Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
inartistic
فاقد اصول هنری بی هنر
Other Matches
single track
فاقد وسعت معنوی فاقد درک عقلانی
unqulified
فاقد شرایط لازم فاقد صلاحیت غیرصالح
sanitize
مطابق اصول بهداشت کردن از روی اصول بهداشتی عمل کردن
antinomian
مخالفین اصول اخلاقی فرقهای از مسیحیان که مخالف مراعات اصول اخلاقی بودند و اعتقادداشتند که خداوند در همه حال نسبت به مسیحیان لطف دارد
acentrous
فاقد ستون پشتی فاقد ستون فقرات
fine art
آثار هنری نمایشگاه آثار هنری
artlessness
بی هنری
henry
هنری
artistical
هنری
objet d'art
چیز هنری
objets d'art
چیز هنری
inartistic
غیر هنری
works of art
کار هنری
compositions
ترکیب هنری
studios
کارگاه هنری
worked
اثارادبی یا هنری
work
اثارادبی یا هنری
henry the f.
هنری اول
atheneum
مدرسهء هنری
artistic aptitude
استعداد هنری
studio
کارگاه هنری
mongram
امضای هنری
millihenry
میلی هنری
artist's workshop studio
کارگاه هنری
mh
میلی هنری
atelier
کارگاه هنری
athenaeum
مدرسهء هنری
work of art
کار هنری
artistic sense
ذوق هنری
composition
ترکیب هنری
chujjah
به سبک هنری
chiyjah
معماری هنری
henry the f.
هنری یکم
chujjah
معماری هنری
connoisseur
منتقد هنری
chiyjah
به سبک هنری
composition
سرایش قطعه هنری
chef-d'oeuvre
شاهکار ادبی یا هنری
artistically
بطور هنرمندانه یا هنری
fine art
هر مهارت هنری وفریف
chef d'oeuvre
شاهکار ادبی یا هنری
ballets
رقص ورزشی و هنری
ballet
رقص ورزشی و هنری
romanticism
مکتب هنری رومانتیک
masterstrokes
نازک کاری هنری
piracy
دزدی هنری یاادبی
idealism
سبک هنری خیالی
prolusion
اثر هنری مقدماتی
Art Nouveau
مکتب هنری آرنوو
masterstroke
نازک کاری هنری
compositions
سرایش قطعه هنری
chefs-d'oeuvre
شاهکار ادبی یا هنری
bric-a-brac
[اشیا عتیقه و هنری کوچک]
magnum opus
مهمترین اثر ادبی یا هنری
galleries
نقب اصلی نمایشگاه هنری
gallery
نقب اصلی نمایشگاه هنری
potboiler
هنرمند یا کار هنری مبتذل
epigone
مقلد اثار ادبی و هنری
blazonry
نمایش و جلوه هنری پرشکوه
cubist
وابسته به مکتب هنری کوبیسم
meier art judgement test
ازمون قضاوت هنری مایر
cubistic
وابسته به مکتب هنری کوبیسم
tp perfect oneself in an art
در هنری سرامد یا کامل شدن
virtuosi
خوش قریحه دارای ذوق هنری
vandalize
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
virtuoso
خوش قریحه دارای ذوق هنری
postimpressionism
سبک هنری تجسم عین منافر
plagiary
سارق اثار ادبی و هنری دیگران
vandalizing
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
Impressionism
سبک هنری امپرسیونیسم یاتئوری هیوم
virtuosos
خوش قریحه دارای ذوق هنری
vandalised
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
cognoscente
متخصص در اثار هنری عتیقه شناس
schmalz
موسیقی یااثر هنری خیال انگیزورویایی
vandalising
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalises
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalized
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalizes
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
rococo
سبک هنری قرن 81 میلادی عجیب و غریب
sgraffito
تزئینات هنری روی فروف سفالین وغیره
anurous
فاقد دم
bankrupt of
فاقد
ex-
فاقد
scentless
فاقد بو
frees
فاقد
freeing
فاقد
sans
فاقد
ex
فاقد
freed
فاقد
free
فاقد
eroticism
تحریک احساسات شهوانی بوسیله تخیل ویابوسایل هنری
outside art
[هنری که خارج از چهارچوب رسمی و فرهنگی اجتماع باشد]
