English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 217 (12 milliseconds)
English Persian
interval فاصله زمانی
lapse فاصله زمانی
lapses فاصله زمانی
lapsing فاصله زمانی
time lag فاصله زمانی
time lags فاصله زمانی
time interval فاصله زمانی
Search result with all words
time lag فاصله زمانی مرده
time lags فاصله زمانی مرده
distributed lag توزیع فاصله زمانی
flash to bang time فاصله زمانی بین نور و صدای گلوله
keying interval فاصله زمانی بین دو انعکاس موج رادار
lap turn زمان تناوب مین روبیها فاصله زمانی بین مین روبیها
lunitidal interval فاصله زمانی بین عبور ماه از نقطهای وایجادمد در ان نقطه
predicting interval فاصله زمانی پیش بینی شده هدف سبقت پیش بینی شده هدف
relaxation time فاصله زمانی بین از بین بردن اشفتگی و برقراری حالت تعادل
train headway فاصله زمانی حرکت دو ترن که یک یکان را حمل می کنند
Other Matches
slice مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
slices مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
single space در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
following distance فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
uptime پریود زمانی که در طول ان یک سیستم کامپیوتر فعال است یا صحیح عمل میکندیک دوره زمانی که تجهیزات بدون خرابی کار می کنند
point blank range فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
interval فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
ppm Position Pulse مدولاسیون یا تلفیق زمانی پالس که دران مقدار نمونه لحظهای موج موقعیت زمانی یک پالس را مدوله میکندodulation
spaces فاصله دادن فاصله داشتن
space فاصله دادن فاصله داشتن
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
alley منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleys منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleyways منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
assembly 1-زمانی که طول می کشد تا برنامه اسمبلی یک برنامه را ترجمه کند. 2-زمانی که اسمبلر برنامه را از زبان اسمبلی به کد ماشین تبدیل میکند
holed فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
hole فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
close march راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
synchrony هم زمانی
contemporaneousness هم زمانی
simultaneeity هم زمانی
time limit حد زمانی
whilom یک زمانی
monomial یک زمانی
time limits حد زمانی
temporal زمانی
onetime یک زمانی
time sense حس زمانی
sometime یک زمانی
eternities بی زمانی
eternity بی زمانی
synchronization هم زمانی
timeline خط زمانی
on <prep.> در [زمانی]
temporal جسمانی زمانی
times زمانی موقعی
time division multiplex تسهیم زمانی
flashbacks وقفه زمانی
time estimation براورد زمانی
schedule برنامه زمانی
time frames چارچوب زمانی
continuous time با پیوستگی زمانی
time frame چارچوب زمانی
time error خطای زمانی
time division multiplexing تسهیم زمانی
clock paradox پارادکس زمانی
time fire تیر زمانی
time flutter اختلال زمانی
time schedule برنامه زمانی
time score نمره زمانی
time series سریهای زمانی
time limit محدوده زمانی
time slice برش زمانی
time study بررسی زمانی
schedules برنامه زمانی
time quantum ذره زمانی
time priority تقدم زمانی
time preference ترجیح زمانی
yore در زمانی بسیاردور
time lag تاخیر زمانی
time preference رجحان زمانی
time preference ارجحیت زمانی
time lags تاخیر زمانی
time priority اولویت زمانی
scheduled برنامه زمانی
time table جدول زمانی
time path مسیر زمانی
time limits محدوده زمانی
time limit محدودیت زمانی
unit of time واحد زمانی
time horizon افق زمانی
time fuse ماسوره زمانی
time jitter اختلال زمانی
timetabling برنامه زمانی
