Total search result: 207 (11 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
corrupted file |
فایل خراب |
|
|
Search result with all words |
|
virus |
هر بار که فایل آسیب دیده اجرا میشود. ویروس میتواند داده را خراب کند , یک پیام نشان دهد یا کاری نکند |
viruses |
هر بار که فایل آسیب دیده اجرا میشود. ویروس میتواند داده را خراب کند , یک پیام نشان دهد یا کاری نکند |
integrity |
حقیقتی که بیان کننده این است که فایل روی دیسک آسیب ندیده است و خراب نیست |
security |
کپی از دیسک یا نوار یا فایل که در محل ایمن قرار دارد در صورتی که کپی موجود خراب شود یا گم شود |
lost cluster |
تعداد شیارهای دیسک که بیت شناسایی آنها خراب شده است . سیستم عامل این ناحیه را علامت گذاری کرده تا توسط فایل استفاده شود ولی داده آنها توسط فایل مشخصی قابل شناسایی نیست |
work file |
نوار مغناطیسی که برای فایل خراب شده به کارمی رود |
Other Matches |
|
faulted |
تابعی که بخشی از برنامه است که علت داده خراب یا قطعه خراب را بیان میکند |
fault |
تابعی که بخشی از برنامه است که علت داده خراب یا قطعه خراب را بیان میکند |
faults |
تابعی که بخشی از برنامه است که علت داده خراب یا قطعه خراب را بیان میکند |
BAT file extension |
مشخصه استاندارد سه حرفی فایل در سیستم -MS DOS برای مشخص کردن فایل دستهای فایل متن حاوی دستورات سیستم |
appended |
1-افزون داده به فایل یا رکورد موجود2-افزودن داده یا فایل به انتهای فایل موجود |
appends |
1-افزون داده به فایل یا رکورد موجود2-افزودن داده یا فایل به انتهای فایل موجود |
appending |
1-افزون داده به فایل یا رکورد موجود2-افزودن داده یا فایل به انتهای فایل موجود |
append |
1-افزون داده به فایل یا رکورد موجود2-افزودن داده یا فایل به انتهای فایل موجود |
EXE file |
در یک سیستم عامل مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان میکند فایل حاوی داده دودویی برنامه است . فایل مستقیم از طریق سیستم عامل قابل اجراست |
dud |
ترقه خراب هرچیز خراب |
grandfather file |
دوره زمانی که در آن فایل اصلی پدربزرگ بهنگام سازی میشود تا فایل پدر جدید تولید کند و فایل پدر قدیمی پدربزرگ میشود |
changing |
فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است |
reconstituted |
برگرداندن فایل به وضعیت قبلی , ذخیره سازی فایل پس از خرابی یا صدمه |
changes |
فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است |
reconstitutes |
برگرداندن فایل به وضعیت قبلی , ذخیره سازی فایل پس از خرابی یا صدمه |
reconstituting |
برگرداندن فایل به وضعیت قبلی , ذخیره سازی فایل پس از خرابی یا صدمه |
change |
فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است |
GIF file |
قالب فایل گرافیکی از یک فایل که حاوی تصویر map-bit باشد |
handle |
شمارهای که فایل فعال را مشخص میکند در برنامهای که به فایل دستیابی دارد |
handles |
شمارهای که فایل فعال را مشخص میکند در برنامهای که به فایل دستیابی دارد |
changed |
فایل که حاوی رکوردهایی برای بهنگام سازی فایل اصلی است |
reconstitute |
برگرداندن فایل به وضعیت قبلی , ذخیره سازی فایل پس از خرابی یا صدمه |
RIFF |
فایل که حاوی اطلاعاتی است که با قالب فایل RIFF فرمت میشود |
extensions |
اطلاع اضافی پس از نام فایل برای بیان نوع فایل |
sortkey |
فیلدی در فایل ذخیره شده برای مرتب سازی فایل |
trailer |
بایت نهایی فایل که حاوی خصوصیات فایل وکنترل است |
trailers |
بایت نهایی فایل که حاوی خصوصیات فایل وکنترل است |
grandfather file |
