Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
to lose track
[of]
فراموش کنند
[یا دیگر ندانند]
که شخصی
[چیزی]
کجا است
Other Matches
to provoke somebody until a row breaks out
<idiom>
کسی را اینقدر اذیت کنند که شروع کنند به دعوی و پرخاش
multiprocessor
تعداد واحدهای پردازش که با هم یا جداگانه کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
noncompatibility
دو یا چند سخت افزار که نمیتوانند داده رد و بدل کنند یا از وسیله جانبی یکسان استفاده کنند
multiprocessing system
سیستمی که چندین واحد پردازنده به هم کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
When brothers quarrel, only fools believe.
<proverb>
برادران جنگ کنند ابلهان باور کنند.
mode
حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
modes
حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
collision detection
پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
CSMA CD
پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
MMU
مدارهای منط قی الکترونیکی که سیگنالهای تنظیم حافظه تولید می کنند و تط بیق آدرس حافظه مجازی به محلهای حافظه فیزیکی را کنترل می کنند. MMU در قطعه پردازنده مجتمع شده است
absent-minded
<idiom>
فراموش خیال
slip one's mind
<idiom>
فراموش شده
forgetter
فراموش کننده
unforgettable
فراموش نشدنی
let it lay
<idiom>
فراموش کردن
disremember
فراموش کردن
the trusty is that i forgot it
فراموش کردم
forgot
فراموش کرد
freemasons hall
فراموش خانه
to fall in to oblivion
فراموش شدن
to pass into silence
فراموش شدن
It slipped my mind.
آن را فراموش کردم.
foregettable
فراموش شدنی
haunting
فراموش نشدنی
forget
فراموش کردن
Forgive and forget.
<proverb>
ببخش و فراموش کن.
absent-minded
<idiom>
فراموش کار
never to be forgotten
فراموش نشدنی
forgets
فراموش کردن
forgotten
فراموش کرده یا شده
By the way . Incidentally.
راستی ( تا فراموش نکردم )
i forgot all about it
به کلی فراموش کردم
forget-me-nots
گل مرا فراموش مکن
myosote
گل مرا فراموش مکن
forget-me-not
گل مرا فراموش مکن
lose sight of
<idiom>
ندیدن ،فراموش کردن
mouse ear
گل مرا فراموش مکن
let bygones be bygones
<idiom>
فراموش کردن اتفاقات گذشته
Freemason
عضو فراموش خانه فراماسیون
the trusty is that i forgot it
حقیقا امراینست که فراموش کردم
please dont forget it
خواهش دارم فراموش نکنید
Freemasons
عضو فراموش خانه فراماسیون
We should not have lost sight of the fact that ...
ما نباید فراموش می کردیم در نظر بگیریم که ..
Have you forgotten our drinks?
آیا نوشیدنیهای ما را فراموش کرده اید؟
unlearnt
محفوفات را فراموش کردن از یاد بردن
skip it
<idiom>
همه چیز را درموردآن فراموش کردن
unlearn
محفوفات را فراموش کردن از یاد بردن
unlearns
محفوفات را فراموش کردن از یاد بردن
not to lose sight of
ملاحظه کردن
[به کسی یا چیزی]
را فراموش نکردن
misremember
غلط واشتباه بخاطر اوردن فراموش کردن
companding
دو فرآیندی که داده را پیش از ارسال یا ذخیره فشرده می کنند و سپس داده فشرده را به صورت اولیه ذخیره می کنند
self forgetful
نفس خود را فراموش کرده مستغرق در عالم خارج ازخود
red letter
مربوط به روزهای تعطیل و اعیاد مخصوص ایام خوشحالی فراموش نشدنی
to lock somebody
[yourself]
out
[of something]
در را روی
[خود]
کسی قفل کردن
[و دیگر نتوانند داخل شوند چونکه کلید در آنجا فراموش شده]
post script
مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
think nothing of something
<idiom>
فراموش کردن چیزی ،نگران چیزی بودن
PRI
پشتیبانی کنند
they mingle their tears
با هم گریه می کنند
he is well spoken of
از او تعریف می کنند
he warned them to obey
اطاعت کنند
i hear him complain
میشنوم که شکایت می کنند
charnel house
مردگان راتوده می کنند
compatible
با هم درست کار می کنند
they make much noise
خیلی صدا می کنند
they make much noise
زیاد شلوق می کنند
had it trans ted
بدهید ترجمه کنند
My feet hurt.
