Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 87 (6 milliseconds)
English
Persian
lamps
فانوس درخشیدن
Other Matches
burner
فانوس
lanthorn
فانوس
safety lamp
فانوس
lanterns
فانوس
lantern
فانوس
burners
فانوس
lanternfolding
فانوس فنری
fire balloon
فانوس هوایی
fanal
فانوس دریایی
combination lantern
فانوس مرکب
magic lanterns
فانوس شعبده
magic lantern
فانوس شعبده
pharos
فانوس دریایی
lighthouse
فانوس دریایی
lantmagic
فانوس شعبده
lighthouses
فانوس دریایی
irradiating
درخشیدن
glister
درخشیدن
scintillate
درخشیدن
glory
درخشیدن
irradiates
درخشیدن
glories
درخشیدن
coruscate
درخشیدن
overshine
درخشیدن بر
irradiated
درخشیدن
irradiate
درخشیدن
glistened
درخشیدن
glares
درخشیدن
glistening
درخشیدن
glistens
درخشیدن
ray
درخشیدن
glared
درخشیدن
flash
درخشیدن
glisten
درخشیدن
glare
درخشیدن
glitters
درخشیدن
glittered
درخشیدن
flashed
درخشیدن
sheen
درخشیدن
flashes
درخشیدن
glitter
درخشیدن
floating light
کشتی فانوس دار
louver
فانوس دودکش بخاری
louvre
فانوس دودکش بخاری
louvers
فانوس دودکش بخاری
lightship
کشتی فانوس دار
lightships
کشتی فانوس دار
lanternist
فانوس شعبده باز
outshines
بیشتر درخشیدن
outshining
بیشتر درخشیدن
outshone
بیشتر درخشیدن
glint
درخشیدن درخشانیدن
glinted
درخشیدن درخشانیدن
glinting
درخشیدن درخشانیدن
glints
درخشیدن درخشانیدن
shines
درخشیدن نورافشاندن
shine
درخشیدن نورافشاندن
outshine
بیشتر درخشیدن
will o the wisp
روشنایی مردابی فانوس شیطان
shadings
حباب چراغ یا فانوس اباژور
shades
حباب چراغ یا فانوس اباژور
shade
حباب چراغ یا فانوس اباژور
luster
درخشیدن جلوه داشتن
lightens
درخشیدن روشن کردن
lightens
مثل برق درخشیدن
lightened
درخشیدن روشن کردن
lightened
مثل برق درخشیدن
lustre
درخشیدن جلوه داشتن
lighten
درخشیدن روشن کردن
lighten
مثل برق درخشیدن
lightening
درخشیدن روشن کردن
lightening
مثل برق درخشیدن
lighthouse
چراغ خانه برج فانوس دریایی
davy
فانوس بدون خطر مخصوص معادن
lighthouses
چراغ خانه برج فانوس دریایی
star
ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
stars
ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
radiate
تابیدن درخشیدن متشعشع شدن
radiated
تابیدن درخشیدن متشعشع شدن
radiates
تابیدن درخشیدن متشعشع شدن
radiating
تابیدن درخشیدن متشعشع شدن
starred
ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
death-lantern
[ستون های احاطه شده با فانوس در حیاط یا قبرستان کلیسا]
megascope
یکجور فانوس شعبده که تصویرهای بزرگ روی پرده می اندازد
lanternpinion
چرخ کوچکی که میلههای عمودی داردو مانند است به فانوس
light ship
کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com