سومین گونه معروف فایل پشتیبان پس از فایل پدر و فرزند |
sort field |
فیلدی در فایل ذخیره شده برای مرتب سازی فایل |
extension |
اطلاع اضافی پس از نام فایل برای بیان نوع فایل |
cataloguing |
لیستی از فایل ها که دریک فایل مغناطیسی ذخیره شده اند |
cataloging |
لیستی از فایل ها که دریک فایل مغناطیسی ذخیره شده اند |
cataloged |
لیستی از فایل ها که دریک فایل مغناطیسی ذخیره شده اند |
catalogs |
لیستی از فایل ها که دریک فایل مغناطیسی ذخیره شده اند |
catalogue |
لیستی از فایل ها که دریک فایل مغناطیسی ذخیره شده اند |
catalogued |
لیستی از فایل ها که دریک فایل مغناطیسی ذخیره شده اند |
catalogues |
لیستی از فایل ها که دریک فایل مغناطیسی ذخیره شده اند |
fork |
پوشهای که فایل فایلهای سیستم و اطلاعات مربوط به یک فایل یا برنامه کاربردی است |
forking |
پوشهای که فایل فایلهای سیستم و اطلاعات مربوط به یک فایل یا برنامه کاربردی است |
detailing |
فایل حاوی رکودهایی که برنامه بهنگام سازی فایل اصلی به کار می روند |
detail |
فایل حاوی رکودهایی که برنامه بهنگام سازی فایل اصلی به کار می روند |
join |
دستور تولید فایل جدید که از یک فایل اضافه شده به دیگری بدست می آید |
joins |
دستور تولید فایل جدید که از یک فایل اضافه شده به دیگری بدست می آید |
joined |
دستور تولید فایل جدید که از یک فایل اضافه شده به دیگری بدست می آید |
resource |
یکی از دو انشعاب فایل . شاخه منبع حاوی منابع مورد نیاز فایل است |
cluster bombs |
یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل |
clusters |
یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل |
snd |
مشخصه سه حرفی نام فایل برای فایل که حاوی داده صوتی دیجیتال باشد |
cluster bomb |
یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل |
wild card character |
نشانهای که در هنگام جستجوی فایل یا داده استفاده میشود و تمام فایل ها را نشان میدهد |
cluster |
یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل |
attributing |
مشخصه مخصوص یک فایل که توسط سیستم عامل استفاده میشود و فایل از کاربر پنهان است |
attributes |
مشخصه مخصوص یک فایل که توسط سیستم عامل استفاده میشود و فایل از کاربر پنهان است |
backward |
جستجو برای دادهای که از موقعیت نشانه گر شروع میشود یا از انتهای فایل و به ابتدای فایل می رسد |
attribute |
مشخصه مخصوص یک فایل که توسط سیستم عامل استفاده میشود و فایل از کاربر پنهان است |
batch |
فایل ذخیره شده روی دیسک که شامل دستورات سیستم است . در هنگام اجرای فایل دستهای |
attributing |
مشخصه مخصوص یک فایل در DOS یا 2/OS که بیان میکند آیا فایل پس از آخرین تغییر ضبط شده است یا نه |
attributes |
مشخصه مخصوص یک فایل در DOS یا 2/OS که بیان میکند آیا فایل پس از آخرین تغییر ضبط شده است یا نه |
copied |
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند |
copy |
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند |
copying |
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند |
Appleshare |
نرم افزاری که به کامپیوتر Macintosh Apple اجازه اشتراک فایل ها و چاپگرها را با استفاده از یک فایل سرور میدهد |
copies |
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند |
batches |
فایل ذخیره شده روی دیسک که شامل دستورات سیستم است . در هنگام اجرای فایل دستهای |
attribute |
مشخصه مخصوص یک فایل در DOS یا 2/OS که بیان میکند آیا فایل پس از آخرین تغییر ضبط شده است یا نه |
transaction |
