English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (5 milliseconds)
English Persian
X chromosome فامتن ایکس
X chromosomes فامتن ایکس
Other Matches
x ray بااشعه ایکس امتحان کردن عکسبرداری با اشعه ایکس
x axis defelection انحراف- ایکس
xrays اشعه ایکس
x axis محور ایکس ها
x axis محور ایکس
roentgen ray پرتو ایکس
x band باند- ایکس
x cut برش ایکس
x potentiometer پتانسیومتر ایکس
x radiation پرتو ایکس
x ray اشعه ایکس
x rays اشعه ایکس
x rays پرتو ایکس
x radiation اشعه ایکس
X-rayed اشعه ایکس
X-rays اشعه ایکس
X-raying اشعه ایکس
X-rayed پرتو ایکس
X-ray اشعه ایکس
X-ray پرتو ایکس
X-raying پرتو ایکس
b.x. conductor کابل ب ایکس
blank flange قطعه- ایکس
bx cable لوله ب ایکس
x y selector سلکتور ایکس- ایگرگ
x ray crystallography بلورنگاری پرتو ایکس
x y presentation نمایش ایکس- ایگرگ
x ray tube لامپ پرتو ایکس
x ray microdiffraction پراش پرتو ایکس
x ray diffraction پراش پرتو ایکس
x ray apparatua دستگاه پرتو ایکس
x ray analysis تحلیل پرتو ایکس
roentgen diffractometry بلورنگاری پرتو ایکس
nike x موشک نایک ایکس
hard x ray پرتو ایکس سخت
roentgenography پرتونگاری با اشعه ایکس
soft x rays پرتو ایکس کم نفوذ
crookes tube لامپ اشعه ایکس
x y switch کلید ایکس- ایگرگ
x y recorder دستگاه ثبات ایکس- ایگرگ
the integral from a to b of f-of-x with respect to x انتگرال اف ایکس بین آ و ب [ریاضی]
x axis amplifier تقویت کننده محور ایکس
rem مقدار دوزتشعشعی که اثرش برابر یک رونتگن اشعه ایکس باشد
x engine موتور پیستونی با چهار ردیف سیلندر که از نمای روبروبصورت ایکس قرار گرفته اند
rem مقدار تابش یونیزه کننده که در صورت جذب توسط یک جسم همان تاثیرات فیزیولوژیکی را که یک رونتگن اشعه ایکس یاتابشهای گاما دارند خواهدداشت
penetrometer وسیلهای برای اندازه گیری قدرت نفود اشعه ایکس واشعههای نافد دیگر توسط مقایسه عبور و نفوذ انها درموارد مختلف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com