English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 216 (38 milliseconds)
English Persian
irrationalize غیر منطقی کردن
Search result with all words
postulate قیاس منطقی کردن فرض نمودن
postulated قیاس منطقی کردن فرض نمودن
postulates قیاس منطقی کردن فرض نمودن
postulating قیاس منطقی کردن فرض نمودن
premise فرض منطقی کردن
premised فرض منطقی کردن
premisses فرض منطقی کردن
rationalised بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalises بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalising بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalize بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalized بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalizes بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalizing بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
syllogize قیاس کردن استلادل منطقی کردن
Other Matches
implication شرطی منطقی [ریاضی] [منطقی]
implies شرطی منطقی [ریاضی] [منطقی]
material consequence شرطی منطقی [ریاضی] [منطقی]
material conditional شرطی منطقی [ریاضی] [منطقی]
material implication شرطی منطقی [ریاضی] [منطقی]
conditional شرطی منطقی [ریاضی] [منطقی]
paged address مدار منطقی الکترونیک که ترجمه بین آدرس منطقی مربوطه به صفحه کاغذ و آدرس واقعی فیزیکی که مراجعه شده است را بر عهده دارد
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
programmable logic array ارایه منطقی برنامه پذیر ارایه منطقی برنامه ریزی
dialectic منطقی
reasonable منطقی
not نه منطقی
rational منطقی
dialectical منطقی
logistic منطقی
logical منطقی
logic منطقی
dialectician منطقی
logical trace رد منطقی
argumentative منطقی
argumentive منطقی
intralogical منطقی
consequences نتیجه منطقی
logic probe کاوشگر منطقی
logic operator اپراتور منطقی
logic product حاصلضرب منطقی
logic operation عمل منطقی
consequence نتیجه منطقی
ligical multiply ضرب منطقی
logic sum مجموع منطقی
logic multiply ضرب منطقی
to stand to reason منطقی است
logic switch گزینه منطقی
logic network شبکه منطقی
inconsequent فاقدارتباط منطقی
inconsecutive فاقدارتباط منطقی
illogic غیر منطقی
logical multiply ضرب منطقی
logic add جمع منطقی
logic analysis تحلیل منطقی
logical error خطای منطقی
logic error خطای منطقی
logic design طرح منطقی
logic design طراحی منطقی
logic element عنصر منطقی
logic device دستگاه منطقی
logic circuits مدارهای منطقی
logic function تابع منطقی
logic circuit مدار منطقی
logic instruction دستورالعمل منطقی
logic array ارایه منطقی
logic board تخته منطقی
logic board برد منطقی
logic card کارت منطقی
logic gates گیتهای منطقی
logic gate دروازه منطقی
logical function تابع منطقی
logic diagram نمودار منطقی
non logical غیر منطقی
logical reasoning استدلال منطقی
logical product رکورد منطقی
logical operator عملگر منطقی
logical operations عملیات منطقی
logical operation عملکرد منطقی
logical operation عمل منطقی
logical not نفی منطقی
logical not نقص منطقی
logical instruction دستورالعمل منطقی
logical file فایل منطقی
logical file پرونده منطقی
logical record مدرک منطقی
logical record رکورد منطقی
rational numbers اعداد منطقی
nonsequitur غیر منطقی
logicality منطقی بودن
logical value مقدار منطقی
logical value ارزش منطقی
paralogism لغزش منطقی
logical unit واحد منطقی
logical symbol علامت منطقی
postulation قیاس منطقی
logical sum جمع منطقی
prelogical پیش منطقی
logical representation نمایش منطقی
rational expectations انتظارات منطقی
logical fallacy سفسطه منطقی
logical expression مبین منطقی
logical add جمع منطقی
logical state حالت یک منطقی
postulating قیاس منطقی
postulates قیاس منطقی
postulated قیاس منطقی
logic variable متغیر منطقی
postulate قیاس منطقی
logic unit واحد منطقی
logic theory نظریه منطقی
logic symbol علامت منطقی
logical cognition شناخت منطقی
logical comparison مقایسه منطقی
logical connective رابط منطقی
logical drives گردانندههای منطقی
logical difference تفاضل منطقی
sorites تسلسل منطقی
logical design طراحی منطقی
logical design طرح منطقی
rational عقلانی منطقی
logical decision تصمیم منطقی
syllogism قیاس منطقی
