English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (1 milliseconds)
English Persian
catastrophic فاجعه افرین
Other Matches
outbreak فاجعه
outbreaks فاجعه
disaster فاجعه
disasters فاجعه
tragedies فاجعه
catastrophes فاجعه
catastrophe فاجعه
tragedy فاجعه
calamities مصیبت فاجعه
calamity مصیبت فاجعه
catastrophic فاجعه انگیز
catastrophic فاجعه امیز
fateful <adj.> فاجعه انگیز
bravo افرین
well done افرین
acclamation افرین
hurrary افرین
huzzah افرین
huzza افرین
hurray افرین مرحبا
taste maker سلیقه افرین
demiurge جهان افرین
world creating جهان افرین
creator the world جهان افرین
acclaiming افرین گفتن
applauds افرین گفتن
applauding افرین گفتن
applauded افرین گفتن
applaud افرین گفتن
hurrah مرحبا افرین
accaimer افرین کننده
acclamable شایان افرین
acclaims افرین گفتن
acclaimed افرین گفتن
acclaim افرین گفتن
plaudit صدای افرین تمجید
salvoes of applause فریادهای افرین ازچند سو
problem child کودک مشکل افرین
cheers فریادوهلهله افرین هورا
cheered فریادوهلهله افرین هورا
insightful learning یادگیری بینش افرین
omnific همه چیز افرین
cheer فریادوهلهله افرین هورا
problem behavior رفتار مشکل افرین
demiurgeous وابسته به جهان افرین یااهریمن
demiurgic وابسته به جهان افرین یااهریمن
This was the one time he did such a thing and it proved to have fateful consequences. این تنها باری بود که او دست به چنین کاری زد و نتیجه اش فاجعه انگیز بود.
policy maker سیاست ساز و سیاست افرین تعیین کننده خط مشی سیاسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com