English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (12 milliseconds)
English Persian
spacing فاصله گذاری
to space out letters [text] فاصله گذاری [بین حروف را بیشتر کردن] [رایانه شناسی ] [چاپ]
Search result with all words
paragraph فاصله گذاری کردن
paragraphs فاصله گذاری کردن
intercolumniation فاصله گذاری بین ستونها
space mark علامت فاصله گذاری
diastyle [فاصله گذاری بین ستون ها]
ditriglyph [فاصله گذاری بین ستون ها]
Other Matches
single space در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
following distance فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
point blank range فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
interval فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
spaces فاصله دادن فاصله داشتن
space فاصله دادن فاصله داشتن
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
alleyways منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleys منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
residential investments سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
holes فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
hole فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
close march راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
acceleration principle یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
desired investment سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
overcapitalization سرمایه گذاری بیش ازحد سرمایه گذاری افراطی
punctuation mark علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation marks علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
cooperative scorer بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
unintended investment سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
public روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
fuze ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
fuzing چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
space فاصله
spaces جا فاصله
blank فاصله
blankest فاصله
space جا فاصله
unremittingly بی فاصله
blank character فاصله
distance فاصله
head space فاصله سر
spaces فاصله
per saltum بی فاصله
ranged فاصله
diastema فاصله
discontinuance فاصله
distances فاصله
interval فاصله
ranges فاصله
range فاصله
em dash خط فاصله ام
en dash خط فاصله ان
spacing فاصله
intermezzo فاصله
intermittence فاصله
gap فاصله
interregna فاصله
interregnum فاصله
interregnums فاصله
equidistant هم فاصله
tele فاصله
space bar فاصله زن
lengths فاصله
clearance فاصله
hiatus فاصله
length فاصله
single space تک فاصله تو هم
gaps فاصله
telemeter فاصله سنج
soft carriage return خط فاصله خالی
spanning فاصله معین
terraces spacing فاصله تراسها
elongation فاصله زاویهای
confidence interval فاصله اعتماد
span فاصله معین
time interval فاصله زمانی
spanned فاصله معین
white space فاصله سفید
spacing bias پیشقدر فاصله
subinterval فاصله فرعی
space condition حالت فاصله
tritone فاصله سه گام
space condition شرط فاصله
diatessaron فاصله یک چهارم
space bar فاصله گذار
spans فاصله معین
deflationary gap فاصله تنزلی
dead rise فاصله مرده
magnet gap فاصله هوایی
spaced فاصله دار
distance meter فاصله سنج
lapsing فاصله زمانی
sight distance فاصله دید
interval فاصله تاکتیکی
gulf فاصله زدوری
track pitch فاصله شیار
tooth gap فاصله دندانه
interval فاصله زمانی
social distance فاصله اجتماعی
time out وقفه فاصله
time lags فاصله زمانی
gulfs فاصله زدوری
blank character دخشه فاصله
tritone فاصله سه اهنگ
interstice ترک فاصله
shouting distance فاصله صدا رس
signal distance فاصله علامتی
shim فاصله پرکن
angular distance فاصله زاویهای
unspaced practice تمرین بی فاصله
spacing فاصله بندی
time lag فاصله زمانی
interludes بادخور فاصله
close range فاصله نزدیک
code distance فاصله رمز
coherence distance فاصله همدوسی
stadimeter فاصله یاب
vertical interval فاصله عمودی
range meter فاصله سنج
confidence interval فاصله اطمینان
lapse فاصله زمانی
class interval فاصله طبقه
center distance فاصله ازمرکز
rivers فاصله سفید
river فاصله سفید
safe distance فاصله بی خطر
respite _ فاصله استراحت
removed فاصله خانوادگی
interlude بادخور فاصله
period فاصله زمان
interim فیمابین فاصله
center distance فاصله مرکزی
lapses فاصله زمانی
spaces جا فاصله مدت
spaces فاصله گذاشتن
space فاصله مدت
space جا فاصله مدت
space فاصله گذاشتن
normal interval فاصله معمولی صف
ignition gap فاصله جرقه
ignition spark gap فاصله جرقه
interspace فاصله مدت
spaces فاصله مدت
head space فاصله سر تیربار
distant فاصله دار
intermissions فاصله عود
frequency distance فاصله فرکانس
frequency spacing فاصله فرکانس
hard space فاصله واصل
haul distance فاصله حمل
infighting نبرد در فاصله کم
input gap فاصله اولیه
clearance فاصله باز
line spacing فاصله سطرها
focussing فاصله کانونی
focusses فاصله کانونی
focussed فاصله کانونی
focuses فاصله کانونی
focused فاصله کانونی
focus فاصله کانونی
line spacing فاصله سطر
line spacing فاصله خطوط
line to line spacing فاصله سطور
light gap فاصله روشنایی
light gap فاصله نور
interval confidence فاصله اطمینان
intervalometer فاصله سنج
mode interval فاصله نما
interval فاصله [ریاضی]
keyspace فاصله کلیدی
leading فاصله خطوط
known distance فاصله معلوم
interrupted فاصله دار
lattice spacing فاصله شبکه
intermission فاصله عود
time span فاصله زمان
piston clearnce فاصله پیستون
period/stretch/lapse of time فاصله زمان
polar distance فاصله قطبی
dutter فاصله ستونها
unit distance با فاصله واحد
focal distance فاصله کانونی
f. distance or length فاصله کانونی
time period فاصله زمان
focal length فاصله کانونی
vacation فاصله دو اجلاس
vacations فاصله دو اجلاس
fiducial interval فاصله اطمینان
lineation خط گذاری
indention تو گذاری
coding کد گذاری
interplanar crystal spacing فاصله بین صفحهای
zoomed فاصله عدسی را کم و زیادکردن
zoom فاصله عدسی را کم و زیادکردن
track spacing فاصله بین تعقیبها
ecological distance فاصله بوم شناختی
internuclear distance فاصله بین هستهای
zooms فاصله عدسی را کم و زیادکردن
interdental space فاصله میان دو دندان
fixed spacing فاصله دهی ثابت
insofar as در چنان درجه و یا فاصله
deflationary gap فاصله حاصل از رکود
distance protection وسیله حفافت فاصله
distributed learning یادگیری فاصله دار
interatomic spacing فاصله بین اتمی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com