Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
decentralization
غیر متمرکز سازی
Other Matches
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
centralized
متمرکز
concentrative
متمرکز
localizing
متمرکز کردن
localizes
متمرکز کردن
fixed fire
اتش متمرکز
concenter
متمرکز کردن
localize
متمرکز کردن
localising
متمرکز کردن
localises
متمرکز کردن
intensive
پرقوت متمرکز
centralizing
متمرکز کردن
localized capacity
فرفیت متمرکز
focussing
متمرکز ساختن
concentrating
متمرکز کردن
concentrates
متمرکز کردن
concentrate
متمرکز کردن
concentrated load
بار متمرکز
concentrator
متمرکز کننده
concentrator
متمرکز شونده
centralizes
متمرکز کردن
centralize
متمرکز کردن
centralising
متمرکز کردن
centralises
متمرکز کردن
centralised
متمرکز کردن
focusses
متمرکز ساختن
centralized system
نظام متمرکز
decentpalized
غیر متمرکز
centralizer
متمرکز کننده
centrally planned economy
اقتصاد متمرکز
centralized lubrication
روغنکاری متمرکز
focus
متمرکز ساختن
centralist socialism
سوسیالیسم متمرکز
focused
متمرکز ساختن
center
متمرکز کردن
focuses
متمرکز ساختن
center drill
مته متمرکز
focussed
متمرکز ساختن
center lathe
ماشین تراش متمرکز
decentralization
غیر متمرکز کردن
centralized planning
برنامه ریزی متمرکز
centralized oil shot system
روغنکاری متمرکز فشاری
center grinding
دستگاه سنگ متمرکز
center
متمرکز نقطه اتکاء
centralized network configuration
ساختار شبکهای متمرکز
focussed
متمرکز کردن توجه
centeralized planning
برنامه ریزی متمرکز
focus
متمرکز کردن توجه
focuses
متمرکز کردن توجه
focussing
متمرکز کردن توجه
focused
متمرکز کردن توجه
focusses
متمرکز کردن توجه
focalize
درکانون متمرکز کردن
decentralized planning
برنامه ریزی غیر متمرکز
hilar
متمرکز ونزدیک به ناف ومرکز
stigmatism
ننگ نور متمرکز در یک نقطه
totalitarianism
رژیم حکومت متمرکز در یک قدرت مرکزی
pooled
قرقره متمرکز کردن یا محل تمرکز
pool
قرقره متمرکز کردن یا محل تمرکز
pools
قرقره متمرکز کردن یا محل تمرکز
totalism
رژیم حکومت متمرکز در یک قدرت مرکزی
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
monroe effect
اصل مونرو متمرکز کردن نیروهای انفجاری در یک مسیر
distributing
سیسم نا متمرکز که در آن چندین کامپیوتر مختلف شیارهای ثابتی دارند
distributes
سیسم نا متمرکز که در آن چندین کامپیوتر مختلف شیارهای ثابتی دارند
distribute
سیسم نا متمرکز که در آن چندین کامپیوتر مختلف شیارهای ثابتی دارند
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
whitest
چاپگر لیزری که اشعه لیزر را در نقاطی که چاپ نشده اند متمرکز میکند.
whiter
چاپگر لیزری که اشعه لیزر را در نقاطی که چاپ نشده اند متمرکز میکند.
white
چاپگر لیزری که اشعه لیزر را در نقاطی که چاپ نشده اند متمرکز میکند.
centralized
امکانات پردازش داده که در یک محل متمرکز و قابل دستیابی توسط سایر کاربران انجام می شوند
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
externals
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
smart
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarted
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarts
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarter
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smartest
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarting
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
concentrates
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrate
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrating
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
epitomizing
متمرکز کردن مجسم کردن
epitomizes
متمرکز کردن مجسم کردن
epitomized
متمرکز کردن مجسم کردن
epitomize
متمرکز کردن مجسم کردن
epitomising
متمرکز کردن مجسم کردن
epitomises
متمرکز کردن مجسم کردن
epitomised
متمرکز کردن مجسم کردن
fixate
محکم کردن متمرکز کردن
concentrated fire
اتش متمرکز توده اتش
authoritarainism
نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
distributed processing system
سیستم پردازش توزیعی سیستم پردازش غیر متمرکز
centralized data processing
پردازش تمرکز یافته داده پردازش داده متمرکز
client centered therapy
درمان متمرکز بر درمان جو
massed fire
اتش توده شده اتش متمرکز شده
bundle
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundles
متمرکز کردن دسته کردن دسته
bundling
متمرکز کردن دسته کردن دسته
pavement
کف سازی
pavements
کف سازی
stylization
مد سازی
flection
خم سازی
flooring
کف سازی
compaction
تو پر سازی
local anasthesia
سر سازی
individuation
تک سازی
individualization
تک سازی
bridge building
پل سازی
idolization
بت سازی
padding
له سازی
bridgework
پل سازی
retortion
کج سازی
individualises
تک سازی
individualised
تک سازی
retortion
خم سازی
deflexion
خم سازی
truncation
بی سر سازی
individualize
تک سازی
individualized
تک سازی
individualizes
تک سازی
repk lection
پر سازی
individualising
تک سازی
individualizing
تک سازی
inculcation
جایگیر سازی
inspissation
غلیظ سازی
inceration
موم سازی
incavation
پوک سازی
impregnation
ابستن سازی
immortalization
جاوید سازی
channelization
مجرا سازی
image formation
تصویر سازی
ichnography
زمینه سازی
rejuvenation
جوان سازی
intensification
پر قوت سازی
infuriation
خشمگین سازی
assimilation
درون سازی
assimilation
همگون سازی
milling
ارد سازی
hymnography
سرود سازی
inflexion
خم سازی خمیدگی
inebriation
مست سازی
arching
طاق سازی
individuation
جدا سازی
smoothing
صاف سازی
individualization
فرد سازی
individualization
منفرد سازی
industrialization
صنعتی سازی
afforestment
جنگل سازی
neutralization
خنثی سازی
insulating
عایق سازی
insulates
عایق سازی
insulate
عایق سازی
pacification
ارام سازی
exclusion
محروم سازی
conceptualization
مفهوم سازی
computer simulation
شبیه سازی
compactions
فشرده سازی
neutralization
بی اثر سازی
horology
ساعت سازی
anabiosis
زنده سازی
grillwork
سبد سازی
gunsmithery
تفنگ سازی
haematogenesis
خون سازی
harmonization
هم اهنگ سازی
heterodyne reception
زنه سازی
anonymization
گمنام سازی
seduction
گمراه سازی
histogenesis
بافت سازی
aromatization
معطر سازی
aromatization
عطر سازی
arrefication
رقیق سازی
belittlement
کم ارزش سازی
bellfounding
زنگ سازی
christianization
عیسوی سازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com