English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
effluent فاضل اب نهر فرعی
effluents فاضل اب نهر فرعی
Other Matches
subspecies قسم فرعی جنس فرعی از یک نژاد
by pass بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
by pass گذرگاه فرعی مسیر فرعی
ecotype بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
gutters فاضل اب
virtuosic فاضل
virtuosa فاضل
accomplished فاضل
sullage فاضل اب
residues فاضل
gutter فاضل اب
lettered فاضل
scholarly فاضل
residue فاضل
scuppers مجاری فاضل اب
learned فاضل عالمانه
scupper مجاری فاضل اب
sinkhole چاه فاضل اب
puddles چاله فاضل اب
puddle چاله فاضل اب
septic tank مخزن فاضل اب
cloaca مجرای فاضل اب
scuppered مجاری فاضل اب
scuppering مجاری فاضل اب
learnted فاضل عالمانه
drains زهکش فاضل اب
sewer مجرای فاضل اب
canals مجرای فاضل اب
canal مجرای فاضل اب
sewers مجرای فاضل اب
drain زهکش فاضل اب
drained زهکش فاضل اب
draining زهکش فاضل اب
cesspit گودال فاضل اب
cesspits گودال فاضل اب
sump چاه یا انبار فاضل اب
sumps چاه یا انبار فاضل اب
soil pipe لوله فاضل اب مستراح
sanitation سیستم تخلیه فاضل اب
separative فاضل تجزیه طلب
he is a scholar in persian در زبان فارسی فاضل
slop jar سطل مخصوص فاضل اب اشغال دان
calculus حساب جامعه و فاضله جامع و فاضل
slop chute شیب تند عقب کشتی جهت تخلیه فاضل اب
stbtitle عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
scuppered سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppering سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppers سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scupper سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
sublease اجاره فرعی دادن حق اجاره بمستاجر فرعی دادن
branch lines خط فرعی
secondary effect اثر فرعی
incident فرعی
fall-out [side effect] اثر فرعی
subsidiary فرعی
by فرعی
tributaries فرعی
tributary فرعی
subsidiaries فرعی
branch line خط فرعی
incidents فرعی
byeffect اثر فرعی
accessorial فرعی
min فرعی
spillover effect اثر فرعی
extrinsic فرعی
half deck پل فرعی
second class فرعی
sub dam سد فرعی
minor فرعی
adjuncts فرعی
by-effect اثر فرعی
adverse reaction اثر فرعی
derivative فرعی
derivatives فرعی
lateral فرعی
petty فرعی
adjunct فرعی
succursal فرعی
inferiors فرعی
accessory فرعی
secondary فرعی
inferior فرعی
subalterns فرعی
subaltern فرعی
ancillary فرعی
minor arts هنرهای فرعی
link road راه فرعی
lay shaft میله فرعی
intercardinal points جهات فرعی
intercardinal headings جهات فرعی
incidentals اقلام فرعی
incidental effect اثر فرعی
extensions تلفن فرعی
extraneous تصادفی فرعی
floor jack اهرم فرعی
secondary markets بازارهای فرعی
minor constituent عنصر فرعی
minor elements عناصر فرعی
minor league لیگ فرعی
subcultures کشت فرعی
secondary stress خستگی فرعی
secondary stairs پلکان فرعی
secondary port بندر فرعی
second fiddle شخص فرعی
extension تلفن فرعی
rootlet ریشه فرعی
retort tar قطران فرعی
radicle فرعی نازک
quadrantal points جهات فرعی
pseudocarp میوه فرعی
probative حقایق فرعی
municipal road راه فرعی
extension telephone تلفن فرعی
dog leg شاخه فرعی
dixings ارایشهای فرعی
by product material فراورده فرعی
by product نتیجه فرعی
by pass لوله فرعی
by product محصول فرعی
by product فراورده فرعی
spur track جاده فرعی
by path جاده فرعی
subcontracted قرارداد فرعی
by pass گذرگاه فرعی
by lane کوچه فرعی
bye election انتخابات فرعی
by way راه فرعی
by work کار فرعی
byname اسم فرعی
diverticulum جاده فرعی
derived units احاد فرعی
derived units واحدهای فرعی
secondary unit واحد فرعی
derived unit واحد فرعی
daughter chain زنجیر فرعی
cotype نوعی فرعی
coproduct محصول فرعی
consequent pole قطب فرعی
colonnette ستون فرعی
subcontract قرارداد فرعی
byroad جاده فرعی
by election انتخابات فرعی
extension شماره فرعی
subordinated فرعی پایین تر
byways راه فرعی
byway راه فرعی
subordinates فرعی پایین تر
subordinating فرعی پایین تر
token money پول فرعی
tine شاخ فرعی
sugroup دسته فرعی
substrate شکل فرعی
substation ایستگاه فرعی
subordinate clause جملهوارهی فرعی
subordinate clauses جملهوارهی فرعی
lay-shaft میله فرعی
jamb-shaft ستون فرعی
annexe ساختمان فرعی
subordinate فرعی پایین تر
DIVERSION راه فرعی
walk-on بازیگر فرعی
suborder راسته فرعی
submenu منوی فرعی
subspace فضای فرعی
sub contractor پیمانکار فرعی
stop street خیابان فرعی
subculture فرهنگ فرعی
subculture کشت فرعی
slave station ایستگاه فرعی
subcultures فرهنگ فرعی
sideway فرعی از پهلو
sidepiece چیز فرعی
side show موضوع فرعی
side show نمایش فرعی
subsidiary occupations مشاغل فرعی
side line occupations مشاغل فرعی
side effects اثرات فرعی
sub network شبکه فرعی
sub sector بخش فرعی
subinterval فاصله فرعی
subharmonic هماهنگ فرعی
subgenus تیره فرعی
subgenus جنس فرعی
subsidiary company شرکت فرعی
underplot داستان فرعی
subfamily تیره فرعی
subfamily خانواده فرعی
subdirectory فهرست فرعی
subclass شعبه فرعی
subclass طبقه فرعی
subagency نمایندگی فرعی
sub station پست فرعی
side dish غذاهای فرعی
subcontracting قرارداد فرعی
wayside ایستگاه فرعی
appendage دستگاه فرعی
side issues مسئله فرعی
annexing شعبه فرعی
side issues موضوع فرعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com