English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 152 (8 milliseconds)
English Persian
extraspectral hue فام برون طیفی
Other Matches
spectral line خط طیفی
spectrum line خط طیفی
spectral طیفی
spectral response واکنش طیفی
extra spectral خارج طیفی
spectral lines خطوط طیفی
spectral colours رنگهای طیفی
terming جمله طیفی
termed جمله طیفی
term جمله طیفی
spectral selectivity گزینندگی طیفی
spectroquality خلوص طیفی
spectral خیالی طیفی
spectral response characteristic مشخصه طیفی
spectral scale مقیاس طیفی
spectral band نوار طیفی
spectral absorptivity ضریب جذب طیفی
term symbol نشانه جمله طیفی
reversal temperature دمایی که در ان خطوط طیفی گاز برافروخته در مقابل طیف جسم سیاه ناپدیدمیشوند
outhaul line برون کش
output برون ده
extrados برون سو
outputs برون ده
outcrop برون زد
without برون
exogenous برون زا
outside برون
outsides برون
outcrops برون زد
exterritorial برون مرزی
exogen گیاه برون رو
extrajection برون اندازی
extratensive برون نگر
extracyclic برون حلقهای
extraterritorial برون مرزی
extraterritoriality برون مرزی
extroversion برون گرایی
extragalactic برون کهکشانی
exogenous برون روینده
exopsychic برون روانی
exogenous variable متغیر برون زا
exudation برون نشست
externality برون بودگی
exteroceptive برون تنی
exogenous برون زاد
extrafusal برون دوکی
exvia برون زیست
objectivism برون گرایی
drive! برون! [با ماشین]
the out ward eye چشم برون
offline برون خطی
out group برون گروه
outer directed برون وابسته
outlier برون هشته
outsight برون بینی
oversea برون مرزی
pericardium برون شامه دل
self contained برون بی نیاز
superficial degradation برون تباهی
exogamy برون همسری
effusions برون ریزی
evacuation برون بری
extroverts برون گرای
extrovert برون گرای
immigration برون کوچی
physiognomies برون چهر
effusions برون تراوی
physiognomy برون چهر
eccentricity برون مرکزی
accommodation برون سازی
output برون داد
accommodations برون سازی
evacuation برون ریزی
suburban برون شهری
effusion برون تراوی
effusion برون ریزی
extrapolation برون یابی
outputs برون داد
suburb برون شهر
extrapolations برون یابی
acting out برون ریزی
exogamy برون پیوندی
objectives برون ذات
ectorderm برون پوست
effuent برون ریز
out flow برون ریز
egest برون کردن
objective برون ذات
epithelium برون پوش
emigration برون کوچی
exocathection برون پردازی
exocrine برون تراو
purges برون ریزی
purged برون ریزی
purge برون ریزی
discharge برون ریزی
discharges برون ریزی
ectoparasite انگل برون زی
off line برون خطی
copper extraction برون کشیدن مس
eccentricities برون مرکزی
spectrality حالت طیفی حالت شبحی
spectralness حالت طیفی حالت شبحی
to reveal itself از پرده برون افتادن
output برون گذاشت برونگذار
extrapolates برون یابی کردن
extrapolate برون یابی کردن
supinator muscle عضله برون گردان
extrapolated برون یابی کردن
State Department وزارت برون مرز
exogamy برون زاد اوری
off line operation عملکرد برون خطی
high seas ابهای برون مرزی
extraterritoriality حقوق برون مرزی
extrapyramidal system دستگاه برون هرمی
extragalactic nebula سحابی برون کهکشانی
extragalactic nebula ابری برون کهکشانی
discharge of affect برون ریزی هیجانی
ectoplasm اکتوپلاسم برون مایه
exterritoriality حقوق برون مرزی
exosomatic method روش برون تنی
exocrine gland غده برون ریز
off line storage حافظه برون خطی
outputs برون گذاشت برونگذار
offline operation عمل برون خطی
extrapolating برون یابی کردن
peritoneum برون شامه روده ها
pericardial وابسته به برون شامه دل
pericardiac وابسته به برون شامه دل
epicarp پوست میوه برون بر
outward looking policy سیاست برون نگر
outbreeding برون زاد اوری
out of line coding کدگذاری برون خطی
offline storage انباره برون خطی
offset distance فاصله برون محوری
basset نوعی سگ شکاری پا کوتاه برون زد
off page connector اتصال دهنده برون صفحهای
external rectus عضله مستقیم برون چشمی
exudate ترشح التهابی برون نشست
pericarditis اماس برون شامه قلب
extrinsic eye muscles عضلات برون چرخشی چشم
extrapyramidal motor system دستگاه حرکتی برون هرمی
with out book برون سند کتابی ازبر
overseas ماموریت برون مرزی یا خارج از کشور
to let out اجازه برون امدن دادن اشکارساختن
exogamous وابسته به برون همسری یابرون پیوندی
oversea command یکان خارج از کشور فرماندهی برون مرزی
differentiating cicuit مداری که ولتاژ برون گذاشت ان تقریبا با میزان تغییرولتاژ متناسب است
ectoplasm طبقه خارجی سیتوپلاسم که بدون دانه و نسبتا سفت است برون مایه
differentiator وسیلهای که برون گذاشت ان با مشتق سیگنال درون گذاشت متناسب است
evertor عضله برون گرداننده عضله راجعه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com