Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 214 (29 milliseconds)
English
Persian
interspace
فاصله دار کردن
Search result with all words
paragraph
فاصله گذاری کردن
paragraphs
فاصله گذاری کردن
stand off
برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand-off
برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand-offs
برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
hyphenate
بوسیله خط دارای فاصله کردن
shim
واشر نازکی از جنس فلز بادقت زیاد جهت پر کردن فاصله بین دو قطعه
single space
در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
staging area
فاصله بین منطقه اماده کردن اتومبیل و نقطه شروع
tabulation
1-مرتب کردن جدول اعداد.2-حرکت نوک چاپ یا نشانه گر در یک فاصله معین شده در امتداد یک خط
to space out letters
[text]
فاصله گذاری
[بین حروف را بیشتر کردن]
[رایانه شناسی ]
[چاپ]
to kern
کاهش دادن
[و تنظیم کردن ]
فاصله دخشه ها
[فناوری چاپ]
to kern a letter
فاصله دخشه ای را با کاهش منظم کردن
Other Matches
following distance
فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
point blank range
فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
interval
فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
space
فاصله دادن فاصله داشتن
spaces
فاصله دادن فاصله داشتن
collision parameter
در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
alleys
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleyways
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
hole
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
close march
راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
go no go
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
space
فاصله
intermezzo
فاصله
interregnum
فاصله
space bar
فاصله زن
per saltum
بی فاصله
intermittence
فاصله
en dash
خط فاصله ان
em dash
خط فاصله ام
discontinuance
فاصله
range
فاصله
interregna
فاصله
equidistant
هم فاصله
tele
فاصله
space
جا فاصله
unremittingly
بی فاصله
clearance
فاصله
blank character
فاصله
spacing
فاصله
spaces
جا فاصله
hiatus
فاصله
spaces
فاصله
ranges
فاصله
head space
فاصله سر
distances
فاصله
ranged
فاصله
interregnums
فاصله
interval
فاصله
single space
تک فاصله تو هم
gaps
فاصله
diastema
فاصله
distance
فاصله
gap
فاصله
blank
فاصله
lengths
فاصله
length
فاصله
blankest
فاصله
track pitch
فاصله شیار
range meter
فاصله سنج
line spacing
فاصله خطوط
tritone
فاصله سه گام
interludes
بادخور فاصله
intervalometer
فاصله سنج
terraces spacing
فاصله تراسها
leading
فاصله خطوط
focal distance
فاصله کانونی
lattice spacing
فاصله شبکه
focusses
فاصله کانونی
line to line spacing
فاصله سطور
dutter
فاصله ستونها
interlude
بادخور فاصله
sight distance
فاصله دید
interim
فیمابین فاصله
light gap
فاصله روشنایی
signal distance
فاصله علامتی
focuses
فاصله کانونی
light gap
فاصله نور
diatessaron
فاصله یک چهارم
line spacing
فاصله سطر
focused
فاصله کانونی
gulfs
فاصله زدوری
tritone
فاصله سه اهنگ
angular distance
فاصله زاویهای
focussed
فاصله کانونی
interspace
فاصله مدت
space bar
فاصله گذار
space condition
شرط فاصله
ignition gap
فاصله جرقه
spacing bias
پیشقدر فاصله
focussing
فاصله کانونی
interval
فاصله
[ریاضی]
time lag
فاصله زمانی
time lags
فاصله زمانی
time out
وقفه فاصله
shouting distance
فاصله صدا رس
distance meter
فاصله سنج
interval confidence
فاصله اطمینان
ignition spark gap
فاصله جرقه
vacation
فاصله دو اجلاس
shim
فاصله پرکن
vacations
فاصله دو اجلاس
social distance
فاصله اجتماعی
deflationary gap
فاصله تنزلی
soft carriage return
خط فاصله خالی
dead rise
فاصله مرده
head space
فاصله سر تیربار
mode interval
فاصله نما
hard space
فاصله واصل
normal interval
فاصله معمولی صف
tooth gap
فاصله دندانه
time span
فاصله زمان
period
فاصله زمان
time period
فاصله زمان
period/stretch/lapse of time
فاصله زمان
clearance
فاصله باز
telemeter
فاصله سنج
lapse
فاصله زمانی
lapses
فاصله زمانی
lapsing
فاصله زمانی
gulf
فاصله زدوری
elongation
فاصله زاویهای
haul distance
فاصله حمل
focus
فاصله کانونی
infighting
نبرد در فاصله کم
magnet gap
فاصله هوایی
class interval
فاصله طبقه
space
فاصله گذاشتن
space
جا فاصله مدت
unit distance
با فاصله واحد
space
فاصله مدت
known distance
فاصله معلوم
distant
فاصله دار
unspaced practice
تمرین بی فاصله
safe distance
فاصله بی خطر
span
فاصله معین
interval
فاصله تاکتیکی
spanned
فاصله معین
interval
فاصله زمانی
polar distance
فاصله قطبی
spanning
فاصله معین
removed
فاصله خانوادگی
blank character
دخشه فاصله
close range
فاصله نزدیک
vertical interval
فاصله عمودی
intermissions
فاصله عود
f. distance or length
فاصله کانونی
coherence distance
فاصله همدوسی
intermission
فاصله عود
code distance
فاصله رمز
frequency distance
فاصله فرکانس
keyspace
فاصله کلیدی
frequency spacing
فاصله فرکانس
confidence interval
فاصله اطمینان
confidence interval
فاصله اعتماد
piston clearnce
فاصله پیستون
space condition
حالت فاصله
stadimeter
فاصله یاب
input gap
فاصله اولیه
interstice
ترک فاصله
spacing
فاصله بندی
respite _
فاصله استراحت
white space
فاصله سفید
spaced
فاصله دار
time interval
فاصله زمانی
focal length
فاصله کانونی
interrupted
فاصله دار
spaces
فاصله مدت
subinterval
فاصله فرعی
fiducial interval
فاصله اطمینان
spaces
فاصله گذاشتن
rivers
فاصله سفید
river
فاصله سفید
spacing
فاصله گذاری
center distance
فاصله ازمرکز
spaces
جا فاصله مدت
line spacing
فاصله سطرها
spans
فاصله معین
center distance
فاصله مرکزی
internuclear distance
فاصله بین هستهای
hole center distance
فاصله مرکز سوراخ
main gap
فاصله تخلیه اصلی
distributed practice
تمرین فاصله دار
relative aperture
نسبت فاصله کانونی
radar range mark
فاصله یاب راداری
insofar as
در چنان درجه و یا فاصله
distance line
طناب تنظیم فاصله
fixed spacing
فاصله دهی ثابت
distributed learning
یادگیری فاصله دار
vergency
عکس فاصله کانونی
distributed lag
توزیع فاصله زمانی
distance protection
وسیله حفافت فاصله
calibration marker
فاصله یاب راداری
wing spread
فاصله بین دو سر بال
overhear
از فاصله دور شنیدن
zoom
فاصله عدسی را کم و زیادکردن
interplanar crystal spacing
فاصله بین صفحهای
interplanar spacing
فاصله بین صفحهای
stopping sight distance
فاصله دید ایست
barrier spacing
فاصله بین موانع
lacuna
فاصله جای خالی
interval timer
زمان سنج فاصله
interstellar space
فاصله میان ستارگان
zoomed
فاصله عدسی را کم و زیادکردن
interspace
فاصله بین دوچیز
overheard
از فاصله دور شنیدن
ideal irrigation interval
فاصله مطلوب ابیاری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com