English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 198 (9 milliseconds)
English Persian
call girl فاحشه تلفنی
call girls فاحشه تلفنی
Other Matches
exchange cable کابل اتصال بین مرکز تلفنی ومشترک تلفنی
telephone conversation گفتگوی تلفنی مذاکره تلفنی
voice answer back یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
telephone repeater دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
radio-telephone رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
radio telephone رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
radio-telephones رادیو تلفنی سیستم رادیو تلفنی
whores فاحشه بازی کردن فاحشه کردن
whore فاحشه بازی کردن فاحشه کردن
telephonic تلفنی
trunk line خط تلفنی
courtesans فاحشه
courtesan فاحشه
hetaira فاحشه
cockatrice فاحشه
courtezan فاحشه
lighto'love فاحشه
grass widow فاحشه
hetaera فاحشه
quean فاحشه
harlot فاحشه
drabbest فاحشه
drabber فاحشه
drab فاحشه
prostitutes فاحشه
besom فاحشه
prostitute فاحشه
harlots فاحشه
callet فاحشه
loon فاحشه
madem فاحشه
mademe فاحشه
scarlet woman فاحشه
streetwalker فاحشه
strumpet فاحشه
fancy woman فاحشه
trull فاحشه
tramps فاحشه
tramped فاحشه
tramp فاحشه
whore فاحشه
whores فاحشه
rakehelly فاحشه
rakehell فاحشه
geishas فاحشه
nightwalker فاحشه
moll فاحشه
ribald فاحشه
geisha فاحشه
molls فاحشه
interphone system سیستم تلفنی
telephone subscriber مشترک تلفنی
telephone traffic ترافیک تلفنی
telephone frequency بسامه تلفنی
telephone conversation مکالمه تلفنی
wire-tap استراقسمع تلفنی
wire-tapped گوشیازی تلفنی
telephone connection اتصال تلفنی
telephone communication ارتباط تلفنی
telebrief هماهنگی تلفنی
telephone message پیام تلفنی
wire net شبکه تلفنی
wire-tapped استراقسمع تلفنی
wire-tap گوشیازی تلفنی
wire-tapping استراقسمع تلفنی
wire-tapping گوشیازی تلفنی
wire-taps استراقسمع تلفنی
wire-taps گوشیازی تلفنی
telephone message پیغام تلفنی
whoremaster فاحشه باز
whoreson فرزند فاحشه
fancy women جنده فاحشه
stallion معشوقه فاحشه
magdalen فاحشه تائب
fancy man جنده فاحشه
whoredom فاحشه بازی
John [American E] [prostitute's client] مشتری [فاحشه ای]
slattern فاحشه وار
to go to the streets فاحشه شدن
house of ill repute فاحشه خانه
bordello [American E] فاحشه خانه
meretriciously فاحشه وار
meretricious وابسته به فاحشه
meretricious فاحشه وار
stallions معشوقه فاحشه
lupanar فاحشه خانه
fancy men جنده فاحشه
prostitutes فاحشه شدن
prostitute فاحشه شدن
bordel فاحشه خانه
whorehouse فاحشه خانه
disorderly house فاحشه خانه
bawdy house فاحشه خانه
call house فاحشه خانه
brothels فاحشه خانه
hackster جنده فاحشه
brothel فاحشه خانه
hackney فعله فاحشه
harridan فاحشه از کارافتاده
wire-tapped استراقسمع تلفنی کردن
wire-tap استراقسمع تلفنی کردن
wire-tap وسیلهی استراقسمع تلفنی
wire-tapping وسیلهی استراقسمع تلفنی
wire-tapping استراقسمع تلفنی کردن
international telephone circuit خط تلفنی بین المللی
call meter کنتور مکالمات تلفنی
telephone modal distance مسافت مکالمه تلفنی
log ضبط تماسهای تلفنی
line termination circuit مدار مشترک تلفنی
logs ضبط تماسهای تلفنی
telephone switching technique اصول اتصالات تلفنی
wire-tapped نهان گوشی تلفنی
telephone carrier current جریان حامل تلفنی
telebrief تماس مستقیم تلفنی
local subscriber مشترک تلفنی محلی
push to talk کلید مکالمه تلفنی
wire-taps وسیلهی استراقسمع تلفنی
radiotelephony مکالمه رادیو تلفنی
wire-taps نهان گوشی تلفنی
phantom circuit مدار دو خطه تلفنی
wire-taps استراقسمع تلفنی کردن
wide area telephone service سرویس تلفنی گسترده
wire-tapped وسیلهی استراقسمع تلفنی
wire-tapping نهان گوشی تلفنی
duplex telephony گفت و شنود تلفنی
duplex telephony مکالمه تلفنی دو طرفه
wire-tap نهان گوشی تلفنی
townswoman دختر شهری فاحشه
