Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
scape of molecules
فرار ملکول ها
Other Matches
molecules
ملکول
molecule
ملکول
gram molecule
ملکول گرم
trimolecular
دارای سه ملکول
chromophore
عامل رنگی ملکول
atomicity
تعداد اتم در ملکول
chromophore
گروه رنگی ملکول
lamming
فرار کردن گریختن فرار
lams
فرار کردن گریختن فرار
lam
فرار کردن گریختن فرار
trihydrate
ترکیب شیمیایی دارای سه ملکول اب
monomolecular
دارای صخامت بقدر یک ملکول یک ملکولی
tetrahydroxy
دارای چهار هیدروکسیل درهر ملکول
affinities
نیروی جاذبه بین اتمهای یک ملکول
affinity
نیروی جاذبه بین اتمهای یک ملکول
hemihydrate
هیدرات جسمی که دارای نیم ملکول اب است
desert
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
deserting
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
deserts
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
to take flight
فرار
transgressor
فرار و
breakaway
فرار
volatile
فرار
scape
فرار
escapes
فرار
bridge escape
فرار از پل
escaped
فرار
escape
فرار
escapement
فرار
leg bail
فرار
evasive
فرار
loup
فرار
subtile
فرار
mercurial
فرار
drive
فرار گل زن
defection
فرار
drives
فرار گل زن
escaping
فرار
escape trunk
دهلیز فرار
escape velocity
سرعت فرار
to run away
فرار کردن
to run off
فرار کردن
to elope
فرار کردن
flight of capital
فرار سرمایه
fugitively
بطور فرار
get away
فرار برو
hot money
پول فرار
escape mechanism
وسیله فرار
escape hatch
دریچه فرار
escaping
فرار از خاک
fugitiveness
تمایل به فرار
escaping
گریز فرار
fled
فرار کرده
capital flight
فرار سرمایه
centrifugal
فرار از مرکز
escapable
فرار کردنی
escaping
فرار کردن
loup
فرار کردن
luft
خانه فرار
volatile compound
ترکیب فرار
volatile file
فایل فرار
volatile file
پرونده فرار
volatile memory
حافظه فرار
volatile storage
انباره فرار
get away
<idiom>
فرار کردن
volatile storage
حافظه فرار
I made good my escape .
موفق به فرار شد
volatility product
فراورده فرار
volatility product
محصول فرار
escapologists
اهل فرار
escapologist
اهل فرار
bolt-hole
راه فرار
nonvolatile
غیر فرار
postern
راه فرار
scape
وسیله فرار
scape
فرار کردن
skedaddle
فرار کردن
skip of the mat
فرار از تشک
to run away
فرار کردن
trailing edge
لبه فرار
bolt-holes
راه فرار
brain drain
فرار مغزها
flee
فرار کردن
fleeing
فرار کردن
flees
فرار کردن
scarper
فرار کردن
scarpering
فرار کردن
scarpers
فرار کردن
abscond
فرار کردن
absconding
فرار کردن
absconds
فرار کردن
guy
فرار گریز
desertion
فرار از خدمت
desertion
فرار بیوفایی
jailbreak
فرار از زندان
jailbreaks
فرار از زندان
tax evasion
فرار از مالیات
escapism
فلسفه فرار
getaway
گریز فرار
getaways
گریز فرار
scudding
فرار از باد
scarpered
فرار کردن
fugitive
ناپایدار فرار
fugitives
ناپایدار فرار
guys
فرار گریز
flyaway
فرار فراری
escaped
گریز فرار
escape
گریز فرار
escaped
فرار از خاک
escape
فرار از خاک
absconded
فرار کردن
escapes
فرار کردن
escapes
فرار از خاک
escape
فرار کردن
escapes
گریز فرار
escaped
فرار کردن
turn tail
<idiom>
فرار از خطر یا مشکل
give someone the slip
<idiom>
از کسی فرار کردن
blockages
راه فرار را بستن
give out
<idiom>
اجازه فرار دادن
blockage
راه فرار را بستن
To beak jail .