timetrend روند زمانی
time scale مقیاس زمانی
time limits محدودیت زمانی
time yield تسلیم زمانی
timetable برنامه زمانی
timetabled برنامه زمانی
timetables برنامه زمانی
time yield limit حد تسلیم زمانی
timer switch کلید زمانی
time sharing اشتراک زمانی
time bar محدودیت زمانی
no longer نه بیشتر [زمانی]
vintage model الگوی زمانی
When I came in زمانی که من تو آمدم
time constant ثابت زمانی
temporal sign علامت زمانی
temporal maze ماز زمانی
lags تاخیر زمانی
no longer نه دیگر [زمانی]
time disorientation گم گشتگی زمانی
time base مبدا زمانی
discrete time با گسستگی زمانی
throughput time اشتراک زمانی
time pressure فشار زمانی
pressure of time فشار زمانی
flashback وقفه زمانی
lagged تاخیر زمانی
timed زمانی موقعی
timeline تسلسل زمانی
time dilation پارادوکس زمانی
time scales مقیاس زمانی
time زمانی موقعی
spatiotemporal فضایی و زمانی
in a short time در اندک زمانی
lag تاخیر زمانی
mechanical time fuze ماسوره زمانی
synchronises انطباق زمانی داشتن
synchronised انطباق زمانی داشتن
time series data امار سریهای زمانی
monsoon باد وباران زمانی
time slicing برش زمانی زدن
time series analysis تحلیل سریهای زمانی
high burst تیر زمانی بالا
chronological ترتیب زمانی وقوع
chronological دارای ربط زمانی
monsoons باد وباران زمانی
inductive time constant ثابت زمانی القا
input time constant ثابت زمانی اولیه
tdm تسهیم زمانی ultiplexing
time sampling نمونه گیری زمانی
timing برنامه ریزی زمانی
time average symmetry تقارن میانگین زمانی
synchronizes انطباق زمانی داشتن
synchronize انطباق زمانی داشتن
time slicing تقسیم بندی زمانی
since he was in petticoats از زمانی که بچه بود
aging سخت گردانی زمانی
serve time <idiom> زمانی رادرزندان بودن
time fire تیراندازی با گلوله زمانی
age hardening سخت گردانی زمانی
low time constant ثابت زمانی کوچک
magnetic time relay رله زمانی مغناطیسی
chronologic دارای ربط زمانی
time division multiplexing انتقال چندتایی زمانی
asynchronous time division multiplexing تسهیم زمانی ناهمگام
capacitive time constant ثابت زمانی فرفیت
vintage model الگوی مقطع زمانی
synchronising انطباق زمانی داشتن
cotidal دارای هم زمانی در طغیان اب
o technique تحلیل عوامل زمانی
rate of time preference نرخ برتری زمانی
cross sectional data داده ها در یک مقطع زمانی
gap فاصله
space جا فاصله
diastema فاصله
space فاصله
ranges فاصله
discontinuance فاصله
ranged فاصله
equidistant هم فاصله
per saltum بی فاصله
head space فاصله سر
tele فاصله
range فاصله
interregnum فاصله
intermezzo فاصله
spaces فاصله
intermittence فاصله
spaces جا فاصله
interval فاصله
interregnums فاصله
hiatus فاصله
lengths فاصله
length فاصله
em dash خط فاصله ام
distance فاصله
single space تک فاصله تو هم
gaps فاصله
en dash خط فاصله ان
distances فاصله
interregna فاصله
blank فاصله
space bar فاصله زن
blankest فاصله
blank character فاصله
clearance فاصله
unremittingly بی فاصله
spacing فاصله
phased دوره زمانی اجرای برنامه
time constant of an exponential quantity ثابت زمانی یک کمیت نمایی
greatuncle زمانی برابر 00852 سال
strain age harden سخت کردن کرنشی زمانی
time out of minds زمانی که کسی یاد ندارد
phases دوره زمانی اجرای برنامه
synchronous time division multiplexing تسهیم زمانی همگام یاهمزمان
strain age hardening سخت گردانی کرنشی زمانی
phase دوره زمانی اجرای برنامه
finals رسیدن به انتهای یک دوره زمانی
lap chart جدول زمانی برای هر دور
age hardening susceptibility تقبل سخت گردانی زمانی
decision lag تاخیر زمانی در تصمیم گیری
valve duration مدت زمانی که سوپاپ بازمیماند
social rate of time preference نرخ ترجیح زمانی اجتماعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com