English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
spacing فاصله بندی
Other Matches
single space در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
following distance فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
point blank range فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
interval فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
space فاصله دادن فاصله داشتن
spaces فاصله دادن فاصله داشتن
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
alleyways منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleys منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
holed فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
hole فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
close march راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
wording جمله بندی کلمه بندی
lineaments طرح بندی صورت بندی
lineament طرح بندی صورت بندی
laggin اب بندی کردن اب بندی ناوها
classification طبقه بندی رده بندی
classifications طبقه بندی رده بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
security classification طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
declassification از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
transparently نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparent نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
groups دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
space bar فاصله زن
em dash خط فاصله ام
spaces جا فاصله
interregna فاصله
interregnum فاصله
interregnums فاصله
equidistant هم فاصله
en dash خط فاصله ان
blank character فاصله
spaces فاصله
spacing فاصله
per saltum بی فاصله
single space تک فاصله تو هم
blank فاصله
blankest فاصله
diastema فاصله
distances فاصله
space فاصله
space جا فاصله
clearance فاصله
distance فاصله
tele فاصله
length فاصله
unremittingly بی فاصله
discontinuance فاصله
intermittence فاصله
intermezzo فاصله
lengths فاصله
hiatus فاصله
gap فاصله
gaps فاصله
interval فاصله
ranged فاصله
range فاصله
ranges فاصله
head space فاصله سر
unitized load بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
white space فاصله سفید
intermission فاصله عود
vacations فاصله دو اجلاس
polar distance فاصله قطبی
lapses فاصله زمانی
angular distance فاصله زاویهای
piston clearnce فاصله پیستون
blank character دخشه فاصله
respite _ فاصله استراحت
time interval فاصله زمانی
lapse فاصله زمانی
vacation فاصله دو اجلاس
unspaced practice تمرین بی فاصله
tritone فاصله سه گام
tritone فاصله سه اهنگ
range meter فاصله سنج
spacing فاصله گذاری
interstice ترک فاصله
distant فاصله دار
gulf فاصله زدوری
track pitch فاصله شیار
tooth gap فاصله دندانه
gulfs فاصله زدوری
unit distance با فاصله واحد
vertical interval فاصله عمودی
intermissions فاصله عود
terraces spacing فاصله تراسها
telemeter فاصله سنج
signal distance فاصله علامتی
rivers فاصله سفید
river فاصله سفید
stadimeter فاصله یاب
removed فاصله خانوادگی
spacing bias پیشقدر فاصله
social distance فاصله اجتماعی
soft carriage return خط فاصله خالی
lapsing فاصله زمانی
space condition حالت فاصله
space bar فاصله گذار
space condition شرط فاصله
time span فاصله زمان
period فاصله زمان
time period فاصله زمان
period/stretch/lapse of time فاصله زمان
sight distance فاصله دید
elongation فاصله زاویهای
span فاصله معین
spanned فاصله معین
spanning فاصله معین
spans فاصله معین
interlude بادخور فاصله
time out وقفه فاصله
time lags فاصله زمانی
time lag فاصله زمانی
safe distance فاصله بی خطر
interludes بادخور فاصله
interim فیمابین فاصله
subinterval فاصله فرعی
interval فاصله تاکتیکی
shim فاصله پرکن
spaced فاصله دار
interval فاصله زمانی
shouting distance فاصله صدا رس
focal distance فاصله کانونی
fiducial interval فاصله اطمینان
confidence interval فاصله اعتماد
space فاصله گذاشتن
space جا فاصله مدت
focal length فاصله کانونی
space فاصله مدت
spaces فاصله گذاشتن
spaces جا فاصله مدت
frequency distance فاصله فرکانس
frequency spacing فاصله فرکانس
input gap فاصله اولیه
leading فاصله خطوط
interspace فاصله مدت
interval confidence فاصله اطمینان
f. distance or length فاصله کانونی
lattice spacing فاصله شبکه
clearance فاصله باز
diatessaron فاصله یک چهارم
dutter فاصله ستونها
deflationary gap فاصله تنزلی
light gap فاصله نور
distance meter فاصله سنج
dead rise فاصله مرده
light gap فاصله روشنایی
line spacing فاصله سطرها
line spacing فاصله سطر
known distance فاصله معلوم
keyspace فاصله کلیدی
line spacing فاصله خطوط
line to line spacing فاصله سطور
intervalometer فاصله سنج
spaces فاصله مدت
confidence interval فاصله اطمینان
infighting نبرد در فاصله کم
focusses فاصله کانونی
normal interval فاصله معمولی صف
center distance فاصله ازمرکز
focussed فاصله کانونی
focused فاصله کانونی
haul distance فاصله حمل
center distance فاصله مرکزی
focus فاصله کانونی
interval فاصله [ریاضی]
hard space فاصله واصل
class interval فاصله طبقه
mode interval فاصله نما
magnet gap فاصله هوایی
coherence distance فاصله همدوسی
interrupted فاصله دار
code distance فاصله رمز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com