syllogism قضیه منطقی
logical connector رابط منطقی
syntaxic thought اندیشه منطقی
logic symbol نماد منطقی
irrationally بطورغیر منطقی
and جمع منطقی
alu واحدحسابی- منطقی
stand to reason <idiom> منطقی بودن
unreasoning غیر منطقی
or یای منطقی
consecution نتیجه منطقی
and ضرب منطقی
elench تکذیب منطقی
logical positivism اثبات گرایی منطقی
inconsequential غیر منطقی نامربوط
logic programming برنامه نویسی منطقی
logic shift تغییر مکان منطقی
random logic design طرح منطقی تصادفی
proposition مقصود قیاس منطقی
logic designer طراح مدارهای منطقی
logical unit number شماره منطقی دستگاه
elenctic مبنی برتکذیب منطقی
lemma صغرای قیاس منطقی
not نفی منطقی نقیض
rational producer تولید کننده منطقی
rational numbers اعداد منطقی [ریاضی]
logic analyzer تحلیل کننده منطقی
logical shift تغییر مکان منطقی
propositioned مقصود قیاس منطقی
thick <idiom> احمق ،غیر منطقی
noetic ذهنی قیاس منطقی
hysteron proteron قلب غیر منطقی
logic theorist نظریه پرداز منطقی
logical 0 state حالت صفر منطقی
inconsequence فقدان ارتباط منطقی
minor term صغرای قیاس منطقی
matter of course بدیهی نتیجه منطقی
illogicality غیر منطقی بودن
nand نفی ضرب منطقی
syllogize بشکل منطقی دراوردن
propositions مقصود قیاس منطقی
majorpremise کبرای قضیه منطقی
nor نفی جمع منطقی
propositioning مقصود قیاس منطقی
logical data design طرح داده منطقی
pars rationabilis قسمت منطقی و عقلایی
integrate logic circuit مدار منطقی مجتمع
logical conjunction عطف منطقی [ریاضی]
legitimized منطقی و معقول جلوه دادن
coherent دارای ارتباط یا نتیجه منطقی
pla ارایه منطقی برنامه پذیر
premised صغری وکبرای قیاس منطقی
legitimize منطقی و معقول جلوه دادن
premisses صغری وکبرای قیاس منطقی
rationabile stoverium نفقهای که میزان ان منطقی باشد
premise صغری وکبرای قیاس منطقی
legitimization منطقی و معقول جلوه دادن
legitimizes منطقی و معقول جلوه دادن
legitimising منطقی و معقول جلوه دادن
legitimizing منطقی و معقول جلوه دادن
consequentiality پیروی به ترتیب منطقی خودگیری
logical format قالب بندی یا فرمت منطقی
casuistry استدلال غلط وغیر منطقی
legitimised منطقی و معقول جلوه دادن
legitimises منطقی و معقول جلوه دادن
pla ارایه منطقی قابل برنامه نویسی
canonic مومن باصول کلیسایی سیستم منطقی
lemma کبرای قیاس منطقی اصل موضوع
syllogist کسیکه مهارت درقیاس منطقی دار د
logical connective رابط های منطقی [ریاضی] [زبان شناسی]
fpla ارایه منطقی قابل برنامه ریزی میدان
logical operators رابط های منطقی [ریاضی] [زبان شناسی]
ergotism مرض قارچی برخی گیاهان دراثرسگاله مباحثه منطقی
mnemonics روش تقویت هوش وحافظه از راه قیاس منطقی
non sequitur nonsensical نتیجه غیر منطقی بر نمیاید این دلیل نمیشود
free thinkers افرادی که ازطریق استدلال منطقی به نتایج دینی می رسند
fpla Array ProgrammingLogic Field ارایه منطقی برنامه پذیر درمحل
chauvinism افراط کورکورانه در میهن پرستی ناسیونالیسم در حد افراطی و غیر منطقی
direct coupled transistor logic سیستم منطقی که منحصرا" ازترانزیستورها به عنوان عناصر فعال استفاده میکند
ignoratio elenchi سفسطه منطقی که عبارت است از رد بیان یا افهار مخالف بابیان خود
what is فرضیه منطقی که اکثر برنامههای صفحه گشترده الکترونیکی براساس ان عمل می کنند
vital necessity پدیدهای که دولتها با توسل به ان بسیاری از اعمال غیر منطقی یا نامشروع یا تجاوزکارانه خود را توجیه می کنند
voters عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
voter عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
subschema زیرمجموعه با تغییر شکل دیدگاه منطقی از شمای پایگاه داده که مورد نیاز برنامه کاربردی استفاده کننده بخصوصی میباشدزیرشمای
bombs یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bombed out یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bomb یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bombed یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
positive true logic یک سیستم منطقی که در ان ولتاژ کم بیانگر بیت صفر وولتاژ بالا بیان کننده بیت یک میباشد
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
unappealing غیر جذاب غیر منطقی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com