پاهایم درد می کنند.
daisy chain
سومین را و... فراخوانی می کنند
Murray code
- بیت استفاده می کنند
the trumpets blows
شیپورها صدا می کنند
they dispute about nothing
درسرهیچ نزاع می کنند
they went to r. themselves
رفتند که نامه نویسی کنند
watch pocket
جا ساعتی که به رختخواب اویزان کنند
fillister
رندهای که با ان کنش کاودرست کنند
fire support coordinator
هماهنگ کنند پشتیبانی اتش
Those who agree,raise their hands.
موافقین دستهایشان رابلند کنند
screen coordinator
هماهنگ کنند پوشش دریایی
the iron interest
کسانی که در اهن کار می کنند
they are in full retreat
سخت عقب نشینی می کنند
They act after their kind.
جنس خود رفتار می کنند.
knife board
میزی که روی ان کاردهاراپاک می کنند
tandems
وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
ccd
که دستیابی ترتیبی یا تصادفی را ممکن می کنند
Birds of a feather flock together .
<proverb>
پرندگان مشابه با یکدیگر پرواز مى کنند .
mouses
که شما حرکت می دهید تنظیم می کنند
fleas i. doges and cats
کیک هاسگ و گربه را اذیت می کنند
tandem
وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
pontoons
کرجی ته پهن که ازروی ان عبور کنند
pontoon
کرجی ته پهن که ازروی ان عبور کنند
collaret
یقه زنانه که ازتوریاخزیاچیزهای دیگردرست می کنند
meat safe
قفسه گوشت که باتورسیمی درست می کنند
mountain dew
ویسکی اسکاتلندی که بطورقاچاق در کوهستانهادرست می کنند
mud sill
پایه تبر پی استوانهای که در گل فرو می کنند
oleomargarine
کره تقلیدی که از گوشت گاودرست می کنند
musette
اهنگی که برای نی انبان درست می کنند
nogging
اجری که بان فواصلی را پرمی کنند
oast
کورهای که رازک را دران خشک می کنند
the police are on his track
مامورین شهربانی اورا دنبال می کنند
mealing table
صفحهای که باروت را روی ان نرم می کنند
koumiss
قومیس نوشابهای که تاتارهاازشیرمادیان درست می کنند
human machine interface
حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
Providence watches over him.
از عالم غیب اورا حفا ظت می کنند
combatable
قابل اینکه باان نبردیاضدیت کنند
She is the talk of the town .
همه راجع به او ( پشت او ) صحبت می کنند
company grade
پرسنلی که در رده گروهان کار می کنند
They fight like cat and dog .
باهم مثل سگ وگربه دعوا می کنند
The story goes that …
آورده اند که (چنین روایت کنند )…
who are your reference?
چه اشخاصی را دارید که شمارا معرفی کنند
saw doctor
ماشینی که با ان دندانههای اره رادرست می کنند
mouse
که شما حرکت می دهید تنظیم می کنند
tightropes
طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
numerical
داده ذخیره شده کار می کنند
combination
مجموعهای از اعداد که یک قفل را باز می کنند
tightrope
طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
functional
مشخصاتی که نتایجی که تولید یک برنامه را معرفی می کنند
rissole
کوفته گوشت یا ماهی که باخمیرنان سرخ کنند
rissoles
کوفته گوشت یا ماهی که باخمیرنان سرخ کنند
processes
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
priestcraft
دکانی که کشیش هاو ملاهادران بازی می کنند
columns
ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
column
ردیف کشتیهای مسافربری که به دنبال هم حرکت می کنند
These trees deprive the house of light .
این درختها منز ؟ را نور محروم می کنند
corporal oath
سوگندی که بادست زدن بکتاب یاد کنند
pond life
جانوران بی مهره
[که دراستخرها و حوض ها زیست می کنند.]
departmental LAN
چاپگرها و سایر منابع اشتراکی استفاده کنند
Refugees believe Germany is a land of milk and honey.
پناهندگان فکر می کنند در آلمان حلوا می دهند.
In a quarrel they do not distribute sweetmeat.
<proverb>
توى دعوا یلوا پخش نمى کنند.
pulper
اسبابی که دانههای قهوه رابان مغز می کنند
Can you get it repaired?
آیا ممکن است آن را بدهید تعمیر کنند؟
times
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
The squirrels are storing up nuts for the winter.
