Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 176 (9 milliseconds)
English
Persian
subjective
فاعلی خصوصی
Other Matches
nominative
حالت فاعلی فاعلی
private automatic branch exchange
رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
nominative case
حالت فاعلی
subjectivity
فاعلی بودن
intersubjective
چند فاعلی
active participial abjective
صفت اسم فاعلی
tribade
همجنس خواه فاعلی
tribadism
همجنس خواهی فاعلی
active participial abjective
اسم فاعلی که بطورصفات بکار رود
nominative subject
اسم یا ضمیری که بعلت میندبودن حالت فاعلی داشته باشد
private line
خط خصوصی
informal
خصوصی
privates
خصوصی
subrosa
خصوصی
personal
خصوصی
off the record
<idiom>
خصوصی
private
خصوصی
jackes
خصوصی
necessary house
خصوصی
private borrowing
استقراض خصوصی
private deed
سند خصوصی
private employees
کارکنان خصوصی
private enterprises
موسسات خصوصی
private institutions
موسسات خصوصی
private finance
مالیه خصوصی
private law
حقوق خصوصی
private debt
بدهی خصوصی
private cost
هزینه خصوصی
private corporation
شرکت خصوصی
private company
شرکت خصوصی
private benefits
منافع خصوصی
private agreement
قرارداد خصوصی
in petto
بطور خصوصی
praivate ownership
مالکیت خصوصی
passkey
کلید خصوصی
private consumption
مصرف خصوصی
private ownership
مالکیت خصوصی
private property
مالکیت خصوصی
privatises
خصوصی کردن
privatising
خصوصی کردن
privatization
خصوصی کردن
privatize
خصوصی کردن
privatized
خصوصی کردن
privatizes
خصوصی کردن
privatizing
خصوصی کردن
very own
<adj.>
خصوصی
[شخصی]
apsidiole
نیایشگاه خصوصی
camarin
نیایشگاه خصوصی
private lessons
تدریس خصوصی
extra tuition
تدریس خصوصی
private tuition
تدریس خصوصی
privatised
خصوصی کردن
private eyes
کارآگاه خصوصی
private property
دارائیهای خصوصی
private saving
پس انداز خصوصی
private talk
صحبت خصوصی
private treaty
معامله خصوصی
privately leased line
خط اجارهای خصوصی
proprietary company
شرکت خصوصی
quasi private
شبه خصوصی
quasi private
نیمه خصوصی
relator
مدعی خصوصی
relator
شاکی خصوصی
semiprivate
نیمه خصوصی
special relativity
نسبیت خصوصی
Citizens' Band
باند خصوصی
pillow talk
حرفهای خصوصی
private eye
کارآگاه خصوصی
private tutoring
[American E]
تدریس خصوصی
closeted
گنجه خصوصی
party line
خط خصوصی تلفن
private investigator
کاراگاه خصوصی
private detectives
کاراگاه خصوصی
closeting
گنجه خصوصی
private detective
کاراگاه خصوصی
private schools
اموزشگاه خصوصی
private school
اموزشگاه خصوصی
casket
نامه خصوصی
private enterprise
عمل خصوصی
party lines
خط خصوصی تلفن
private enterprise
شرکت خصوصی
privately
بطور خصوصی
private sector
بخش خصوصی
closets
گنجه خصوصی
privy
خصوصی محرمانه
caskets
نامه خصوصی
tutor
معلم خصوصی
tutors
معلم خصوصی
tutored
معلم خصوصی
private
اختصاصی خصوصی
privates
اختصاصی خصوصی
off the record
محرمانه و خصوصی
off-the-record
محرمانه و خصوصی
personal
منقول خصوصی
backstage
محرمانه خصوصی
paticular
خصوصی بابت
closet
گنجه خصوصی
sitting in camera
جلسه خصوصی دادگاه
tutored
درس خصوصی دادن به
tutors
درس خصوصی دادن به
special theory of relativity
نظریه نسبیت خصوصی
tutorial
درس خصوصی دادن به
backsides
عقب هر چیزی خصوصی
private rate of discount
نرخ تنزیل خصوصی
backside
عقب هر چیزی خصوصی
tutor
درس خصوصی دادن به
private rate of return
نرخ بازده خصوصی
tutorials
درس خصوصی دادن به
jurists
متخصص حقوق خصوصی
private broadcasting
پخش برنامه خصوصی
jurist
متخصص حقوق خصوصی
curtain lecture
صحبتهای خصوصی زن وشوهر
to have private insurance
[cover]
بیمه خصوصی داشتن
to be privately insured
بیمه خصوصی داشتن
pbx
تبادل انشعاب خصوصی
personal staff
ستاد خصوصی فرمانده
private enterprise
اقتصاد بخش خصوصی
principle of exclusion
در مورد کالاهای خصوصی
to give private lessons
درس خصوصی دادن
behind the stage
<adj.>
<adv.>
خصوصی
[اصطلاح مجازی]
private branch exchange
مبادله انشعاب خصوصی
with average
شامل خسارات خصوصی وجزئی
To have selfish motives . to have an axe to grind.
