Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
impermeable
غیر قابل تراوش
Other Matches
infltrate
با تراوش گذراندن تراوش کردن
secernent
تراوش افزا اروی تراوش افزا
seeping
تراوش
transudation
تراوش
weeps
تراوش
weep
تراوش
infiltration
تراوش
seeps
تراوش
leak
تراوش
overflowing
تراوش
leaked
تراوش
seeped
تراوش
seep
تراوش
leakage
تراوش
leakages
تراوش
leaks
تراوش
gushes
تراوش
gushed
تراوش
secretion
تراوش
permeation
تراوش
variation
تراوش
exudation
تراوش
gush
تراوش
variations
تراوش
percolation
تراوش
flux
تراوش
gleet
تراوش کردن
gleet
تراوش سوزاکی
percolates
تراوش کردن
grid leak
تراوش شبکه
diffusion of electrolyte
تراوش الکترولیت
exuding
تراوش کردن
exudes
تراوش کردن
exuded
تراوش کردن
exude
تراوش کردن
percolating
تراوش کردن
oozing
تراوش کردن
percolate
تراوش کردن
oozes
تراوش کردن
transudate
عرق تراوش
percolation
فرورفت تراوش
pourer
تراوش کننده
permeability
تراوش پذیری
transude
تراوش کردن
leaked
تراوش کردن
osmosis
اسمز تراوش
leaks
تراوش کردن
psychic secretion
تراوش روانی
ooze
تراوش کردن
percolated
تراوش کردن
osmotically
از راه تراوش
perviousness
تراوش پذیری
oozed
تراوش کردن
osmotic
تراوش کننده
leak
تراوش کردن
seepage area
منطقه تراوش
to spring a leak
تراوش کردن
seep
تراوش طبیعی
seepage surface
سطح تراوش
seeped
تراوش کردن
seeped
تراوش طبیعی
secernent
تراوش کننده
seepage area
حوزه تراوش
seep
تراوش کردن
leakages
تراوش کردن
osmose
تراوش کردن
seeping
تراوش طبیعی
leakage
تراوش کردن
to leak
تراوش کردن
seeping
تراوش کردن
seeps
تراوش طبیعی
infiltration coefficient
ضریب تراوش
infiltrate
تراوش کردن
infiltrated
تراوش کردن
infiltrates
تراوش کردن
infiltrating
تراوش کردن
inpour
تراوش کردن
seeps
تراوش کردن
impermeable
تراوش ناپذیر
seeped
چکه تراوش کردن
seeps
چکه تراوش کردن
pour
تراوش بوسیله ریزش
exocrine
بخارج تراوش کننده
infiltration
پالایش بوسیله تراوش
puddling
تراوش ناپذیر کردن
puddled soil
خاک تراوش ناپذیر
seeping
چکه تراوش کردن
drooled
اب از دهان تراوش شدن
seep
چکه تراوش کردن
brights disease
تراوش پیشاب سفید
drool
اب از دهان تراوش شدن
gleety
مانند تراوش سوزاکی
pouring
تراوش بوسیله ریزش
pours
تراوش بوسیله ریزش
poured
تراوش بوسیله ریزش
impermeability
نفوذناپذیری تراوش ناپذیری
drools
اب از دهان تراوش شدن
drooling
اب از دهان تراوش شدن
oozy
لجن الود تراوش کننده
rib to prevent seepage
پشت بند جلوگیری از تراوش
seepage of oil
تراوش طبیعی نفت در روی زمین
radiant flux
درجه نشر و تراوش نیروی موجی
secernent
اندامی که چیزی ازان تراوش کند
peptic gland
دژ پبهی که شیره معده از ان تراوش میکند
friendly front end
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
hydathode
ساختمان پوششی گیاهان عالی که دارای عمل تراوش مایع میباشند
archival quality
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
tenable
قابل مدافعه قابل تصرف
elastic
قابل کش امدن قابل انعطاف
transferable
قابل واگذاری قابل انتقال
achievable
قابل وصول قابل تفریق
exigible
قابل تقاضا قابل ادعا
adducible
قابل اضهار قابل ارائه
exigible
قابل مطالبه قابل پرداخت
observable
قابل مشاهده قابل گفتن
combustible
قابل سوزش قابل تراکم
presumable
قابل استنباط قابل استفاده
flexile
قابل تغییر قابل تطبیق
changeable
قابل تعویض قابل تبدیل
bilable
قابل رهایی قابل ضمانت
sensible
قابل درک قابل رویت
thankworthy
قابل تشکر قابل شکر
presentable
قابل معرفی قابل ارائه
presentable
قابل نمایش قابل تقدیم
capacity
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacities
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
bleeding
بالازدگی قیر به سطح تراوش قیر
incretion
ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
bilge
رخنه پیدا کردن تراوش کردن
visual display terminal
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display unit
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
secreting
تراوش کردن پنهان کردن
secretes
تراوش کردن پنهان کردن
secrete
تراوش کردن پنهان کردن
secreted
تراوش کردن پنهان کردن
irrefrangible
غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
indemonstrable
غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
inconvertible
غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
indiscoverable
غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
floatable
قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
adobe type manager
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
inexplicably
بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
vendable
قابل فروش جنس قابل فروش
vendible
قابل فروش جنس قابل فروش
cleavable
قابل شکافته شدن قابل ورقه ورقه شدن
air transportable sonar
سونار مخصوص هواپیما سونار قابل حمل با هواپیما سونار قابل حمل هوایی
apt
قابل
good
قابل
capable
قابل
ablest
قابل
abler
قابل
able
قابل
solvable
قابل حل
qualified
قابل
soluble
قابل حل
incapable
نا قابل
dissoluble
قابل حل
sensible
قابل حس
thorough paced
قابل
acceptor
قابل
remediable
قابل علاج
reimbursable
قابل پرداخت
remittable
قابل پرداخت
regulable
قابل تعدیل
trustworthy
قابل اعتماد
handier
قابل استفاده
discernible
قابل تمیز
discernible
قابل تشخیص
remissible
قابل اغماض
removable
قابل رفع
merchantable
قابل معامله
rentable
قابل اجاره
renderable
قابل ارائه
objectionable
قابل اعتراض
merchantable
قابل فروش
redeemable
قابل ابتیاع
removable
قابل عزل
removable
قابل انتقال
distinct
قابل تشخیص
registrable
قابل ثبت
mobile
قابل تحرک
mobiles
قابل حرکت
mobiles
قابل تحرک
pivoting
قابل چرخش
mibeable
قابل استخراج
minable
قابل استخراج
transferable
قابل ورابری
transferable
قابل انتقال
mobile
قابل حرکت
mistakable
قابل اشتباه
refractile
قابل انکسار
reflexible
قابل انعکاس
refillable
قابل تعویض
admissible
قابل قبول
handiest
قابل استفاده
handy
<adj.>
قابل استفاده
recoupable
قابل جبران
reconcilable
قابل تلفیق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com