Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (5 milliseconds)
English
Persian
insolvable
غیر قابل تبدیل به پول نقد
Search result with all words
reduce
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reduces
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reducing
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
card
وسیلهای که داده کارت پانچ را به حالتی کا قابل دریافت برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
cards
وسیلهای که داده کارت پانچ را به حالتی کا قابل دریافت برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
reader
وسیلهای که داده روی پانچ کارت را به صورتی که توسط کامپیوتر قابل تشخیص است تبدیل میکند
readers
وسیلهای که داده روی پانچ کارت را به صورتی که توسط کامپیوتر قابل تشخیص است تبدیل میکند
sound
تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
sounded
تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
soundest
تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
sounds
تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
binder
را را به خرمی که قابل اجرا باشد تبدیل میکند
binders
را را به خرمی که قابل اجرا باشد تبدیل میکند
analogue
ی که سیگنال ورودی آنالوگ را به حالت خروجی دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
analogues
ی که سیگنال ورودی آنالوگ را به حالت خروجی دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
scanner
وسیله ورودی که متن یا رسم یا عکس را به حالت دیجیتالی قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند
scanner
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners
وسیله ورودی که متن یا رسم یا عکس را به حالت دیجیتالی قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند
scanners
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
interchangeable
قابل تبدیل
convertible
قابل تبدیل
convertible
قابل تسعیر و تبدیل
convertible
پولی که با نرخ معین قابل تبدیل به طلا باشد
convertible
آنچه قابل تبدیل است
convertibles
قابل تبدیل
convertibles
قابل تسعیر و تبدیل
convertibles
پولی که با نرخ معین قابل تبدیل به طلا باشد
convertibles
آنچه قابل تبدیل است
document
وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
documented
وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
documenting
وسیلهای که اطلاع نوشته شده یا چاپ شده رابه حالتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
preparation
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
preparations
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
image
[وسیله ورودی که متن ها یا رسم ها یا عکس ها را به حالت دیجیتال و قابل خواندن ماشین تبدیل میکند.]
images
وسیله ورودی که متن ها یا رسم ها یا عکس ها را به حالت دیجیتال و قابل خواندن ماشین تبدیل میکند
signal
تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
signaled
تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
signalled
تبدیل یا ترجمه سیگنال به صورتی به توسط وسیله قابل قبول باشد
decompression
تبدیل یک تصویر یا فایل داده فشرده به حالتی که قابل دیدن شود
optical
وسیلهای که حروف چاپ شده یا نوشته شده را اسکن میکند و تشخیص میدهد و کد قابل خواندن ماشین تبدیل میکند برای پردازش کامپیوتر
optical
فرآیندی که اجازه میدهد حروف چاپی یا نوشته شده به صورت نوری تشخیص داده شوند و به کد قابل خواندن توسط ماشین تبدیل شوند که وارد کامپیوتر می شوند به کمک حرف خوان نوری
optical
وسیلهای که تصویر را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکند که قابل ذخیره سازی و نمایش روی کامپیوتر هستند
normalised
تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
normalises
تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
normalising
تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
normalize
تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
normalizes
تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
compile
تبدیل برنامه سطح بالا به برنامه کد ماشین که خود قابل اجرا است
compiled
تبدیل برنامه سطح بالا به برنامه کد ماشین که خود قابل اجرا است
compiles
تبدیل برنامه سطح بالا به برنامه کد ماشین که خود قابل اجرا است
compiling
تبدیل برنامه سطح بالا به برنامه کد ماشین که خود قابل اجرا است
packet
شبکه قابل ارسال باشد تبدیل میکند
packets
شبکه قابل ارسال باشد تبدیل میکند
printer
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printers
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
magnetic tape
ماشینی که سیگنالهای ذخیره شده روی نوار مغناطیسی را می خواند و به صورت الکترونیکی تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل فهم است
magnetic tapes
ماشینی که سیگنالهای ذخیره شده روی نوار مغناطیسی را می خواند و به صورت الکترونیکی تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل فهم است
