذیب کردن
disavow
انکار
disaffirmation
انکار
disproval
انکار
disavowal
انکار
gainsays
انکار
disavowed
انکار
disclamation
انکار
gainsaying
انکار
disavows
انکار
gainsay
انکار
gainsaid
انکار
denegation
انکار
repudiation
انکار
contradiction
انکار
denial
انکار
retractaion
انکار
disavowing
انکار
contradictions
انکار
negation
انکار
recantation
انکار
abjuration
انکار
denials
انکار
abnegation
انکار رد
non commital
از گرفتارکردن خویش بویسله تصدیق یا تکذیب مطلبی
self renunciation
انکار نفس
recanting
انکار کردن
recanted
انکار کردن
renounced
انکار کردن
repudiating
انکار کردن
recant
انکار کردن
renounce
انکار کردن
denier
انکار کننده
abnegate
انکار کردن
unchallenged
انکار ناپذیر
back-pedals
انکار کردن
back-pedalling
انکار کردن
back-pedal
انکار کردن
renounces
انکار کردن
repudiates
انکار کردن
self abnegation
انکار نفس
self denial
انکار نفس
disclaim
انکار کردن
back-pedalled
انکار کردن
disclaimed
انکار کردن
disclaiming
انکار کردن
disclaims
انکار کردن
retractable
انکار پذیر
undeniable
انکار ناپذیر
palinode
صنعت انکار
undeniably
انکار ناپذیر
renouncing
انکار کردن
repudiate
انکار کردن
forswore
انکار کرد
recants
انکار کردن
disaffirm
انکار کردن
denies
انکار کردن
gainsaid
انکار کردن
denied
انکار کردن
renege
انکار کردن
deny
انکار کردن
forswears
انکار کردن
denying
انکار کردن
forswear
انکار کردن
irrefutable
انکار ناپذیر
forswearing
انکار کردن
self-denial
انکار خویشتن
reneged
انکار کردن
gainsays
انکار کردن
gainsaying
انکار کردن
irrefutability
انکار ناپذیری
reneging
انکار کردن
reneges
انکار کردن
gainsayer
انکار کننده
gainsay
انکار کردن
self-denial
انکار نفس
atheistic
وابسته به انکار خدا
forswears
باسوگند انکار کردن
denying
انکار یا حاشا کردن
deny
انکار یا حاشا کردن
forswearing
باسوگند انکار کردن
denied
انکار یا حاشا کردن
negatory
مبنی بر نفی یا انکار
renunciatory
ناشی از انکار نفس
forswear
باسوگند انکار کردن
atheism
انکار وجود خدا
denies
انکار یا حاشا کردن
renunciative
ناشی از انکار نفس
he has a good mind
که انکار را انجام دهد
negationist
کسیکه عادت دارد همه چیز راانکار یا تکذیب کند
self abnegating
انکار کننده نفس خود
disparages
انکار فضیلت چیزی راکردن
disparage
انکار فضیلت چیزی راکردن
estoppel
عدم امکان انکار پس از اقرار
disclaim all liability
کلیه بدهیها را انکار کردن
how nicely he did it
چقدرخوب انکار را انجام داد
disparaged
انکار فضیلت چیزی راکردن
owning to his i. to do that
نظر به عجزاواز کردن انکار
to make
[deny]
an allegation
تهمتی زدن
[ را انکار کردن]
the odds are that he will doit
احتمال دارد که انکار را بکند
issue of fact
نکته موضوع بحث که درنتیجه انکار مطلبی پیدامیشود
there is no p of doing it
کردن انکارهیچ امکان ندارد هیچ نمیتوان انکار راکرد
recoverable item
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
archival quality
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
China denies militarizing South China Sea.
چین را تکذیب نظامی جنوب دریای چین است.
estoppel
اقراریاعملی که انکاریانقص ان قانوناممنوع باشد مانع قانونی برای انکارپس ازاقرارعدم امکان انکار پس از اقرار
elastic
قابل کش امدن قابل انعطاف
bilable
قابل رهایی قابل ضمانت
flexile
قابل تغییر قابل تطبیق
presumable
قابل استنباط قابل استفاده
presentable
قابل معرفی قابل ارائه
presentable
قابل نمایش قابل تقدیم
tenable
قابل مدافعه قابل تصرف
sensible
قابل درک قابل رویت
adducible
قابل اضهار قابل ارائه
achievable
قابل وصول قابل تفریق
combustible
قابل سوزش قابل تراکم
changeable
قابل تعویض قابل تبدیل
thankworthy
قابل تشکر قابل شکر
observable
قابل مشاهده قابل گفتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com