English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English Persian
escape فرار از خاک
escaped فرار از خاک
escapes فرار از خاک
escaping فرار از خاک
Search result with all words
brain drain فرار مغزها
defection فرار
bolt فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
bolted فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
bolting فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
bolts فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
shoo باکیش فرار دادن
shooed باکیش فرار دادن
shooing باکیش فرار دادن
shoos باکیش فرار دادن
jailbreak فرار از زندان
jailbreaks فرار از زندان
fire escape پله کان مخصوص فرار در مواقع حریق
fire escapes پله کان مخصوص فرار در مواقع حریق
tax evasion فرار از پرداخت مالیات
tax evasion عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
tax evasion فرار از مالیات
malingering تعارض به منظور فرار ازخدمت
static حافظه غیر فرار که نیاز به تنظیم مجدد ندارد
scudding فرار از باد
escapism خودداری ازشرکت درکارهای سیاسی فرار از واقعیات
escapism فلسفه فرار
escapism هر روش فکری که متضمن عزلت و گوشه گیری و فرار از فعالیتهای اجتماعی باشد
bleed فرار کردن یک سیال
bleeds فرار کردن یک سیال
getaway گریز فرار
getaways گریز فرار
skulk از زیرمسئولیت فرار کردن
skulked از زیرمسئولیت فرار کردن
skulking از زیرمسئولیت فرار کردن
skulks از زیرمسئولیت فرار کردن
core 1-حافظه مرکزی کامپیوتر. 2-روش ذخیره سازی غیر فرار در کامپیوترهای قدیمی
cores 1-حافظه مرکزی کامپیوتر. 2-روش ذخیره سازی غیر فرار در کامپیوترهای قدیمی
flash حافظه غیر فرار مشابه EEPROM که با بلاکهای داده کار میکند و نه بیتها که معمولاگ در درایور دیسک به کار می رود
flashed حافظه غیر فرار مشابه EEPROM که با بلاکهای داده کار میکند و نه بیتها که معمولاگ در درایور دیسک به کار می رود
flashes حافظه غیر فرار مشابه EEPROM که با بلاکهای داده کار میکند و نه بیتها که معمولاگ در درایور دیسک به کار می رود
drive فرار گل زن
drives فرار گل زن
escapade فرار و اختقا از ترس توقیف جفتک زنی
escapades فرار و اختقا از ترس توقیف جفتک زنی
mercurial فرار
fugitive ناپایدار فرار
fugitives ناپایدار فرار
volatile فرار
desertion فرار بیوفایی
desertion فرار از خدمت
breakaway فرار
breakaway شکستن خط محاصره شکستن بند زندان فرار از زندان
flee فرار کردن
fleeing فرار کردن
flees فرار کردن
blockage راه فرار را بستن
blockages راه فرار را بستن
red herring شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
red herrings شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
lam فرار کردن گریختن فرار
lamming فرار کردن گریختن فرار
lams فرار کردن گریختن فرار
cold اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
colder اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
coldest اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
colds اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
scarper فرار کردن
scarpered فرار کردن
scarpering فرار کردن
scarpers فرار کردن
elope فرار کردن با معشوق
elope گریختن فرار کردن
eloped فرار کردن با معشوق
eloped گریختن فرار کردن
elopes فرار کردن با معشوق
elopes گریختن فرار کردن
eloping فرار کردن با معشوق
eloping گریختن فرار کردن
abscond فرار کردن
absconded فرار کردن
absconding فرار کردن
absconds فرار کردن
evasive فرار
evade فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evaded فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evades فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evading فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
kick فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
kicked فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
kicking فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
kicks فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
desert کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
deserting کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
deserts کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
guy فرار گریز
guys فرار گریز
flyaway فرار فراری
escape فرار
escape فرار کردن
escape فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escape گریز فرار