غرض شخصی ( خصوصی ) داشتن
objectives
علمی و بدون نظر خصوصی
objective
علمی و بدون نظر خصوصی
palor
اطاق برای گفتگو خصوصی
privy purse
اعتبارمخصوص هزینههای خصوصی پادشاه
marginal net private product
محصول خصوصی نهائی خالص
private international law
حقوق بین الملل خصوصی
private enterprise
اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
committees
هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
committee
هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
to keep one's feet on the ground
<idiom>
علمی ماندن و بدون نظر خصوصی
offstage
خارج از صحنه نمایش درزندگی خصوصی
to tutor somebody in English
به کسی درس خصوصی در زبان انگلیسی دادن
behind the scenes
در پشت پرده دارای اطلاعات خصوصی یا خارجی
table talk
صحبتهای خصوصی و غیررسمی در سر میز غذا مفاوضه
privilege cab
درشگه کرایهای که حق دارددر جاهای خصوصی بایستد
personals
بندهایی از روزنامه که درباره اشخاص خصوصی نوشته میشود
toll traverse
وجهی که برای عبور از املاک خصوصی پرداخت میشود
pabx
Exchange AutomaticBranch Private تبادل انشعاب خودکار خصوصی
qui tam action
دعوی کیفری که واجد جنبه عمومی و خصوصی باشد
eminent domain
قدرت حکومت برای استفاده از اموال خصوصی جهت عموم
ante-chapel
[قسمتی از نیایشگاه خصوصی شبیه گوشواره عرضی کلیسا با فضار ورودی مجزا]
introduce
شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
introduced
شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
introducing
شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
introduces
شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
crowding out effect
نرخ بهره را بالامیبرد و سبب کاهش هزینههای سرمایه گذاری خصوصی در اقتصاد میشود
Internet
می را می سازد که اینترنت و اتصالات فروش را آماده میکند تا کاربران خصوصی به آنها دسترسی داشته باشند
Big Brother
دولت یا هر سازمانی که در امور خصوصی و داخلی مردم دخالت و جاسوسی کند و آنها را سختمهار نماید
crowding out effect
اندیشهای که استقراض بسیار زیاد دولت وجوه قابل دسترس وام گیرندگان خصوصی را کاهش میدهد
blind dialling
توانایی مودم برای شماره گیری حتی وقتی که خط به نظر خراب است با استفاده از برخی خط وط خصوصی
led
یک واحد نمایش الفبا عددی متداول که هر گاه با ولتاژبه خصوصی تغذیه شود می درخشد دیود ناشر نور
CB
مخفف وابسته به امواج رادیویی که برای استفادهی افراد عادی که میخواهند با فرستندهی خصوصی مخابره کنند کنارگذاشته شده است
condemnations
ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
condemnation
ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
denationalization
تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی بازگشت به وضع قبل از ملی کردن
I was tipped off .
به من رساندند (خصوصی خبر دادند ؟محرمانه اطلاع دادند )
dediction of way
هر گاه راهی واقع در ملک خصوصی فردی به مدت 02سال مورد استفاده عموم باشد جزء اموال عمومی تلقی خواهد شد
dedications
اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedication
اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
conflict of lows
در حقوق بین الملل خصوصی مطرح میشود و منظور مغایرت قوانین داخلی با قوانین خارجی است
personal column
ستون فردی ستون خصوصی در روزنامه
pin money
وجهی که شوهر به همسر خود برای حوایج خصوصی و شخصیش می پردازد و زن با صرف ان باید وضع فاهری خود رامتناسب با موقعیت اجتماعی شوهرش بیاراید
private automatic branch exchange
یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
international finance corporation
شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
communications stallite corporation
یک شرکت تحت مالکیت خصوصی است که امتیاز ان توسط کنگره ایالات متحده امریکا به منظور مخابره سیگنالهای صوتی وتلویزیونی و تصویری ماهواره صادر شده است
ISP
شرکتی که حاوی یکی از اتصالات داغی است که اتصالات اینترنت و فروش را ممکن می سازد تا کاربران خصوصی از طریق آن به اینترنت دستیابی داشته باشند
privacy
قانونی که کاربران غیر محغاز نمیتوانند درباره افراد خصوصی از پایگاه داده ها داده دریافت کنند یا هر شخص فقط میتواند اطلاعات مربوط به خودش را در پایگاه داده بداند
trusted
تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
trust
تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
trusts
تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
mixed capitalism
نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
firewall
سیستم امنیتی سخت افزار یا نرم افزار بین سرور یا اینترنیت و اینترنت عمومی . سیستم اجازه عبور اطلاعات به اینترنت را میدهد ولی داده ورودی را بررسی میکند پیش از ارسال آن به سرور خصوصی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com