فایل حاوی تغییرات اخیر یا تراکنشهای رکورد که برای بهنگام سازی فایل اصلی به کار می رود |
archive |
مشخصه مخصوص یک فایل در DOS یا 2/OS که بیان میکند آیا فایل پس از آخرین تغییر ضبط شده است یا نه |
movement |
فایل که تغییر اخیر را تراکنشهای رکورد را ذخیره میکند تا برای بهنگام سازی فایل اصلی استفاده شود |
read |
بیت مشخصات فایل که وقتی تنظیم شود. مانع نوشتن داده جدید روی فایل یا ویرایش محتوای آن میشود |
reads |
بیت مشخصات فایل که وقتی تنظیم شود. مانع نوشتن داده جدید روی فایل یا ویرایش محتوای آن میشود |
compound |
چنیدین فایل که در یک فایل جمع می شوند |
compounded |
چنیدین فایل که در یک فایل جمع می شوند |
compounds |
چنیدین فایل که در یک فایل جمع می شوند |
attributing |
مشخصه مخصوص یک فایل که در صورت فعال بودن فقط اجازه میدهد محتوای فایل دیده شود و هیچ تغییری قابل اعمال نیست |
attribute |
مشخصه مخصوص یک فایل که در صورت فعال بودن فقط اجازه میدهد محتوای فایل دیده شود و هیچ تغییری قابل اعمال نیست |
attributes |
مشخصه مخصوص یک فایل که در صورت فعال بودن فقط اجازه میدهد محتوای فایل دیده شود و هیچ تغییری قابل اعمال نیست |
filename extension |
کدی که قسمت دوم نام یک فایل را شکل میدهد و توسط یک نقطه از نام فایل جدا میشود |
raw |
روش دستیابی به فایل که وقتی داده از فایل خوانده میشود نیازی به ترجمه داده یا تنظیم آن ندارد |
ambiguous |
نام فایلی که برای یک فایل یکتا نام یکتایی ندارد و محل دهی فایل را مشکل می سازد |
backwards |
جستجو برای دادهای که در محل نشانه گرد قرار دارد یا در انتهای فایل است و جستجو تا ابتدای فایل |
chains |
متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد |
chain |
متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد |
xmodem |
یک پروتکل انتقال فایل غیرهمزمان برای کامپیوترهای شخصی که انتقال سالم فایل ها را از طریق سیستم تلفن اسان تر می سازد |
filename |
اسم سه حرفی که به همران اسم فایل بیان کننده نوع استفاده فایل است |
leaving files open |
به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست . |
utility |
برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد |
headers |
بلاک داده در ابتدای فایل حاوی داده درباره خصوصیات فایل |
header |
بلاک داده در ابتدای فایل حاوی داده درباره خصوصیات فایل |
zips |
خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است |
zipped |
خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است |
zip |
خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است |
zipping |
خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است |
split-screen |
نرم افزارای که صفحه نمایش را به دو یا چند محل مستقل تقسیم میکند تا دو فایل متن متن یا گراف را در یک فایل متن نشان دهد |
Send To command |
دستور منو در منوی فایل یک برنامه کاربری ویندوز که به کاربر امکان ارسال فایل یا داده موجود و در برنامه به برنامه دیگر میدهد |
split screen |
نرم افزارای که صفحه نمایش را به دو یا چند محل مستقل تقسیم میکند تا دو فایل متن متن یا گراف را در یک فایل متن نشان دهد |
com file |
در سیستم عاملهای PC مشخصه سه حرفی نام فایل که بیان کننده این است که فایل حاوی کد ماشین است به صورت دودویی وتوسط سیستم عامل قابل اجراست |
descriptor |
کدی که مشخص کننده نام فایل یا نام برنامه یا کد رمز به فایل را مشخص میکند |
fat |
در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه |
fats |
در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه |
