English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
unreal غیر واقعی خیالی
Other Matches
romanticizing بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticises بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticizes بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticized بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticize بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticising بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticised بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
graustark سر زمین خیالی داستان خیالی
cambridge equation نشان میدهند . یعنی پول واقعی برابراست با طول متوسط دورهای که هر واحدپول بین دو معامله نگهداری میشود ضرب در درامد واقعی K =
pigou effect اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
absolute altimeter ارتفاع سنج یا فرازیابی که ارتفاع واقعی یا فاصله واقعی هواپیما را از زمین نشان میدهد
architecture proper معماری بمعنی واقعی کلمه معماری واقعی
The real problem is not whether machines think but whether men do. مشکل واقعی این نیست که آیا ماشین ها فکر می کنند یا خیر مشکل واقعی این است که آیا انسان فکر می کند یا خیر.
phantasmic خیالی
fantastical خیالی
phantasy خیالی
dreamy خیالی
chimerical خیالی
phantasmal خیالی
metaphsical خیالی
romantics خیالی
romantically خیالی
romantic خیالی
insubstantial خیالی
fantasmal خیالی
viewy خیالی
fictitious خیالی
illusional خیالی
fanciful خیالی
laputan خیالی
fantastic خیالی
abandon بی خیالی
abandoning بی خیالی
visional خیالی
brainchild خیالی
imaginary خیالی
visionaries خیالی
visionary خیالی
vagariously خیالی
abandons بی خیالی
dreamiest خیالی
dreamier خیالی
poetic خیالی
false stereo تصویر خیالی
phantoms خیالی روح
phantom خیالی روح
unrealistic خیالی تصوری
unrealistically خیالی تصوری
bizarre خیالی وهمی
babel طرح خیالی
accidencental color رنگ خیالی
undreamed of خیالی رویایی
soubriquets لقب خیالی
sobriquets لقب خیالی
dreamful غیرواقعی خیالی
eidolon تصویر خیالی
sobriquet لقب خیالی
Utopias خیالی و تصوری
f.claims دعاوی خیالی
Utopia خیالی و تصوری
fancifully بطور خیالی
vagarious خیالی وهمی
kinephantom حرکت خیالی
notional income درامد خیالی
spectral خیالی طیفی
phantom limb اندام خیالی
shangri بهشت خیالی
images تصور خیالی
image تصور خیالی
abstracts مطلق خیالی
soubriquet لقب خیالی
abstracting مطلق خیالی
abstract مطلق خیالی
suppositious فرضی خیالی
fantastically بطور خیالی
delusory وهمی یا خیالی
humoresque تصنیف خیالی
imaginativeness خیالی بودن
fantast ادم خیالی
fancy picture عکس خیالی
ideational خیالی اندیشهای
fantasie اهنگ خیالی
fantasia اهنگ خیالی
ideative خیالی اندیشهای
imagnarily بطور خیالی
fine spun دقیق خیالی
utopian خیالی و غیر عملی
visionist ادم خیالی یاغیرعملی
fantasies هوس نقشه خیالی
wonderland کشور زیبای خیالی
fantasy هوس نقشه خیالی
mirage نقش بر اب امر خیالی
fictitious force نیروی خیالی [فیزیک]
imaginary friends دوستان خیالی [روانشناسی]
extravaganza ازیک شخصیت خیالی
A castle in the air. Wishful thinking. آرزوی واهی ( خیالی)
mirages نقش بر اب امر خیالی
wonderlands کشور زیبای خیالی
to chuck up the sponge از خیالی دست کشیدن
idealism سبک هنری خیالی
pruriently از روی هرزه خیالی
simulacrum صورت خیالی خیال
pipe dreams نقشه خیالی و موهوم
pipe dream نقشه خیالی و موهوم
extravaganzas ازیک شخصیت خیالی
false stereo تصویربرجسته بین خیالی
shadowed بحریف خیالی مشت زدن
shadow بحریف خیالی مشت زدن
shadows بحریف خیالی مشت زدن
fantastico ادم خیالی و خنده اور
shadowing بحریف خیالی مشت زدن
fantasticality طبیعت خیالی یاوسواسی بوالهوسی
surrealism سبک نگارش خیالی سوررئالیسم
liliputian وابسته به جزیره خیالی لی لی پوت
She has a twisted mind . آدم کج خیالی است ( سوء ظن دارد )
whim wham شیی ء یا چیز هوس انگیز و خیالی
phantasmagorias منظره خیالی وعجیب وغریب ومجلل
phantasmagoria منظره خیالی وعجیب وغریب ومجلل
To live in a fools paradise . گول خوشیهای خیالی وزود گذر را خوردن
idealized بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
to be on a guilt trip <idiom> احساس خیالی داشتن که مقصر هستنند [اصطلاح روزمره]
idealised بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealises بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealising بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealize بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealizes بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealizing بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
veridical واقعی
veritable واقعی
real واقعی
virtual واقعی
unfeigned واقعی
McCoy واقعی
true life واقعی
literal واقعی
ex post saving واقعی
ex post واقعی
card-carrying واقعی
actuals واقعی
objectives واقعی
very واقعی
lifelike واقعی
concrete : واقعی
factual واقعی
positive واقعی
veracious واقعی
righting واقعی
factually واقعی
actual واقعی
righted واقعی
right واقعی
essentials واقعی
essential واقعی
objective واقعی
paranoia or noea دیوانگی خیالی که دران انسان مردم دیگر رازیردست وسزاوارمی پندارد
real income درامد واقعی
carry into effect واقعی کردن
real mode حالت واقعی
real numbers اعداد واقعی
jisen مبارزه واقعی
real واقعی موجود
real memory حافظه واقعی
real fluid سیال واقعی
real anxiety اضطراب واقعی
out of pocket expenses هزینه واقعی
objective value ارزش واقعی
matter of fact بطور واقعی
real score نمره واقعی
real sector بخش واقعی
real storage انباره واقعی
real value ارزش واقعی
real wage مزد واقعی
real address آدرس واقعی
real assets دارائیهای واقعی
real capital سرمایه واقعی
real costs هزینههای واقعی
real earnings درامدهای واقعی
objective data دادههای واقعی
true complement متمم واقعی
put into practice واقعی کردن
make a reality واقعی کردن
fulfill [American] واقعی کردن
execute واقعی کردن
carry out واقعی کردن
bring inbeing واقعی کردن
accomplish واقعی کردن
put into effect واقعی کردن
bring into being واقعی کردن
make something happen واقعی کردن
put inpractice واقعی کردن
put ineffect واقعی کردن
implement واقعی کردن
carry ineffect واقعی کردن
actualize واقعی کردن
actualise [British] واقعی کردن
realises واقعی کردن
realize واقعی کردن
airy-fairy غیر واقعی
truer واقعی حقیقی
genuine واقعی حقیقی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com