lacks
فاقد بودن
stolid
فاقد احساس
undocumented
فاقد ویزا
impassible
فاقد احساس
dis qualified
فاقد قابلیت
unobtrusive
فاقد جسارت
exhaust bin level
فاقد موجودی
unobtrusively
فاقد جسارت
lacked
فاقد بودن
lack
فاقد بودن
incompetent
فاقد صلاحیت
shorthanded
فاقد کارگرکافی
dis qualified
فاقد شرایط
ad hoc
فاقد عمومیت
dishonest
فاقد امانت
without
انطرف فاقد
abulic
فاقد اراده
landlessness
فاقد زمین
unmeet
فاقد صلاحیت
unmennerly
فاقد رفتارشایسته
acholous
فاقد صفرا
ametabolous
فاقد دگردیسی
ametabolic
فاقد دگردیسی
antipathetic
فاقد تمایل
homely
فاقد جمال
acolous
فاقد اعضاء
paratactic
فاقد روابط
unmannered
فاقد رفتارشایسته
impersonal
فاقد شخصیت
indiscreet
فاقد حس تشخیص
inexpert
فاقد خبرگی
acholic
فاقد صفرا
toom
فاقد لاغر
without engagement
فاقد تعهد
inertialess
فاقد لختی
inertialess
فاقد اینرسی
intestable
فاقد صلاحیت
astomatal
فاقد دهان
incoordinate
فاقد حس همکاری
burdened
فاقد حق تقدم
visionless
فاقد دید
landless
فاقد زمین
stolidly
فاقد احساس
dramatics
کارهای هنری وخارج ازبرنامه دبیرستان و دانشکده روش نمایش
potboil
برای امرار معاش نویسندگی یاکارهای هنری مبتذل کردن
azoic
فاقد نشان زندگی
denitrify
فاقد نیترات کردن
agamous
فاقد الت جنسی
asexual
فاقد خاصیت جنسی
acheiria
فاقد قوهء لامسه
stereotyped
فاقد نبوغ وابتکار
aplacental
فاقد جفت جنین
one track
فاقد قوه ارتجاعی
shapeless
فاقد شکل معین
nonage
فاقد اهلیت قانونی
unqualified
فاقد شرایط لازم
fatherless
فاقد مولف معلوم
moneyless economy
اقتصاد فاقد پول
unman
فاقد مردانگی کردن
ineligible
فاقد شرایط لازم
unthinking
فاقد قوهی تفکر
intestate
فاقد وصیت نامه
unfeeling
بیحس فاقد احساسات
undocumented
فاقد مدارک قانونی
unnerve
فاقد عصب کردن
untune
فاقد هم اهنگی کردن
inexpessive
فاقد قوه فهماندن
systemoless
فاقد سیستم صحیح
unmanning
فاقد مردانگی کردن
unmans
فاقد مردانگی کردن
depersonalize
فاقد شخصیت کردن
duty free
فاقد حقوق گمرکی
deafest
فاقد قوه شنوایی
deafer
فاقد قوه شنوایی
deaf
فاقد قوه شنوایی
imperscriptible
فاقد اجازه نوشته
unnerving
فاقد عصب کردن
unnerves
فاقد عصب کردن
unnerved
فاقد عصب کردن
incapacitation
فاقد صلاحیت کردن
irretractile
فاقد قوه قبض
irretentive
فاقد قوه ضیط
inerrancy
فاقد غلط و اشتباه
straw boss
[سرپرست فاقد اختیارات کافی]
desex
فاقد قوه جنسی کردن
desexualize
فاقد قوه جنسی کردن
non cohesive soil
خاکی که فاقد چسبندگی باشد
visionless
فاقد حس بینش ومال اندیشی
coreless induction furnace
کوره القائی فاقد هسته
color blind
فاقد حساسیت نسبت برنگ
insolvent
فاقد توانایی پرداختن دیون
indign
فاقد شایستگی خشمگین کردن
achordata
جانوران فاقد ستون فقرات
abranchiate
فاقد برانشی یادستگاه تنفس
inert
فاقد نیروی جنبش بیروح
disqualified
فاقد شرایط لازم دانستن
disqualifies
فاقد شرایط لازم دانستن
unaccounted
حساب نشده فاقد توضیح
moron
فرد فاقد رشد فکری
disqualify
فاقد شرایط لازم دانستن
disqualifying
فاقد شرایط لازم دانستن
morons
فرد فاقد رشد فکری
clean
هواپیمای فاقد هرگونه بارخارجی
cleaned
هواپیمای فاقد هرگونه بارخارجی
cleans
هواپیمای فاقد هرگونه بارخارجی
cleanest
هواپیمای فاقد هرگونه بارخارجی
High Renaissance
[سبک معماری دوره رنسانس تا تجدد هنری و ادبی ایتالیا در قرن شانزد میلادی]
He is only half a man .
مردانگی ندارد (فاقد قدرت وشجاعت )
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com