Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
extravaganza
فانتزی گزاف گویی
extravaganzas
فانتزی گزاف گویی
Other Matches
rodomontade
گزاف گویی
rhodomontade
گزاف گویی
bounce
جست گزاف گویی
bounces
جست گزاف گویی
bounced
جست گزاف گویی
hyperbole
غلو گزاف گویی
grandiloquence
گزاف گویی مبالغه
flim flam
هرزه درایی گزاف گویی
magniloquence
قلمبه نویسی گزاف گویی
bounces
پریدن گزاف گویی کردن
bounce
پریدن گزاف گویی کردن
bounced
پریدن گزاف گویی کردن
phantasy
فانتزی
fantasies
فانتزی
fantasy
فانتزی
fantastically
بطور فانتزی توهم
chiromancy
پیش گویی وغیب گویی با دیدن خطوط کف دست
telnet
پروتکل TCP/ IP که به کاربر امکان اتصال و کنترل از طریق اینترنت به کامپیوترهای راه دور میدهد به طوری ککه گویی همان جا هستند و دستورات را تایپ میکند به طوری که گویی در مقابل کامپیوترهستند
talll
گزاف
immense
گزاف
heavy
گزاف
heaviest
گزاف
extravagant
گزاف
heavies
گزاف
high flown
گزاف
exaggeratory
گزاف گو
fustain
گزاف
bombastic
گزاف
mouth filling
گزاف
rodomontade
گزاف
heavier
گزاف
exorbitant
گزاف
costlier
گزاف
extortionate
گزاف
stupendous
گزاف
extortionary
گزاف
costly
گزاف
vainglory
گزاف
costliest
گزاف
unconscionable
گزاف
mickey
لاف و گزاف
to talk tall
گزاف گفتن
fustian
سخن گزاف
grandiloquent
گزاف گوی
fancy price
بهای گزاف
tack tall
گزاف گفتن
highs
وافر گران گزاف
rack rent
اجازه گزاف بستن بر
highest
وافر گران گزاف
high
وافر گران گزاف
steepest
گزاف فرو کردن
steep
گزاف فرو کردن
bluser out
با لاف گزاف ادعا کردن
kitsch
پر نمایش و پر لاف و گزاف ولی سطحی
outherod
در لاف و گزاف یا سخت دلی از هیرودیس گرو بردن
prohibitive price
بهای گزاف که بر کالایی گذارندو مردم ازعهده خریدان برنیایند
hypologia
کم گویی
pauciloquy
کم گویی
soliloquy
تک گویی
soliloquies
تک گویی
laconic speech
کم گویی
ingenuousness
رک گویی
hypophrasia
کم گویی
one would say
گویی
knop
گویی
scandal
بد گویی
to stab in the back
بد گویی
scandals
بد گویی
candor
رک گویی
as thought
گویی
so to peaking
گویی
candour
رک گویی
plain speaking
رک گویی
downrightness
رک گویی
free spokenness
رک گویی
outdpokenness
رک گویی
echophrasia
پژواک گویی
divination
غیب گویی
idiolalia
مهمل گویی
idioglossia
نامفهوم گویی
echolalia
پژواک گویی
free spokenness
ساده گویی
tachyphemia
شتابان گویی
facetiousness
بذله گویی
ambage
ابهام گویی
divagation
پریشان گویی
extemporization
بالبداهه گویی
gratulation
تبریک گویی
iterance
باز گویی
stilted speech
مطنطن گویی
tautologize
مکرر گویی
to fling d.
بد گویی کردن
to speak ill of
بد گویی کردن از
tympany
گزافه گویی
unreserve
بی پرده گویی
verbalization
دراز گویی
vituperation
ناسزا گویی
waggery
بذله گویی
wittiness
بذله گویی
wittiness
لطیفه گویی
word salad
اشفته گویی
bullshit
گزافه گویی
door-knob
دستگیره گویی
somniloquy or quence
سخن گویی
soliloquize
تک گویی کردن
labyrinthine speech
پریشان گویی
polylogia
پریشان گویی
polyphrasia
پریشان گویی
lallation
کودکانه گویی
logorrhea
پراکنده گویی
metonymy
به تقریب گویی
missatement
خلاف گویی
open heartedness
رک گویی صداقت
poeticism
شعر گویی
prate
یاوه گویی
pseudology
دروغ گویی
ranten
بیهوده گویی
reticency
سکوت کم گویی
revilement
ناسزا گویی
scandalum magnatum
بد گویی از بزرگان
self contradiction
تناقض گویی
so to speak
چنانکه گویی
knocked
بد گویی کردن از
ironies
وارونه گویی
knobs
دستگیره گویی
gossiped
اراجیف بد گویی
knob
دستگیره گویی
overstatements
گزافه گویی
contradictions
خلاف گویی
contradiction
خلاف گویی
verbosity
اطناب گویی
gossiping
اراجیف بد گویی
gossips
اراجیف بد گویی
repetitions
باز گویی
irony
وارونه گویی
invective
ناسزا گویی
premonitions
شوم گویی
jests
بذله گویی
jest
بذله گویی
wits
بذله گویی
incoherence
گسسته گویی
wit
بذله گویی
ellipsis
بریده گویی
improvisation
بدیهه گویی
knocks
بد گویی کردن از
gossip
اراجیف بد گویی
repetition
باز گویی
premonition
شوم گویی
knock
بد گویی کردن از
restatement
باز گویی
tachylalia
شتابان گویی
rants
بیهوده گویی
disclosures
بی پرده گویی
cluttering
بریده گویی
leasing
دروغ گویی
exaggeration
گزافه گویی
witticism
بذله گویی
disclosure
بی پرده گویی
witticisms
بذله گویی
agitolalia
شتابان گویی
ranting
بیهوده گویی
ranted
بیهوده گویی
rant
بیهوده گویی
restatements
باز گویی
piffle
مهمل گویی
reticence
سکوت کم گویی
overstatement
گزافه گویی
jocose
بذله گویی
jocosely
بذله گویی
dotes
پرت گویی کردن
exaggerate
گزافه گویی کردن
overstated
گزافه گویی کردن
recriminative
پس دهنده بد گویی یا تهمت
overstate
گزافه گویی کردن
exaggerating
گزافه گویی کردن
doted
پرت گویی کردن
exaggerates
گزافه گویی کردن
dote
پرت گویی کردن
tergiversation
بی ثباتی تناقض گویی
natters
یاوه گویی کردن
Is that so ? You dont say.
نه بابا ( جدی می گویی ) ؟
Do you mean it ? Really ? Honestly ?
جان من ؟( جدی می گویی )
deliriousness
هذیان گویی
[روانشناسی]
nattering
یاوه گویی کردن
nattered
یاوه گویی کردن
quirk
مزاجی تناقض گویی
toucher
گویی که باجک برخوردکند
veridical
از روی حقیقت گویی
effusively
چنانکه گویی بریزد
recriminatory
پس دهنده بد گویی یاتهمت
bullshit
چرند گویی کردن
quirks
مزاجی تناقض گویی
natter
یاوه گویی کردن
deliriousness
پرت گویی
[روانشناسی]
overstates
گزافه گویی کردن
divining
غیب گویی کردن
divining rod
چوب غیب گویی
witticisms
شوخی لطیفه گویی
witticism
شوخی لطیفه گویی
forebode
پیش گویی کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com