از زندان فرار کردن
volatile oils
روغنهای فرار یا بخارشدنی
They escaped under cover of darkness.
درتاریکی شب فرار کردند
skulks
از زیرمسئولیت فرار کردن
breach of prison
جرم فرار از زندان
shooed
باکیش فرار دادن
shooing
باکیش فرار دادن
shoos
باکیش فرار دادن
tax evasion
فرار از پرداخت مالیات
He ran away from scool .
از مدرسه فرار کرد
bleed
فرار کردن یک سیال
bleeds
فرار کردن یک سیال
fly
گریختن از فرار کردن از
skulk
از زیرمسئولیت فرار کردن
skulked
از زیرمسئولیت فرار کردن
skulking
از زیرمسئولیت فرار کردن
shoo
باکیش فرار دادن
nonvolatile storage
حافظه غیر فرار
tax loopholes
روزنههای فرار مالیاتی
elopes
گریختن فرار کردن
eloping
فرار کردن با معشوق
elopes
فرار کردن با معشوق
eloped
گریختن فرار کردن
eloped
فرار کردن با معشوق
elope
گریختن فرار کردن
eloping
گریختن فرار کردن
elope
فرار کردن با معشوق
flight square
خانه فرار شطرنج
kicks
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
photonegative
فرار کننده ودوشونده از نور
preconcert
قبلا فرار ومدار گذاردن
kicking
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
kick
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
To turn tail . To show a clean pair of heels .
فرار را بر قرار ترجیح دادن
malingering
تعارض به منظور فرار ازخدمت
skirl
بسرعت باد فرار کردن
transaction in order
معامله به قصد فرار از دین
kicked
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
to overrun one's creditors
از دست بستانکاران فرار کردن
To block the escape routes.
راههای فرار را مسدود کردن
escaping
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
Tell me how you escaped?
بگو ببینم چطور فرار کردی ؟
Tell me hpw you escaped.
برایم بگه چطور فرار کردی
zapp flap
شکل ابتدائی فلپهای لبه فرار
escape
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escaped
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
bolts
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
escapes
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
make a run for it
<idiom>
برای نجات جان فرار کردن
bolt
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
bolted
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
bolting
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
escapism
خودداری ازشرکت درکارهای سیاسی فرار از واقعیات
to escape with nothing more than/just a fright
از دست چیزی فقط با وحشت فرار کردن
boat people
پناهندگانی که با قایق از کشور خود فرار کنند
fire escape
پله کان مخصوص فرار در مواقع حریق
fire escapes
پله کان مخصوص فرار در مواقع حریق
escapade
فرار و اختقا از ترس توقیف جفتک زنی
escapades
فرار و اختقا از ترس توقیف جفتک زنی
draft dodgers
کسی که از خدمت زیر پرچم فرار میکند
I ran away lest I should be seen .
فرار کردم رفتم که مبادا دیده بشوم
draft dodger
کسی که از خدمت زیر پرچم فرار میکند
shunpike
جاده فرعی برای فرار ازپرداخت عوارض راه
static
حافظه غیر فرار که نیاز به تنظیم مجدد ندارد
negligent escape
فرار از زندان بدون اطلاع ورضایت مامور محافظش
evasion and scape
تاکتیک فرار از اسارت واجتناب از دستگیری مجدد به وسیله دشمن
colds
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
coldest
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
evades
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
cold
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
colder
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
evading
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evaded
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
Emergeny exit .
پله های فرار ( درهای خروجی برای مواقع اضطراری )
evade
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
choke ring
رینگ مانع فرار گاز در تفنگهای بدون عقب نشینی
This is an elusive word .
این لغت خیلی فرار است ( درحافظه باقی نمی ماند )
escapism
هر روش فکری که متضمن عزلت و گوشه گیری و فرار از فعالیتهای اجتماعی باشد
core
1-حافظه مرکزی کامپیوتر. 2-روش ذخیره سازی غیر فرار در کامپیوترهای قدیمی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com