English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
flash to bang time فاصله زمانی بین نور و صدای گلوله
Other Matches
pings صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
ping صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinged صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinging صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
phut تق صدای ترکیدن بادکنک صدای گلوله
interval فاصله زمانی
time lag فاصله زمانی
lapsing فاصله زمانی
time interval فاصله زمانی
lapse فاصله زمانی
time lags فاصله زمانی
lapses فاصله زمانی
time fire تیراندازی با گلوله زمانی
distributed lag توزیع فاصله زمانی
time lags فاصله زمانی مرده
time lag فاصله زمانی مرده
visual elevation فاصله مربوط به افت گلوله
shoulders فاصله بین گلوله وباروت
shouldering فاصله بین گلوله وباروت
large spread فاصله گلوله ها راکم کنید
shouldered فاصله بین گلوله وباروت
shoulder فاصله بین گلوله وباروت
burst interval فاصله ترکش گلوله ها در یک رگبار
keying interval فاصله زمانی بین دو انعکاس موج رادار
train headway فاصله زمانی حرکت دو ترن که یک یکان را حمل می کنند
shell wave صدای زوزه گلوله
lunitidal interval فاصله زمانی بین عبور ماه از نقطهای وایجادمد در ان نقطه
stand off برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand-off برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand-offs برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
relaxation time فاصله زمانی بین از بین بردن اشفتگی و برقراری حالت تعادل
lap turn زمان تناوب مین روبیها فاصله زمانی بین مین روبیها
sensing تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
miss موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
misses موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
trends مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
trend مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
missed موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
sabot کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
clues گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
fire ball گلوله انفجاری گوی اتشین اتمی گلوله
clue گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
frangible bullet گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
slice مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
slices مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
following distance فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
single space در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
uptime پریود زمانی که در طول ان یک سیستم کامپیوتر فعال است یا صحیح عمل میکندیک دوره زمانی که تجهیزات بدون خرابی کار می کنند
ogive ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
point blank range فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
interval فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
ppm Position Pulse مدولاسیون یا تلفیق زمانی پالس که دران مقدار نمونه لحظهای موج موقعیت زمانی یک پالس را مدوله میکندodulation
dud منفجرنشدن گلوله گلوله ناپیدا
splinterproof ضدبسکهای گلوله ضد قطعات گلوله
velocity jump جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
predicting interval فاصله زمانی پیش بینی شده هدف سبقت پیش بینی شده هدف
maximum ordinate حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
spaces فاصله دادن فاصله داشتن
space فاصله دادن فاصله داشتن
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
alley منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleys منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleyways منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
honk صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honked صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honks صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
acrophony صدای حرف اول کلماتی که معرف خود ان کلمه باشدمانند صدای a درالف
voices وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesisers وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voice وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesizer وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesizers وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voicing وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
contraltos زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
contralto زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
base of trajectory تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
nuclear stalemate گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
assembly 1-زمانی که طول می کشد تا برنامه اسمبلی یک برنامه را ترجمه کند. 2-زمانی که اسمبلر برنامه را از زبان اسمبلی به کد ماشین تبدیل میکند
hole فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
monophthong صدای ساده وتنها صدای بسیط
chortle صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortled صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortling صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortles صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
close march راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
square base کف گلوله یا قسمت ته گلوله
side spray بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
skirl صدای زیر صدای نی انبان
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
ballistics of penetration شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
twangs صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanging صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
Susurrus صدای آرام و ملایم، مثل خش خش یا صدای آرام باد
twang صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanged صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
tu whit tu whoo صدایی شبیه صدای جغد صدای جغد
tu-whit tu-whoo صدایی شبیه صدای جغد صدای جغد
angle of arrival زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
lead collision course مسیر تصادم گلوله با هدف خط تصادم گلوله با هدف
tinkled صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
thumping صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
thump صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
tinkles صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkle صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
thumped صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
thumps صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
tinkling صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
onetime یک زمانی
on <prep.> در [زمانی]
synchronization هم زمانی
monomial یک زمانی
timeline خط زمانی
time sense حس زمانی
eternity بی زمانی
eternities بی زمانی
temporal زمانی
time limit حد زمانی
simultaneeity هم زمانی
synchrony هم زمانی
time limits حد زمانی
whilom یک زمانی
contemporaneousness هم زمانی
sometime یک زمانی
bullets گلوله
clues گلوله نخ
shots گلوله
ball گلوله
cartridges گلوله
line shot گلوله در خط
globe گلوله
shot گلوله
cartridge گلوله
projectile گلوله
bullet گلوله
clue گلوله نخ
glomerule گلوله رگ
gunshot گلوله
cannon proof ضد گلوله
round گلوله
roundest گلوله
globes گلوله
fire ball گلوله
pellet گلوله
gunshots گلوله
rounds گلوله ها
shell proof ضد گلوله
bullet-proof ضد گلوله
temporal maze ماز زمانی
temporal sign علامت زمانی
schedules برنامه زمانی
time limit محدودیت زمانی
timetabling برنامه زمانی
time frames چارچوب زمانی
clock paradox پارادکس زمانی
time limits محدوده زمانی
time scale مقیاس زمانی
schedule برنامه زمانی
When I came in زمانی که من تو آمدم
scheduled برنامه زمانی
mechanical time fuze ماسوره زمانی
timetabled برنامه زمانی
timetable برنامه زمانی
no longer نه دیگر [زمانی]
time lags تاخیر زمانی
no longer نه بیشتر [زمانی]
discrete time با گسستگی زمانی
times زمانی موقعی
timeline تسلسل زمانی
timed زمانی موقعی
time limits محدودیت زمانی
time زمانی موقعی
spatiotemporal فضایی و زمانی
flashback وقفه زمانی
flashbacks وقفه زمانی
time pressure فشار زمانی
pressure of time فشار زمانی
timetables برنامه زمانی
time priority تقدم زمانی
time slice برش زمانی
in a short time در اندک زمانی
time study بررسی زمانی
time jitter اختلال زمانی
time flutter اختلال زمانی
time fire تیر زمانی
time estimation براورد زمانی
time error خطای زمانی
time division multiplexing تسهیم زمانی
time priority اولویت زمانی
time table جدول زمانی
time yield تسلیم زمانی
time series سریهای زمانی
time fuse ماسوره زمانی
time preference ارجحیت زمانی
time preference رجحان زمانی
time preference ترجیح زمانی
time path مسیر زمانی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com