سنجاب ها فندقی برای زمستان ذخیره می کنند .
process
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
qualifying shares
سهامی که مدیران الزاما"باید خریداری کنند
timed
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
message
اندازه و سرعت ارسال پیام را بیان می کنند
messages
اندازه و سرعت ارسال پیام را بیان می کنند
time
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
pentarch
یکی از پنج تن مردمی که در جایی حکومت کنند
huck aback
حولهای پارچه نخ وکتان که گاهی گلداردرست می کنند
mutton chop
دنده و نیمی از مهره که باهم سرخ کنند
lachryma christi
باده سرخ و شیرینی که درجنوب درست می کنند
kago
تخت روان سبدی که از تیری اویزان کنند
kirmess
جشن وعیدسالیانهای که ........وفریادهای شادی برپامی کنند
database
که یک سیستم مدیریت پایگاه داده ایجاد می کنند
generation
کامپیوترهایی که از مدارهای مجتمع و نه ترانزیستور استفاده می کنند
water bed
تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
live lining
ماهیگیری در رودخانه که نخ و قلاب با جریان اب حرکت می کنند
This car is assembled in Iran.
این اتوموبیل رادرایران سوار می کنند (مونتاژ )
manil hemp
کنف مانیلایی که از ان طناب وبوریا درست می کنند
databases
که یک سیستم مدیریت پایگاه داده ایجاد می کنند
oatcake
کلوچه ور نیامده که ازارذجودوسردرست می کنند قرص جودوسر
generations
کامپیوترهایی که از مدارهای مجتمع و نه ترانزیستور استفاده می کنند
The surely clean you out in this nightclub .
دراین کارباره آدم را لخت می کنند ( می چاپند )
hydropath establishment
بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
hydrotherapeutic
بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
carriages
کدهایی که حرکت کارتریج چاپگر را کنترل می کنند
carriage
کدهایی که حرکت کارتریج چاپگر را کنترل می کنند
boat people
پناهندگانی که با قایق از کشور خود فرار کنند
Olympic Games
مسابقههای قهرمانی که یونانیهای باستان هرچهارسال یک باربرپامی کنند
accross the slope system
شبکهای زیرزمینی که در ان زهکش ها خط بزرگترین شیب را قطع می کنند
resurection pie
کلوچهای که از ریزههای خوراک مانده از پیش درست کنند
an out match
مسابقهای که بیرون از زمین بازی خانگی برپا کنند
Atari ST
و از پردازنده هایی استفاده می کنند که سازگار با IBM PC نیستند
backplane
مدار و اعضای مکانیکی که بردهای یک سیستم را متصل می کنند
picalilli
ترشی هندی که باسبزی وادویه تند درست می کنند
in house training
برنامهای برای اموزش افراددر سازمانی که در ان کارمی کنند
command sponsored dependent
بستگان نظامیانی که با خرج ارتش بخارج مسافرت می کنند
protonotary apostoloc
یکی از 21 تن متران هایی که فرمان پاپ را ثبت می کنند
jacamar
پرندگان منقار درازبرزیلی و مکزیکی که ازحشرات تغذیه می کنند
candle ends
باقی مانده هرچیزکه مردم لئیم جمع می کنند
mail application programming interface
که نحوه ارسال و انتقال پست الکترونیکی را بیان می کنند
guild hall
عمارت شهرداری که اصناف یارسته هادران انجمن می کنند
fritters
کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند
initialled
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
pneumatic
بافشار گاز وسایلی که با فشارگاز یا هوا کار می کنند
They live abroad for the greater part of the year.
آنها بخش بیشتری از سال را در خارج زندگی می کنند.
train headway
فاصله زمانی حرکت دو ترن که یک یکان را حمل می کنند
initials
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
analogue
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
initialling
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
wysiwyg
You What Is See WhatYou کلمه پردازهایی که تصاویر صفحهای تولید می کنند
initialing
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
initialed
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
initial
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
transceiver
گیرنده و فرستنده که می توانند سیگنال را ارسال و دریافت کنند
fritter
کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند
analogues
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند صوت را منتقل می کنند
gates
قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
symmetry ink
مرکبی که اثران در روی کاغذتنهاوقتی نمودارمیشودکه ان کاغذراگرم کنند
gate
قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
analogues
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند خط تلفن را منتقل می کنند
analogue
خط وط ارتباطی که سیگنالهای آنالوگ مانند صوت را منتقل می کنند
He was engrossed in conversation .
فوتبالیستها دارند قبل از بازی خودرا گرم می کنند
operation
آزمایش هایی برای برنامه و آمادگی داده را بررسی می کنند
function
چاپ کدهایی که یک عمل را کنترل می کنند و نه صرفا نمایش یک حرف
times
زمانی که پیام ها باید پیش از پردازش یا ارسال صبر کنند
fetch
رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
pos systems
فروشگاههای زنجیرهای وسوپرمارکتها که اخیرا " ازسیستمهای POS استفاده می کنند
acronyms
حالت خلاصه چندین حرف که کلمهای خوانا را ایجاد می کنند
lyuch law
مجازاتی که مردم بدون دادرسی و پیش خود معین می کنند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com