whoremonger جاکش فاحشه باز
pot boy پادو فاحشه خانه
pug ادم محبوب فاحشه
fornicating : فاحشه بازی کردن
magdalen or lene فاحشه توبه کرده
fornicates : فاحشه بازی کردن
nagged فاحشه عیبجویی کردن
fornicated : فاحشه بازی کردن
fornicate : فاحشه بازی کردن
nag فاحشه عیبجویی کردن
pugs ادم محبوب فاحشه
nags فاحشه عیبجویی کردن
toll call مخابره تلفنی خارج شهری
trunk call اتصال تلفنی بین دومشترک
telephone repeater valve لامپ تقویت کننده تلفنی
hot lines خط تلفنی بیست و چهار ساعته
hot line خط تلفنی بیست و چهار ساعته
telephone directories دفترتلفن فهرست مشترکین تلفنی
telephone directory دفترتلفن فهرست مشترکین تلفنی
toll calls مخابره تلفنی خارج شهری
trunk calls اتصال تلفنی بین دومشترک
wenches فاحشه دختر بازی کردن
wench فاحشه دختر بازی کردن
cross fire تداخل دومکالمه تلفنی یا تلگرافی باهم
tele communication مخابرات تلفنی وغیره ازمسافات دور
There is no such number. همچنین شماره تلفنی وجود ندارد.
logger وسیلهای که تماسهای تلفنی را ضبط میکند
ring off قطع کردن تلفن یا مکالمه تلفنی
loggers وسیلهای که تماسهای تلفنی را ضبط میکند
ex-directory تلفنی که شمارهی آن در کتابچهی تلفن داده نشده
duplex operation کارکرد یا عملکرد دوبل مکالمه تلفنی دو طرفه
I'm putting you through now. شما را الان وصل میکنم. [در مکالمه تلفنی]
hang-ups ماندن به صحبت تلفنی خاتمه دادن زنگ زدن
hang-up ماندن به صحبت تلفنی خاتمه دادن زنگ زدن
ren شمارهای که باریک وسیله را در شبکه تلفنی نشان دهد
hang up ماندن به صحبت تلفنی خاتمه دادن زنگ زدن
answered مودم منتظر برای دریافت تماس تلفنی و ایجاد ارتباط
answering مودم منتظر برای دریافت تماس تلفنی و ایجاد ارتباط
answers مودم منتظر برای دریافت تماس تلفنی و ایجاد ارتباط
fcc شبکههای تلفنی و رسانههای ارتباط جمعی میان ایالتی میباشد
phonopore اسبابی که بوسیله ان مخابرات تلفنی را ازتوی سیم تلگراف می گذراند
answer مودم منتظر برای دریافت تماس تلفنی و ایجاد ارتباط
telephony سیستم ساخت Nouel وATLT که به PC امکان کنترل ارتباط تلفنی PBX میدهد.
vab یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواند یک سیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند
painted woman زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
goer زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
chippy زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
tootsie زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
bimbo زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
grunter [Australian E] زن زیبا ولی کم عقل و فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
ciphony رمز کردن پیامهای تلفنی مکالمات رمز شده
dial up استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه
long distance دور برد مکالمات تلفنی از راه دور
long-distance دور برد مکالمات تلفنی از راه دور
two way telephone equipment تجهیزات مکالمه متقابل تاسیسات مکالمه تلفنی
chippy فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
bimbo فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
tootsie فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
grunter [Australian E] فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
goer فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
painted woman فاحشه [اصطلاح روزمره] [ اصطلاح تحقیر آمیز]
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
voice grade channel ارتباطات کامپیوتر به کامپیوتر بااستفاده از خطوط عادی بکاربرده شده در ارتباطات تلفنی مجرای از دریچه صدایی
bagnio فاحشه خانه جنده خانه
subscriber's line اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
fibres که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibre که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fiber که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com