changeable
قابل تعویض قابل تبدیل
mouse
برنامهای که داده محل ارسالی را از mouse به مختصات استاندارد تبدیل میکند تا توسط نرم افزار قابل استفاده باشد
mouses
برنامهای که داده محل ارسالی را از mouse به مختصات استاندارد تبدیل میکند تا توسط نرم افزار قابل استفاده باشد
input
وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند
inputted
وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند
hand-held
وسیله کوچکی که در دست جا میشود براس اسکن عکسهای کوچک و رسم خط و تبدیل آنها به تصاویر گرافیکی که قابل استفاده در کامپیوتر هستند
negotiable
قابل تبدیل به پول نقد
atom
مقدار یا رشتهای که به حالت ساده تری قابل تبدیل نیست
atoms
مقدار یا رشتهای که به حالت ساده تری قابل تبدیل نیست
adapter
کارت جانبی که کامپیوتر را به شبکه وصل میکند. این کارت داده کامپیوتری را به سیگنال الکتریکی تبدیل میکند تا قابل ارسال در کابل شبکه باشد
analog
وسیلهای که سیگنال ورودی آنالوگ را به دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
bondable
قابل تبدیل به اوراق قرضه وثیقه پذیر
catch penny
قابل تبدیل به پول
commutable
دگرگونی پذیر قابل تبدیل
converter
وسیلهای که سیگنال آنالوگ را به دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
convertible currency
ارز قابل تبدیل
convertible money
پول قابل تبدیل
convertor
وسیلهای که سیگنال آنالوگ را به دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
coupler
وسیلهای که به دستگاه تلفن وصل است و داده دودویی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند که روی یک خط تلفن قابل ارسال است
critical raynold's number
عددی رینولدی که در ان تغییرات قابل توجهی از قبیل تبدیل جریان اشفته یا کاهش ناگهانی پسا صورت میگیرد
digitize
تبدیل سیگنالهای آنالوگ به دیجیتال که قابل پردازش با کامپیوتر باشد
digitizer
مبدل آنالوگ به دیجیتال یاوسیلهای که سیگنالهای آنالوگ را به دیجیتال تبدیل میکند تا قابل فهم برای کامپیوتر شود
illiquid
غیر مایع غیر قابل تبدیل به پول
incommutable
تبدیل ناپذیر غیر قابل تعویض
inconvertible currency
ارز غیر قابل تبدیل
interconvertible
قابل تبدیل
liquefiable
قابل تبدیل به مایع
luminous energy
نیروی قابل تبدیل بنور
modem
وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
ne varirtur
غیر قابل تبدیل
ocr
وسیلهای که حرف چاپ شده یا نوشته شده را اسکن میکند و برای پردازش در کامپیوتر به حالت قابل خواندن توسط ماشین تبدیل میکند
omr
و به صورتی که قابل پردازش در کامپیوتر باشد تبدیل میکند
pooler
وسیلهای برای یکپارچه کردن و یا تبدیل داده کلیدی ورودی به صورتی که قابل قبول کامپیوتر اصلی باشد
pulverable
قابل تبدیل به پودر
pulverizable
قابل تبدیل به پودر
quantizer
وسیله تبدیل سیگنال ورودی آنالوگ به عددی که توسط کامپیوتر قابل پردازش است
saponifiable
قابل تبدیل بصابون
transformative
قابل تبدیل دگرگون شونده
transmutable
قابل تبدیل
transmutative
قابل تبدیل
visualization
تبدیل اعداد یا داده به صورت گرافیکی که راحت تر قابل فهم باشد
vitrifiable
قابل تبدیل به شیشه
vitrifiable
قابل تبدیل بحالت زجاجی
Other Matches
couchette
نیمکت قابل تبدیل به تختخواب
couchettes
نیمکت قابل تبدیل به تختخواب
novatio non presumiter
تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
transiguration
تبدیل صورت تبدیل هیئت
conversion scale
مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
restitution
تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
assembler
اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
binary to octal conversion
تبدیل دودوئی به مبنای 8 تبدیل دودوئی به هشت هشتی
binary to hexadecimal conversion
تبدیل دودوئی به مبنای 61 تبدیل دودوئی به شانزده شانزدهی
conversions
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
conversion
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
recoverable item
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
archival quality
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
flexile
قابل تغییر قابل تطبیق
achievable
قابل وصول قابل تفریق
observable
قابل مشاهده قابل گفتن
elastic
قابل کش امدن قابل انعطاف
exigible
قابل مطالبه قابل پرداخت
exigible
قابل تقاضا قابل ادعا
sensible
قابل درک قابل رویت
bilable
قابل رهایی قابل ضمانت
thankworthy
قابل تشکر قابل شکر
transferable
قابل واگذاری قابل انتقال
combustible
قابل سوزش قابل تراکم
presentable
قابل معرفی قابل ارائه
presumable
قابل استنباط قابل استفاده
adducible
قابل اضهار قابل ارائه
presentable
قابل نمایش قابل تقدیم
tenable
قابل مدافعه قابل تصرف
capacities
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
visual display terminal
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display unit
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