escaped فرار
escaped فرار کردن
escaped فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
Other Matches
to take flight فرار
transgressor فرار و
scape فرار
escapes فرار
subtile فرار
escaping فرار
bridge escape فرار از پل
escapement فرار
leg bail فرار
loup فرار
escape hatch دریچه فرار
escape trunk دهلیز فرار
escape velocity سرعت فرار
to run off فرار کردن
escape mechanism وسیله فرار
fugitively بطور فرار
fugitiveness تمایل به فرار
get away فرار برو
flight of capital فرار سرمایه
hot money پول فرار
loup فرار کردن
luft خانه فرار
escapable فرار کردنی
to run away فرار کردن
to elope فرار کردن
escapes گریز فرار
fled فرار کرده
escaping فرار کردن
escaping گریز فرار
capital flight فرار سرمایه
centrifugal فرار از مرکز
nonvolatile غیر فرار
volatile storage حافظه فرار
volatility product فراورده فرار
bolt-hole راه فرار
bolt-holes راه فرار
escapologist اهل فرار
escapologists اهل فرار
I made good my escape . موفق به فرار شد
volatile storage انباره فرار
volatile memory حافظه فرار
postern راه فرار
volatility product محصول فرار
scape وسیله فرار
scape فرار کردن
scape of molecules فرار ملکول ها
skedaddle فرار کردن
skip of the mat فرار از تشک
to run away فرار کردن
trailing edge لبه فرار
volatile compound ترکیب فرار
volatile file فایل فرار
volatile file پرونده فرار
get away <idiom> فرار کردن
escapes فرار کردن
escaped گریز فرار
tax loopholes روزنههای فرار مالیاتی
volatile oils روغنهای فرار یا بخارشدنی
turn tail <idiom> فرار از خطر یا مشکل
They escaped under cover of darkness. درتاریکی شب فرار کردند
give out <idiom> اجازه فرار دادن
He ran away from scool . از مدرسه فرار کرد
To beak jail . از زندان فرار کردن
give someone the slip <idiom> از کسی فرار کردن
nonvolatile storage حافظه غیر فرار
flight square خانه فرار شطرنج
fly گریختن از فرار کردن از
breach of prison جرم فرار از زندان
skirl بسرعت باد فرار کردن
To turn tail . To show a clean pair of heels . فرار را بر قرار ترجیح دادن
preconcert قبلا فرار ومدار گذاردن
photonegative فرار کننده ودوشونده از نور
to overrun one's creditors از دست بستانکاران فرار کردن
transaction in order معامله به قصد فرار از دین
To block the escape routes. راههای فرار را مسدود کردن
make a run for it <idiom> برای نجات جان فرار کردن
escapes فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
Tell me how you escaped? بگو ببینم چطور فرار کردی ؟
zapp flap شکل ابتدائی فلپهای لبه فرار
Tell me hpw you escaped. برایم بگه چطور فرار کردی
escaping فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
draft dodger کسی که از خدمت زیر پرچم فرار میکند
to escape with nothing more than/just a fright از دست چیزی فقط با وحشت فرار کردن
boat people پناهندگانی که با قایق از کشور خود فرار کنند
draft dodgers کسی که از خدمت زیر پرچم فرار میکند
I ran away lest I should be seen . فرار کردم رفتم که مبادا دیده بشوم
negligent escape فرار از زندان بدون اطلاع ورضایت مامور محافظش
shunpike جاده فرعی برای فرار ازپرداخت عوارض راه
choke ring رینگ مانع فرار گاز در تفنگهای بدون عقب نشینی
evasion and scape تاکتیک فرار از اسارت واجتناب از دستگیری مجدد به وسیله دشمن
Emergeny exit . پله های فرار ( درهای خروجی برای مواقع اضطراری )
This is an elusive word . این لغت خیلی فرار است ( درحافظه باقی نمی ماند )
capacitor وسیلهای با فرفیت خیلی بالا و کوچک که میتواند برای قط عات RAM فرار
push up stack سیستم صف ذخیره سازی موقت که آخرین موضوع اضافه شده در انتهای لیست فرار می گیرد
jet flap فلپی که جریان هوا یاگازهای پر انرژی خارج شده در امتداد لبه فرار از روی ان عبور میکنند
tabbed flap فلپی که لبه فرار ان لولا شده و تا زاویهای بزرگتراز زاویه اصلی بطرف پایین منحرف میشود
anti servo tab بالچه قابل تنظیم متصل به لبه فرار سکان که در جهت سطوح اصلی فرامین عمل کرده و درنتیجه از حساسیت انها میکاهد
acrylic lacquer لاک های اکریلیک که دارای حلال های بسیار فرار بوده و برای پرداخت سطح هواپیما بکار میرود
escape hatch دهلیز فرار دهلیز نجات
fradulent conveyance معامله به قصد فرار از دین معامله به قصد اضرار غیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com