English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
diatessaron فاصله یک چهارم
Other Matches
biquadratic قوه چهارم توان چهارم
following distance فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
single space در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
point blank range فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
interval فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
space فاصله دادن فاصله داشتن
spaces فاصله دادن فاصله داشتن
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
alley منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleys منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleyways منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
fourths چهارم
three-quarters سه چهارم
quadrant یک چهارم
three-quarter سه چهارم
quadrature یک چهارم
fourth چهارم
quarter note نت یک چهارم
quarter یک چهارم
quartern یک چهارم پوند
quartern یک چهارم پینت
pecked یک چهارم بوشل
biquadrate قوه چهارم
pecking یک چهارم بوشل
airt یک چهارم وسعت
qyaternary دوران چهارم
fourth dimension بعد چهارم
peck یک چهارم بوشل
quarter-final یک چهارم نهایی
quater tone یک چهارم پرده
quarterfinal یک چهارم نهایی
pecks یک چهارم بوشل
subdominant نت چهارم موسیقی
quarter final یک چهارم نهایی
quarter of an hour یک چهارم سده
quarter-finals یک چهارم نهایی
dee حرف چهارم D نام
center of quarter circles مرکز یک چهارم دایره ها
fourth generation computer کامپیوتر نسل چهارم
fourth estate رکن چهارم مشروطیت
ring finger انگشت چهارم دست چپ
ring fingers انگشت چهارم دست چپ
hole فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
act ii Šscene iv پرده دوم مجلس چهارم
D, d (D's, d's) حرف چهارم الفبای انگلیسی
quadrivium سال چهارم دوره لیسانس
on the th prox در روز چهارم ماه اینده
d حرف چهارم الفبای انگلیسی
deltas حرف چهارم زبان یونانی
delta حرف چهارم زبان یونانی
close march راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
quarterfinal دوره یک چهارم نهایی درمسابقات حذفی
cleanup توپزن چهارم که معمولا قوی است
x حرف بیست و چهارم الفبای انگلیسی
X, x (X's, x's) حرف بیستو چهارم الفبای انگلیسی
deep sleep مراحل سوم و چهارم خواب [روانشناسی]
fastigium راس قسمت فوقانی بطن چهارم
April ماه چهارم سال فرنگی اوریل
slow-wave sleep [SWS] مراحل سوم و چهارم خواب [روانشناسی]
quarterfinalist کسیکه در مسابقه یک چهارم نهایی شرکت میکند
quarter یک چهارم زمان مسابقه قسمت عقبی کناره قایق
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
Georgian architecture معماری جرجی [در زمان پادشاه جرج اول تا چهارم انگلستان]
milreis سکه زرپرتقال که 4 شیلینگ وپنج ویک چهارم پنس ارزش دارد
transporting لایه چهارم در مدل شبکه ISO/ OSI که حاوی اتصال و بررسی و کنترل های مط لوب کیفیت اتصالات است
transports لایه چهارم در مدل شبکه ISO/ OSI که حاوی اتصال و بررسی و کنترل های مط لوب کیفیت اتصالات است
transport لایه چهارم در مدل شبکه ISO/ OSI که حاوی اتصال و بررسی و کنترل های مط لوب کیفیت اتصالات است
transported لایه چهارم در مدل شبکه ISO/ OSI که حاوی اتصال و بررسی و کنترل های مط لوب کیفیت اتصالات است
rood مقیاس سطحی معادل یک چهارم جریب مقیاس طولی که درانگلستان 7 الی 8 یارد است
quadrant ربع دایره یک چهارم طول قوس دایره
salor سالور [از قدیمی ترین ایل های ترکمن که به قرن چهارم هجری شمسی باز می گردند. عده ای هم در افغانستان زندگی می کنند. نگاره خاص فرش های آنها گل های هشت ضلعی است.]
gaps فاصله
interregna فاصله
interregnum فاصله
space bar فاصله زن
interregnums فاصله
equidistant هم فاصله
unremittingly بی فاصله
hiatus فاصله
interval فاصله
lengths فاصله
length فاصله
spacing فاصله
tele فاصله
gap فاصله
ranged فاصله
ranges فاصله
single space تک فاصله تو هم
blank character فاصله
space جا فاصله
em dash خط فاصله ام
head space فاصله سر
clearance فاصله
discontinuance فاصله
per saltum بی فاصله
diastema فاصله
range فاصله
en dash خط فاصله ان
blank فاصله
blankest فاصله
space فاصله
spaces جا فاصله
spaces فاصله
intermezzo فاصله
distances فاصله
distance فاصله
intermittence فاصله
gulfs فاصله زدوری
line spacing فاصله سطرها
line spacing فاصله سطر
spacing فاصله گذاری
line spacing فاصله خطوط
soft carriage return خط فاصله خالی
signal distance فاصله علامتی
line to line spacing فاصله سطور
frequency spacing فاصله فرکانس
light gap فاصله نور
social distance فاصله اجتماعی
gulf فاصله زدوری
interludes بادخور فاصله
time out وقفه فاصله
known distance فاصله معلوم
input gap فاصله اولیه
time lags فاصله زمانی
ignition spark gap فاصله جرقه
ignition gap فاصله جرقه
lattice spacing فاصله شبکه
interspace فاصله مدت
interval confidence فاصله اطمینان
head space فاصله سر تیربار
infighting نبرد در فاصله کم
haul distance فاصله حمل
time lag فاصله زمانی
hard space فاصله واصل
light gap فاصله روشنایی
keyspace فاصله کلیدی
spacing فاصله بندی
dutter فاصله ستونها
range meter فاصله سنج
distance meter فاصله سنج
piston clearnce فاصله پیستون
deflationary gap فاصله تنزلی
polar distance فاصله قطبی
dead rise فاصله مرده
intervalometer فاصله سنج
center distance فاصله مرکزی
center distance فاصله ازمرکز
class interval فاصله طبقه
confidence interval فاصله اعتماد
confidence interval فاصله اطمینان
close range فاصله نزدیک
code distance فاصله رمز
blank character دخشه فاصله
f. distance or length فاصله کانونی
interstice ترک فاصله
magnet gap فاصله هوایی
focal length فاصله کانونی
sight distance فاصله دید
shouting distance فاصله صدا رس
shim فاصله پرکن
safe distance فاصله بی خطر
focal distance فاصله کانونی
angular distance فاصله زاویهای
normal interval فاصله معمولی صف
respite _ فاصله استراحت
frequency distance فاصله فرکانس
mode interval فاصله نما
fiducial interval فاصله اطمینان
coherence distance فاصله همدوسی
interlude بادخور فاصله
vacations فاصله دو اجلاس
interval فاصله زمانی
space فاصله مدت
interval فاصله تاکتیکی
tritone فاصله سه گام
spaces فاصله گذاشتن
spaces جا فاصله مدت
track pitch فاصله شیار
tooth gap فاصله دندانه
leading فاصله خطوط
interrupted فاصله دار
interval فاصله [ریاضی]
white space فاصله سفید
rivers فاصله سفید
river فاصله سفید
clearance فاصله باز
spaced فاصله دار
vacation فاصله دو اجلاس
focusses فاصله کانونی
distant فاصله دار
intermissions فاصله عود
vertical interval فاصله عمودی
intermission فاصله عود
unspaced practice تمرین بی فاصله
unit distance با فاصله واحد
space فاصله گذاشتن
space جا فاصله مدت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com