reductions
تبدیل
reduction
تبدیل
modification
تبدیل
interconversion
تبدیل
reforming
تبدیل
connector
تبدیل
transformation
تبدیل
alteration
تبدیل
shift
تبدیل
reducing
تبدیل
translation
تبدیل
reduces
تبدیل
transmutation
تبدیل
reducer
تبدیل
permutation
تبدیل
permutations
تبدیل
changed
تبدیل
converter
تبدیل گر
changing
تبدیل
changes
تبدیل
reduce
تبدیل
change
تبدیل
adapter
تبدیل
transformed
تبدیل
move
تبدیل
converts
تبدیل
transforming
تبدیل
commutation
تبدیل
conversions
تبدیل
transforms
تبدیل
transform
تبدیل
converting
تبدیل
conversion
تبدیل
toggles
تبدیل
convert
تبدیل
toggle
تبدیل
cinversion
تبدیل
code conversion
تبدیل کد
panification
تبدیل
converted
تبدیل
floatable
قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
irrefrangible
غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
indemonstrable
غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
inconvertible
غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
indiscoverable
غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
convertor
تبدیل کننده
approach transition
تبدیل ورودی
to transform
[into]
تبدیل کردن
[به]
convertor
الت تبدیل
conversion of shares
تبدیل سهام
animalization
تبدیل به حیوان
data conversion
تبدیل داده ها
interpretative
تبدیل میکند
combust
تبدیل بخاکسترکردن
internal conversion
تبدیل باطنی
image transformation
تبدیل تصویر
changer
تبدیل میکند
changer
کلید تبدیل
change over switch
کلید تبدیل
impedance transformation
تبدیل امپدانس
basify
تبدیل به قلیاکردن
catforming
تبدیل با کاتالیزور
to turn
[into]
تبدیل شدن
[به]
internal conversion
تبدیل درونی
convert
تبدیل کردن
liquefaction
تبدیل به مایع
turn
تبدیل کردن
current transformation
تبدیل جریان
turns
تبدیل کردن
convertibility
قابلیت تبدیل
to turn something into something
تبدیل کردن به
interconversion
تبدیل متقاطع
code conversion
تبدیل رمز
compound converter
تبدیل گر مرکب
incommutably
تبدیل ناپذیر
c.r.
تبدیل کاتالیزوری
incommutability
تبدیل ناپذیری
lamp bulb adapter
تبدیل لامپ
to convert something into something
تبدیل کردن به
cineration
تبدیل بخاکستر
transact
تبدیل کردن
bituminize
تبدیل بقیرکردن
reset
تبدیل کردن
redeploy
[staff]
تبدیل کردن
convert
تبدیل کردن
converts
تبدیل کردن
compiler
تبدیل میکند
conversion price
بهای تبدیل
conversion price
قیمت تبدیل
conversion rate
نرخ تبدیل
conversion table
جدول تبدیل
converter
تبدیل کننده
converter
الت تبدیل
converted
تبدیل کردن
commutability
تبدیل پذیری
calcination
تبدیل باهک
lapidification
تبدیل به سنگ
laplace transformation
تبدیل لاپلاس
converting
تبدیل کردن
conversion cost
هزینه تبدیل
conversion efficiency
بازده تبدیل
conversion factor
ضریب تبدیل
catalytic reforming
تبدیل کاتالیزوری
calcification
تبدیل به اهک
conversion of data
تبدیل عناصر
transformer
تبدیل کننده
silicification
تبدیل به درکوهی
silicification
تبدیل بسنگ
platiforming
تبدیل با پلاتین
glassy transition
تبدیل شیشهای
gamma transition
تبدیل شیشهای
galss transition
تبدیل شیشهای
scorify
تبدیل به کف کردن
evaporate
تبدیل به بخارکردن
evaporated
تبدیل به بخارکردن
evaporates
تبدیل به بخارکردن
evaporating
تبدیل به بخارکردن
toggles
تبدیل کردن
toggle
تبدیل کردن
hedging
تبدیل پوششی
frequency converter
تبدیل گر بسامد
similarity transformation
تبدیل مشابهتی
solidification
تبدیل به جامد
transformers
تبدیل کننده
transform
تبدیل کردن
nuclear transformation
تبدیل هستهای
symmetry transformation
تبدیل تقارنی
transformation
تبدیل صورت
reduction
اختصار تبدیل
gleization
تبدیل به خاک رس
reductions
اختصار تبدیل
double conversion
تبدیل دوگانه
lactation
تبدیل به شیر
substitution of an obligation
تبدیل تعهد
substitution of a different obligation
تبدیل تعهد
upturn
تبدیل به احسن
gear level
تبدیل کردن
parallel conversion
تبدیل موازی
phase transition
تبدیل فاز
frequency translation
تبدیل فرکانس
frequency transformation
تبدیل فرکانس
commute
تبدیل کردن
commuted
تبدیل کردن
commutes
تبدیل کردن
commuting
تبدیل کردن
process conversion
تبدیل فرایند
prtrifaction
تبدیل به سنگ
reducing
تبدیل کردن
reduces
تبدیل کردن
reduce
تبدیل کردن
reductional
تبدیل کاهش
reduction coefficient
ضریب تبدیل
reducer
تبدیل کننده
fiel conversion
تبدیل پرونده
rotary converter
تبدیل گر گردان
saccharification
تبدیل به قند
frequency conversion
تبدیل فرکانس
frequency changing
تبدیل فرکانس
transformed
تبدیل کردن
frequency change
تبدیل بسامد
transforming
تبدیل کردن
transforms
تبدیل کردن
turnover
تغییرو تبدیل
salification
تبدیل به نمک
power converter station
پست تبدیل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com