fatter |
در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه |
fattest |
در سیستم عامل PC فایل داده ذخیره شده روس دیسک که حاوی نام هر فایل ذخیره شده روی دیسک است ونیز محل شورع شیار تاریخ واندازه |
RIFF |
قالب داده چند رسانهای IBM و ماکرو سافت که از نشانه هایی برای معرفی بخشهای ساختار فایل چند رسانهای استفاده میکند و امکان جابجایی فایل در مراحل مختلفف را ایجاد میکند |
resource |
قالب داده چند رسانهای IBM و ماکرو سافت که از نشانه هایی برای معرفی بخشهای ساختار فایل چند رسانهای استفاده میکند و امکان جابجایی فایل در مراحل مختلفف را ایجاد میکند |
alienated |
خراب |
ruinous |
خراب |
stickit |
خراب |
undone |
خراب |
broken <adj.> |
خراب |
ill conditioned |
خراب |
tumbledown |
خراب |
out of order |
خراب |
rotten |
خراب |
haywire |
خراب |
wastry |
خراب |
wastery |
خراب |
in bad repair |
خراب |
out of repair |
خراب |
off the rails |
خراب |
in disrepair |
خراب |
out of gear |
خراب |
out of condition |
خراب |
out of action |
خراب |
in a bad order |
خراب |
cut up |
خراب کردن |
disfigures |
خراب کردن |
vitiate |
خراب کردن |
marring |
خراب کردن |
impair |
خراب کردن |
marred |
خراب کردن |
mar |
خراب کردن |
botches |
خراب کردن |
corrupt |
خراب کردن |
destroying |
خراب کردن |
ruinous |
خراب کننده |
corrupts |
خراب کردن |
corrupting |
خراب کردن |
corrupted |
خراب کردن |
vitiated |
خراب کردن |
botch |
خراب کردن |
botched |
خراب کردن |
impairs |
خراب کردن |
demolished |
خراب کردن |
demolishes |
خراب کردن |
destroys |
خراب کردن |
disfigured |
خراب کردن |
disfigure |
خراب کردن |
destroy |
خراب کردن |
undo |
خراب کردن |
botching |
خراب کردن |
wrack |
خراب کردن |
vitiates |
خراب کردن |
vitiating |
خراب کردن |
impaired |
خراب کردن |
demolish |
خراب کردن |
impairing |
خراب کردن |
undoes |
خراب کردن |
disfiguring |
خراب کردن |
demolishing |
خراب کردن |
to fall to decay |
خراب شدن |
unbuild |
خراب کردن |
wreakful |
خراب کننده |
wrech |
خراب شدن |
blotto |
مست و خراب |
pissed |
مست و خراب |
whacked |
مست و خراب |
zonked |
مست و خراب |
go to pot <idiom> |
خراب کردن |
There is something wrong with the ... |
... خراب است. |
to tumble down |
خراب شدن |
to take down |
خراب کردن |
to go out of gear |
خراب شدن |
to go to smash |
خراب شدن |
to go to the bad |
خراب شدن |
to go wrong |
خراب شدن |
to lay in ruin |
خراب کردن |
to make a hash of |
خراب کردن |
to mull a mull of |
خراب کردن |
to play the deuce with |
خراب کردن |
to run down |
خراب شدن |
inoperative <adj.> |
خراب [ازکارافتاده] |
out of service <adj.> |
خراب [ازکارافتاده] |
unoperative <adj.> |
خراب [ازکارافتاده] |
out of use <adj.> |
خراب [ازکارافتاده] |
out of blast <adj.> |
خراب [ازکارافتاده] |
not in use [American] <adj.> |
خراب [ازکارافتاده] |
nonworking <adj.> |
خراب [ازکارافتاده] |
to fall apart |
خراب شدن |
down [out of action, not in use] <adj.> |
خراب [ازکارافتاده] |
disabled <adj.> |
خراب [ازکارافتاده] |
to be shot |
خراب بودن |
to be kaput |
خراب بودن |
to lie in ruin |
خراب بودن |
to do for |
خراب کردن |
make havoc with |
خراب کردن |
go haywire <idiom> |
خراب شدن |
cumber |
خراب شدن |
dead drunk |
سست خراب |
demonish |
خراب کردن |
devastative |
خراب کننده |
dilapidate |
خراب کردن |